تبليغاتX
گروه درسی تربیت بدنی اسلامشهر 86-85
 

منوی اصلی

  صفحه نخست
انجمنهای تخصصی
ایمیل به مدیر
اتاق چت وبلاگ
موتور جستجوی وبلاگ
درج در عـلاقه مندیـها
تبدیل به صفحه خانگی
ذخیره کردن این صفحه
خروج از وبلاگ

نویسندگان سایت

 

موضوع مطالب

 

دوستان

 
آموزش افسونگری

دنيای کامپيوتر

عاشقی،علمي و...

دختری اهل فوتبال

مرجع جديدترين آهنگ ها

سايت مسخره ی علی کريمی

زمان پخش فوتبال های اروپا

کانون جک و لطيفه های جديد

اخبار و اطلاعات تاپ ورزشی

وبلاگ هواداران بايرن مونيخ

باشگاه هواداران منچستر يونايتد

حوری حوری العين زنان مومن بهشتی

مينا از همه چيز برای شما می گويد

وبلاگ هواداران تيم پرسپوليس تهران

همه چيز در مورد کامپيوتر و اينترنت

عکس/فيلم/بازي/نرم افزار/داستان/شعر عاشقونه/ترفند / فوتبال/هک


آرشیو سایت

 

مصاحبه یوفا دات کام با کاکا ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 
 

سایت یوفا مصاحبه ای با کاکا ستاره برزیلی آث میلان انجام داده است !

کارلوس آلبرتو پریرا سرمربی تیم ملی برزیل از کاکا به عنوان یکی از بهترین استعدادهای برزیل نام برده است که در طی این 50 سال اخیر این کشور عرضه داشته است. از هنگامی که کاکا در سال 2003 از سائوپائولوی برزیل به آث میلان پیوسته است تاکنون توانسته است به خوبی ترکیبی از فوتبال زیبای برزیلی به همراه فوتبال تاکتیکی و نظم پذیر اروپایی را نشان دهد.
در اینجا این بازیکن 23 ساله آزادانه با یوفا دات کام صحبت می کند و نقطه نظراتش را درباره بازی و تفاوتهایی که از آمریکای جنوبی تا به اروپا است می گوید:


یوفا: شما از آکادمی مشهور جوانان سائوپائولو به اینجا آمدید. شما چگونه روند رشد بازیکن را در کشورتان نسبت به اروپا مقایسه می کنید؟
این مسئله ای است که در مقایسه برزیل و اروپا خیلی تفاوت دارد. باشگاههای برزیلی در هر جهت سیستم های پرورش جوانانشان بهتر است و آنها به استعدادهای داخلی شان بیشتر اعتماد می کنند. من چنین چیزی را در اروپا ندیده ام. من درباره کشورهای خاصی صحبت نمی کنم اما در ایتالیا سیاست شان واضح است که به جای پرورش دادن به خریدن بازیکن می پردازند. باشگاه های ایتالیایی برای پرورش یافتن یک بازیکن صبر ندارند. این بحث طولانی است که استعدادها اکثراً بخاطر این تصمیمات ضعیف از دست می روند .

یوفا: آیا شما فکر می کنید که این امر در بلند مدت جواب خواهد داد؟
بله، عدم توجه به جوانان می تواند منجر به صدمه به تیمهای ملی شود. برای مثال، بازیکنان جوان در ایتالیا فشاری مشابه آنچه که ما در این سن در برزیل داریم ندارند و این نمی تواند خوب باشد. ما در همه زمانها تست می دهیم، اما اعتماد بازیکنان را برای رفتار حرفه ای آماده می سازد. من عاشق این بودم که تیم ضعیفی با حرفه ای ها در سائوپائولو روبرو شود. شاید برخی قوانین باشگاهها را مجبور کند که حداقل تعدادی بازیکن پرورش داده خودشان را در تیم داشته باشند، همان چیزی که درباره اش بحث شد می تواند کمک کند.

یوفا: آیا این تصور که بازیکنان شرایشان را به باشگاهها تحمیل می کنند باور درستی است؟

من موافق این نیستم!برخی قوانین شبیه قانون بوسمن توازن را در چند سال گذشته تغییر داده اند. اگر شما هم مانع از عقد قرارداد برای انتقال به تیم دیگری شوید یا خواهان شرایط بهتری باشید آنها می توانند شما را بر روی نیمکت بنشانند. در این اوضاع هیچ قهرمان یا شروری وجود ندارد.

یوفا: آیا درامد بازیکنان خیلی زیاد است یا این که مناسب است؟ 

ببینید هواداران در هر بازی نمی آیند که برای رئیس یا هیئت مدیره هورا بکشند. آنها می خواهند نمایش ستاره شان را ببینند. من نمی خواهم تکبر داشته باشم، اما نگاه کنید به ورزشهای آمریکایی و نمونه اش بسکتبال NBA، جایی که برخی افراد می توانند 100 میلیون پوند در یک چشم بهم زدن بگیرند. درآمدهایی که فوتبال تولید می کند زیاد است ولی من فکر نمی کنم که پول زیادی بابت دستمزد بازیکنان در این بین خرج شود.

یوفا: شما درباره نقش مدیران برنامه ها در فوتبال چه فکر می کنید؟

اکثر آنها بد نام شده اند چرا که حرفه بدی است، اما مردم بد در زندگی ما در هر جایی هستند و تعداد زیادی از این افراد خوب وجود دارند که برای بازیکنان مفید هستند.

یوفا: نظرتان در رابطه با نقش رسانه ها و خبرنگاران در ورزش چیست؟


  رسانه ها برای هر مسابقه مهم هستند.اما بگذارید بگویم که فضولیها واقعا عذابم می دهند. پاپاراتزی ها(خبرنگارانی که در زندگی شخصی افراد تجسس می کنند) واقعاً اعصاب خراب کن هستند!

یوفا: آیا فکر می کنید تعداد بازیهای که بازیکنان در زمانه حاضر انجام می دهند زیاد و طاقت فرساست؟

این جوابش ساده است!این درست است که بازیها زیاد است اما بازیکن حرفه ای برای همین اینچنین تعریف شده است. هر چند که معتقدم تعداد بازیهای زیاد باعث شده استبازیکنان روحیه هیجان طلبی را که برای مسابقه هایی مانند داربی ها دارند از دست بدهند.


یوفا: نظرتان در موردمشکل دوپینگ در فوتبال چیست و  فکر می کنیدچه کاری می شود در این باره انجام داد؟

 دوپینگ و داروهای نیروزا در ورزش مشکلاتی هستند که نیاز به نظارت دائم دارند. خوشایند نیست که یک بازیکن سعی کند تا با تقویت کردن خود فیزیک طبیعی خود را تغییردهد. بازیکنان یک الگو برای بسیاری از مردم هستند و آنها باید به این تاثیرشان آگاه باشند. بنظر من معتاد شدن به داروها به بدی  اعمال غیر قانونی دیگر هستند.


 

معرفي به دوستان

نوشته شده در چهار شنبه ۱۴ دي ۱۳۸۴ و ساعت 12:32 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

هاشمیان:اگر به تیم ملی برگشتم,فقط به خاطر مردم بود ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 
فیكس بودن در بایرن كار سختی است
هركس دلش می خواست به بلاژوویچ خط می داد

متين، با وقار و البته كم حرف و اخمو، اين واژه هايى بود كه تا پيش از اینكه او را از نزدیك ببینم هر بار اسم وحيد هاشميان را مى شنيدم در ذهنم تداعى مى شد. او برخلاف تصورمان او هم مى خنديد، هم شوخى مى كرد و خيلى رك و بى پرده هيچ سؤالى را بى جواب نمى گذاشت. «اگر به تيم ملى برگشتم تنها به خاطر مردم بود. تمام كسانى كه اين روزها مى گويند عامل بازگشت وحيد به تيم ملى بودند اصلاً تأثيرى در بازگشت ام به تيم ملى نداشتند.» اين حرف وحيد پاسخى شفاف به كسانى بود كه اين روزها مى خواهند حضور دوباره او را در تيم ملى به نام خود تمام كنند.
وحيد حرف هاى خواندنى ديگرى هم براى دلايل جدايى دو سال و نيمه اش از تيم ملى، دفاع از برانكو، گروه بندى ايران در جام جهانى و شانس تيم ملى براى صعود از گروهش داشت.
حرف هايى كه براى به زبان آوردن هر كدامشان يك استكان چاى از ما مى خواست!



ظاهراً نوى رورر براى تو خوش شانسى مى آورد حتماً خيلى دوست دارى كه او سرمربى تيم ملى شود!

وحيد هاشميان: بايد از اينجا شروع كنم كه امسال من از نظر بدنى خيلى آماده بودم و هستم. نمى گويم لينن سرمربى قبلى هانوفر مرد خوب و واردى نيست اما تفكرات او دفاعى بود. لينن مى گفت وقتى تيم توپ را از دست مى دهد مهاجمان هم بايد برگردند و توپ بگيرند. در واقع اين كار براى تمام مهاجمان سخت و دشوار است.
اگر يك مهاجم برگردد عقب چطور مى تواند خودش را به دروازه نزديك كند و گل بزند.با اين سيستم ما تا رده سيزدهم جدول سقوط كرديم. چند مربى كانديد شدند كه سرانجام نوى رورر به عنوان جانشين لينن انتخاب شد.
مربى جديد كار هجومى را دوست داشت كه اين براى همه راضى كننده بود. در واقع همين تفكرات اوست كه باعث مى شود هر بازيكنى براى كار با نوى رورر علاقه داشته باشد، با حضور اين مربى حتى مدافعان ما هم توانستند گل بزنند.
تارنات 3 تا زد و ساير مدافعان هم پايشان به گلزنى باز شده. از روزى كه نوى رورر آمد ما 5 بازى در بوندس ليگا انجام داديم كه اصلاً نباختيم. تازه 4 بازى هم خارج از خانه داشتيم كه ارزش كارمان را نشان مى دهد. اميدوارم نيم فصل دوم برايمان بهتر باشد. خودم كه انگيزه زيادى دارم چون مى دانم مى توانم گل بزنم.

برداريچ و اشتاينر زوج هاى خط حمله هانوفر هستند. با كداميك راحت ترى؟

وحيد هاشميان: ما سعى مى كنيم بهترين بازيهايمان را انجام دهيم و در واقع مربى هرچه بخواهد همان مى شود. در حال حاضر ما 5 مهاجم داريم كه تشنه گلزنى هستند. برداريچ تلاش مى كند تا با گلزنى در بوندس ليگا به تيم ملى آلمان دعوت شود. اشتاينر هم مى خواهد در جام جهانى براى چك بازى كند. من هم كه براى حضورى بهتر و آماده تر در تيم ملى فقط تلاش مى كنم. همين مسأله باعث مى شود بعضى وقت ها كمتر به هم پاس بدهيم تا خودمان گلزن باشيم.

در مورد نيم فصل اول بوندس ليگا صحبت كن. هانوفر هشتم شد. از اين وضعيت راضى هستيد؟

وحيد هاشميان: فوتبال موقتى است يعنى يك زمان شما موفق هستيد و در زمانى ديگر ناموفق. هانوفر امسال تا هفته دوازدهم ناموفق بود و از هفته سيزدهم تا هفدهم شرايط را تغيير داد.

تيم ما امسال پتانسيل لازم را دارد. استاديوم جديدى براى رقابت هاى جام جهانى ساخته شده و على رغم بضاعت كم باشگاه، بازيكنان گرانقيمتى خريدارى شده اند.
هدف هانوفر اين است كه خودش را به رقابت هاى بين المللى برساند و فكر مى كنم بتوانيم به جام يوفا راه پيدا كنيم.

وقتى اول فصل به هانوفر رفتى اميد اول گلزنى اين تيم بودى. چنين مسأله اى روى تو فشار ايجاد نمى كرد؟

وحيد هاشميان: اين فشار هميشه روى من وجود دارد ولى هيچ وقت دوست ندارم ضعفم را به گردن كس ديگرى بياندازم. قبول دارم قسمتى از ناكامى هايم تقصير خودم بود اما نبايد تاكتيك هانوفر را از ياد برد. ما جورى بازى مى كرديم كه اگر مساوى هم مى گرفتيم خودش هنر بود. هانوفر جرأت نداشت كار هجومى انجام دهد.

و در اين مورد با مربى صحبت نكردى؟

وحيد هاشميان: اين مشكلى است كه باشگاه هم از آن آگاه بود. به همين خاطر هيچ وقت روى من فشار نمى آورد. مسؤولان مى دانستند مشكل از تيم است نه من.

لينن هم هميشه مى گفت وحيد وظايف خود را به درستى انجام مى دهد. انگار او هم از تو راضى بود.

وحيد هاشميان: بله، وقتى معلم به شما درس مى دهد بايد همان درس را پس بدهيد نه اينكه كار ديگرى بكنيد. من وظايفم را به طور كامل انجام مى دادم. لينن در آلمان براى همه شناخته شده است. او هميشه دوست دارد تيم اش بسته بازى كند و روى ضد حملات به گل برسد. من نمى گويم اين تاكتيك بدى است، اتفاقاً بعضى جاها جواب مى دهد ولى نبايد هميشه از اين تاكتيك استفاده كرد. او معتقد است كه خيلى مهم نيست مهاجمان گل بزنند حتى گلر هم مى تواند در نقش يك گلزن ظاهر شود. به هرحال تفكرات او هم براى خودش جايگاهى دارد.

اول فصل مى دانستى قرار است در چنين سيستمى بازى كنى؟

وحيد هاشميان: نه، به آن شكل نمى دانستم.

يعنى حدس نمى زدى؟

وحيد هاشميان: نه، تا به حال در زندگى ام نه فوتبال اينجورى ديده ام و نه فوتبال اينجورى بازى كرده ام. اگر مى دانستم شرايط اين طور است شايد به اين تيم نمى آمدم.

وقتى به هانوفر رفتى چقدر طول كشيد باور كنى شرايط اين طور است؟

وحيد هاشميان: راستش پيش از شروع فصل ما در بازيهاى تداركاتى هم با چنين سيستمى بازى مى كرديم. من فكر مى كردم در شروع بوندس ليگا چهره تيم فرق مى كند و هجومى مى شود ولى ديدم نه، اشتباه فكر كرده ام.

يعنى در بازيهاى تداركاتى هم دفاعى كار مى كرديد؟

وحيد هاشميان: بله، هم در تمرين و هم در بازيهاى تداركاتى. حالا فرقى نمى كرد حريف تيم دسته چهارمى باشد يا دسته اولى.


روزهاى سخت
هاشميان و خاطرات بايرن


و اما به اينجا مى رسيم كه تو حدود 8 ماه در بوندس ليگا گل نمى زدى و 6 ماه هم در تيم ملى. از آن روزهاى سخت حرف بزن.

وحيد هاشميان: فقط مى دانستم كه از نظر بدنى در شرايط بسيار خوبى هستم. از طرفى نبايد گفت من 18 ماه در جريان بازيهاى بوندس ليگا گل نزدم. وقتى در بايرن بودم فقط در چند بازى اول فيكس بودم و بعداً خيلى كم به من بازى رسيد. در مورد امسال هم كه از شرايط توضيحات لازم را دادم. ما دفاعى كار مى كرديم و نمى شد اين طلسم را بشكنيم. از سويى من در بازيهاى چهارجانبه تهران همراه با تيم ملى بازيهاى خوبى انجام دادم و قبل از آن هم اگر بد بودم به خاطر اين بوده كه ايران بد بازى كرده ، مثلاً در بازى با كره جنوبى كه 0- 2 باختيم تنها من ضعيف كار نكردم، بلكه مجموعه تيم ملى بد بود.

به اين فكر كرده اى كه در نيم فصل دوم چند گل ديگر بزنى؟

وحيد هاشميان: من تجربه خوبى به دست آورده ام. هر بازيكنى كه خودش را تحت فشار بگذارد ضريب موفقيت اش كمتر مى شود. بايد درست هدفگذارى كرد. مثلاً من امسال هدفگذارى كرده بودم كه خوب بازى كنم و همين مسأله باعث شده بود در تمرينات و بازيها تمام تلاشم را كنم. زمانى هم كه در بوخوم كار مى كردم نمى گفتم امسال بايد 20 يا 22 گل بزنم. چون در اين صورت بازيكن تحت فشار قرار مى گيرد و نمى تواند كارش را به درستى انجام دهد. چون ممكن است چندبازى اول گل نزند و از نظر روحى به هم بريزد. اين فشار كاذب مى تواند از هر نظر تأثيرگذار باشد. در نيم فصل دوم هدف من اين است كه بدنم را آماده نگه دارم و سعى كنم خوب بازى كنم و گل بزنم.

وقتى به بايرن رفتى چطور؟ فكر مى كردى فقط يك گل آن هم در جام حذفى بزنى؟

وحيد هاشميان: اصلاً. من حدس مى زدم كه حداقل 18 تا گل بزنم. ولى ديديد كه آن صورت به من بازى نرسيد و نتوانستم موفق باشم.

يعنى فكر مى كردى در كنار ماكاى و پيزارو جزو فيكس ها باشى؟

وحيد هاشميان: راستش نه. فيكس بودن در بايرن كار سختى است. مگر اينكه نيرويى پنهانى پشت سر تو باشد! من مى دانستم شرايط سختى پيش رويم است ولى نااميد نبودم. سعى داشتم كم كم گل بزنم و خودم را جا بياندازم كه متأسفانه نشد. اگر مى ماندم كار سخت تر مى شد به همين خاطر تصميم گرفتم جدا شوم.

شايد تو حس جنگندگى نداشتى ، خيلى از بازيكنان نيمكت نشين مى مانند و مى جنگند تا يك روز به تركيب ثابت برگردند ولى تو اين كار را نكردى؟

وحيد هاشميان: من بعد از چند سال تجربه به اين نتيجه رسيدم كه بايد بروم. مسائلى وجود داشت كه نشان مى داد راهى جز جدايى وجود ندارد. مثلاً همين روى ماكاى 5 هفته هم گل نزند دوباره فيكس است.

ولى گوئررو چطور؟ او موفق شد؟

وحيد هاشميان: او هم شانس زيادى براى بازى ندارد. از طرفى گوئررو 21 ساله بود و من 28 ساله. بايرن مى توانست تا 7 سال ديگر از اين مهاجم استفاده كند ولى از من چى. مطمئن باشيد يك مربى تمام اين مسائل را در نظر مى گيرد.

چرا بايرن بازيكن ايرانى مى گيرد و به اين راحتى همان بازيكن را از دست مى دهد. انگار آنها از روى برنامه خريدهاى ايرانى خود را انجام نمى دهند و بعد از يك سال اقدام به فروش آنها مى كنند.

وحيد هاشميان: ولى من چنين نظرى ندارم. مطمئن باشيد تيمى مثل بايرن روى يك یورو هم حساب كرده. مثلاً آنها على دايى را زمانى مى خواستند كه نياز به يك سرزن داشتند اما از شانس بد او يكهو يانكر رو شد و اوج گرفت.
وقتى من رفتم پيزارو و سانتاكروز آماده نبودند كه آنها هم يكدفعه مطرح شدند تا جا براى من تنگ و تنگتر شود. پس فكر نكنيد بايرن بدون برنامه بازيكن ايرانى مى گيرد. الان هم على را به خاطر تكنيك اش به خدمت گرفته اند. در بايرن رقابت شديدى وجود دارد كه اگر نتوانى در كورس باشى، بهتر است بروى.

شايد اگر به بايرن نمى رفتى، در بوندس ليگا موفق تر مى شدى.

وحيد هاشميان: من وقتى 23 گل براى بوخوم زدم چند پيشنهاد خوب از بوندس ليگا داشتم.

ظاهراً از انگليس هم پيشنهاد رسيده بود؟

وحيد هاشميان: نه، اگر هم داشتم نمى رفتم چون من آلمان را خيلى دوست دارم. خب در آن زمان ماگات مرا براى اشتوتگارت مى خواست. بايرن هم به من پيشنهاد داده بود. بعد اتفاق جالبى افتاد. ماگات رفت بايرن و من هم به اين باشگاه رفتم. يعنى هم سرمربى مرا مى خواست و هم بايرن ولى بعضى وقت ها آدم يك فكرهايى مى كند كه درست از آب درنمى آيد.

شايد اگر از بوخوم به هانوفر مى رفتى و بعد به بايرن مى رسيدى، شرايط بهتر مى شد؟

وحيد هاشميان: اصلاً. اين ديوانگى محض است كه بازيكنى پيشنهاد بايرن را رد كند و قطعاً به دويسبورگ برود. مى فهميد كه چه مى گويم.

پس از اينكه به بايرن رفتى، پشيمان نيستى.

وحيد هاشميان: اتفاقاً من تجربه خوبى به دست آوردم. در 7 سال و نيمى كه در آلمان هستم كلاً تجربيات خوبى كسب كرده ام. موافق اين نيستم كه يك بازيكن بايد 3 سال در يك باشگاه بماند. بلكه او بايد به شهرها و تيم هاى مختلف برود تا كار با مربيان جديد را تجربه كند. الان من خودم چنين وضعيتى دارم و شايد سال بعد هم از هانوفر جدا شدم.

به اين فكر نكرده اى كه روزى از فوتبال آلمان بيرون بزنى و به جاى ديگرى بروى؟

وحيد هاشميان: نه خيلى، ولى اگر پيشنهاد خوبى باشد چرا كه نه. منتظرم جام جهانى تمام شود. اگر پيشنهاد جالبى به دستم رسيد به آن فكر مى كنم. راستش من در آلمان به سقف فوتبالى ام رسيده ام چون ديگر بالاتر از بايرن كه نداريم. اولويت بعدى من ايتالياست، كشورى كه تيمى مثل ميلان دارد. بعد هم انگليس را دوست دارم. نمى دانم چه سرنوشتى در انتظار من است. فعلاً بايد منتظر جام جهانى بمانم.


جوكثيف
و تيم ملى تميز!


شايد بارها به اين سؤال پاسخ داده باشى ولى چه شد كه تصميم گرفتى دوباره به تيم ملى برگردى؟

وحيد هاشميان: راستش وقتى نمى آمدم مى گفتند چرا نيامدى و حالا كه آمده ام مى گويند چرا آمدى. (مى خندد)

واقعاً شرايط نسبت به گذشته چقدر تغيير كرد كه تصميمت را عوض كردى؟

وحيد هاشميان: من سه سال و نيم براى تيم ملى بازى نكردم. علت اصلى خداحافظى ام باندبازى و پارتى بازيهايى بود كه صورت مى گرفت. اين مسائل روى فوتبال من بسيار تأثيرگذار بود. مديران بعضى از باشگاه ها به مربيان تيم ملى خط مى دادند تا بازيكنانشان در تركيب ثابت باشند. هركس دلش مى خواست به بلاژويچ خط مى داد. من وقتى اين چيزها را ديدم تصميم گرفتم خداحافظى كنم. واقعاً نمى گذاشتند براى تيم ملى كشورم بازى كنم. وقتى رفتم يكى از روزنامه ها نوشت حالا وحيد مى نشيند و صعود ما را به جام جهانى مى بيند.
فكر نكنيد من از حذف تيم ملى خوشحال مى شدم ولى مطمئن بودم كه تيم ملى با بازيكنانى كه داشت به جام جهانى صعود نمى كرد. بلاژويچ هم كه مدام در تلويزيون بود و فقط به درد كارهاى تبليغاتى مى خورد. حالا كه برگشته ام به جرأت مى گويم برگرداندن من كار هيچكس نبودم.
خودم تصميم گرفتم برگردم چون تيم ملى داشت از جام جهانى حذف مى شد و مردم غمگين مى شدند. با اينكه دوست نداشتم ديگر به تيم ملى بيايم اما سرانجام برگشتم.

در آن زمان تو با بلاژ صحبتى نكردى؟

وحيد هاشميان: اصلاً برايم قابل هضم نبود. من در دومين بازى بوندس ليگا براى بوخوم فيكس كار كردم و جزو بهترين بازيكنان زمين شدم ولى در ايران با نامهربانى هاى زيادى مواجه مى شدم. من از بازى دوستانه قطر تا بازى مقدماتى جام جهانى 2002 مقابل تايلند همراه تيم ملى بودم. ولى سرمربى مرا روى نيمكت مى گذاشت. تمام اين مسائل به من ضربه زد چون همان زمان عضلات شكمم پاره شد و زجر زيادى كشيدم. به نظر شما بايد چه كار مى كردم؟ خداحافظى تنها راه بود و حالا هم مى گويم كسى روى بازگشت من تأثيرى نداشت.

تو خيلى راحت تصميم گرفتى. شايد اگر مى ماندى و مى جنگيدى موفق مى شدى؟

وحيد هاشميان: اينها حرف است. فضاى آن زمان تيم ملى جورى بود كه نمى شد ماند. خيلى ها ماندند و من تصميم گرفتم بروم و فكر مى كنم كار درستى انجام دادم. تازه من اگر روحيه جنگندگى نداشتم كه نزديك به 7 سال در آلمان طاقت نمى آوردم. همين نوى رورر مرا مدت ها روى نيمكت گذاشت ولى اينقدر جنگيدم كه به حقم رسيدم. بعضى وقت ها شرايط فرق مى كند. اگر واقعاً حقم باشد كه فيكس باشم اما مربى مرا روى نيمكت بگذارد ناراحت مى شوم ولى در صورتى كه شرايطى برعكس داشته باشم مى دانم كه نيمكت نشينى حقم است و حرفى نمى زنم.

وضعيت فعلى تيم ملى چطور است؟

وحيد هاشميان: خوب. فقط لازم است كه بدانيد ديگر تيم ملى در حصار استقلال و پرسپوليس نيست.

پس قبلاً اين دو باشگاه در تيم ملى باندبازى مى كردند!

وحيد هاشميان: منظور من اين نبود. فضاى كلى تيم كثيف بود و بعضى از بازيكنان مسن سعى مى كردند جو تيم را به هم بريزند تا شرايط را به نفع خود تغيير دهند ولى الان اغلب بچه ها جوان هستند و نمى توانند از اين كارها كنند. بچه هاى مسن تيم هم بازيكنان خوبى هستند كه حضورشان براى تيم بسيار مثبت است.

شايد الان برخى از بازيكنانى كه ديگر در ليست تيم ملى جايى ندارند مثل گذشته تو فكر كنند. مثلاً بعضى از آنها على رغم آمادگى يا روى نيمكت مى نشينند يا اصلاً دعوت نمى شوند. مثل كاظميان، مبعلى و ...

وحيد هاشميان: من فكر نمى كنم مشكلى براى آنها وجود داشته باشد. اگر اين بازيكنان در تيم ملى خوب باشند مطمئناً برانكو آنها را خط نمى زند. ببينيد در زمان قديم حتى ذخيره ها هم استقلالى و پرسپوليسى بودند ولى الان اغلب باشگاه ها در تيم ملى نماينده دارند، يعنى باندبازيهاى قبلى وجود ندارد. من فكر مى كنم برانكو با دعوت نكردن كاظميان و مبعلى خواسته به آنها تلنگرى بزند. به نظر من كاظميان نسبت به گذشته افت داشته و دعوت نشدنش مى تواند او را به مرز آمادگى برساند. ايمان مبعلى هم بى شك حالا تلاشش را بيشتر مى كند تا به تيم ملى برسد.

تو بعد از بازى با مقدونيه اين بار به تماشاچيان اولتيماتوم دادى. بعد از آن بازى گفتى اگر تماشاچيان عليه تو شعار بدهند خداحافظى مى كنى. آن حرف را جدى زدى؟

وحيد هاشميان: بله، اما اينكار در شرايط خاصى عملى مى شود. زمانى كه احساس كنم واقعاً بد بازى مى كنم و طرفداران عليه من شعار مى دهند، مطمئن باشيد از تيم ملى خداحافظى مى كنم و مى روم. ولى اگر احساس كنم خوب هستم و 2-3 هزار نفر كه عليه من شعارى مى دهد از فردى خط گرفته باشند هرگز اين كار را نمى كنم.

به بحث بازيهاى تيم ملى مى رسيم و اينكه هيچكس از عملكرد تيم ملى راضى نيست. همه مى گويند تيم ملى زيبا بازى نمى كند. تو با اين نظر موافق هستى؟

وحيد هاشميان: من نمى خواهم از تيم ملى يا فرد خاصى دفاع كنم. همه به اندازه خودشان فوتبال را مى فهمند و آن را بلدند. يك زمان هست كه ايران جلوى كره شمالى قرار مى گيرد، تيمى كه با يك دفاع فشرده و بازى بسته اجازه نمى دهد بچه ها حركت كنند.
مطمئن باشيد اگر همين كره بيايد جلوى ما فوتبال بازى كند مى توانيم گل هاى بيشترى به حريف بزنيم. يا اينكه ما جلوى بحرين در تهران بدشانسى مى آوريم و همان ثانيه هاى اول يك توپ به تير مى زنيم. مطمئناً اگر همين توپ گل مى شد، 3-4 تا به حريف مى زديم.
بحث يك يا دو بازى نيست، مدت ها است كه تماشاچيان از تيم ملى بازى زيبا نديده اند. آنها هم انتظاراتى دارند.
من يك سؤال دارم، اگر اوت مى شديم سخت تر بود يا بد بازى مى كرديم.
ولى چرا نبايد تيم ملى زيبا بازى كند و به جام جهانى برود.

يعنى ايران در بازى آخر مقابل بحرين با حمايت 80 هزار تماشاچى نمى توانست حريف را حداقل در زمين اش حبس كند. چون در همان بازى و در نيمه دوم بحرين اغلب توپ را در اختيار داشت.

وحيد هاشميان: شما فكر نكنيد بحرين تيم ضعيفى است. آنها هم در چند سال اخير به قدرت هاى آسيا پيوسته اند. اگر اين تيم كمى تجربه داشت مطمئناً به عنوان تيم پنجم قاره به جام جهانى مى رسيد. قبول كنيد ديگر تيم ملى نمى تواند به قطر با بحرين 4 گل بزند.
آن دوران به پايان رسيده. مقابل همين قطر اگر در دقيقه 35 گل نمى زديم كه در همان دور مقدماتى مقدماتى! حذف مى شديم. ما همان روزها خدا خدا مى كرديم به جام جهانى برسيم ولى حالا اين حرف ها و حديث ها به راه افتاده. يادمان نرود كه آرزويمان بود فقط صعود كنيم.

به عنوان آخرين سؤال از جام جهانى صحبت كن. گروه بندى را چطور مى بينى؟ تيم ملى در چه شرايطى مى تواند در اين تورنمنت مهم موفق باشد و حرف هايى كه مى توانى در اين باره بزنى.

وحيد هاشميان: اهل پيش بينى نيستم ولى فكر مى كنم شرايط به نفع ما است. چون حريفان ديگر فكر مى كنند ما ضعيف هستيم و مى توانند شكستمان دهند. اين پوئن مثبتى است چون حريفان ما را شل مى گيرند و فقط حمله مى كنند كه در اين صورت مى توانيم روى ضد حملات موفق باشيم. فكر مى كنم تنها برگزارى اردوهاى مناسب مى تواند ضريب موفقيت ما را بالا ببرد گر چه تا شروع رقابت ها فرصتى براى برگزارى اردو نيست اما بازى با تيم هاى بزرگى چون اسپانيا مى تواند به آمادگى ما كمك كند. اردوى نهايى مان در آلمان هم مى توانند آمادگى كامل تيم ملى را به همراه داشته باشد.


معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ۱۲ دي ۱۳۸۴ و ساعت 13:21 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

باقرى: پروين بى دليل نگفته يازده بى معرفت ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 

غيبت او در بازى مقابل فجر شهيد سپاسى باعث شد كه على پروين بهروز رهبرى فر را در كمال ناباورى جانشين او كند. كريم باقرى كه در هفته هاى گذشته يكى از چهره هاى شاخص تيم پرسپوليس بود به دليل سه اخطاره بودن نتوانست تيم اش را در برابر فجر سپاسى همراهى كند. او گمان نمى كرد در غيابش هم تيم هايش اينگونه زمين بخورند. كريم باقرى زمان شكست پرسپوليس در دبى به سر مى برد.

بازى را ديديد؟
-متأسفانه در سفر بودم. وقتى سوار هواپيما شدم متوجه نتيجه بازى شدم.
فكرش را مى كرديد اينگونه شكست بخوريد؟
-به هيچ وجه. اصلاً انتظار چنين نتيجه اى را نداشتم. باورتان نمى شود اما وقتى يكى از مهمانداران هواپيما اين خبر را به من داد از فرط ناراحتى سرم را نمى توانستم بالا بگيرم.
حالا چه اتفاقى مى افتد؟
-دقيقاً نمى دانم اما اميدوارم هر چه مى شود از اين بدتر نشود.
خبردارى كه على اقا هم استعفا داده است؟


-اين را هم شنيدم اما كار با استعفا درست نمى شود.
به عقيده تو مقصر اين ناكامى ها چه كسى است؟
-نمى شود تقصير را به گردن يك نفر انداخت، وقتى شكست به وجود مى آيد همه مقصر هستند. اين بى انصافى است كه تمام كاسه و كوزه ها را به سر يك نفر بشكنيم.
خط دفاعى خيلى بد عمل كرد. قبول دارى در اين پست مشكل داريد؟
-نمى توانيم تمام نقص ها را به گردن خط دفاعى بيندازيم. در اين باخت همه مقصر بودند.
به نظرت درد اصلى پرسپوليس كجا است؟
-درد پرسپوليس در بد بازى كردن تيم است. بايد فكرى به حال بهبود بازى و كيفيت فنى بشود.
گمان مى كنى با آمدن گونش اين مشكل برطرف شود؟
-حرف خاصى در اين باره نمى توانم بزنم. من و ديگر بازيكنان تابع باشگاه هستيم و در اين خصوص كه چه كسى بيايد يا نيايد نمى توانيم اظهار نظر كنيم.
به هر تقدير هواداران پرسپوليس از اين وضعيت راضى نيستند؟
-خب معلوم است. آنها تمام عشق و علاقه شان پيروزى و موفقيت پرسپوليس است. انتظار آنها بجا است. آنها زيادتر از حقشان را از ما نمى خواهند. تماشاچيانى كه در سرما و گرما ما را حمايت مى كنند حق دارند به اين ناكامى ها اعتراض كنند.
آنها دوباره پروين را هو كردند؟
-نه، اين تنها كار يك عده خاص است. هواداران واقعى پرسپوليس پروين را دوست دارند.
پروين بعد از بازى گفته است با يازده بى معرفت رو برو بودم. نظرت در اين باره چيست؟
-على آقا نظر خودش را گفته است. اين نظر حتماً دليلى دارد.
سؤال آخر. آينده پرسپوليس را چگونه پيش بينى مى كنى؟
-اميدوارم اوضاع و احوال بهتر شود. با اين وضع روزهاى آينده براى پرسپوليس روزهاى خوبى نخواهد بود.


معرفي به دوستان

نوشته شده در يكشنبه ۱۱ دي ۱۳۸۴ و ساعت 18:08 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

كاسياس در جست وجوى جام هاى قهرمانى در 2006 ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 

ايكر كاسياس سنگربان پرطرفدار قوهاى سفيد مادريدى از عملكرد خودش در سال ۲۰۰۵ خيلى راضى به نظر نمى رسد. بيشترين دلمشغولى وى براى سال جارى كسب مقام است و به هواداران خودش و تيم فوتبال رئال مادريد نويد تمديد قرارداد با اين باشگاه را تا سال ۲۰۱۱ ميلادى مى دهد. وى در مورد اهداف آتى اش گفته است...
۲۰۰۵ براى رئال به مثابه يك فاجعه بود. درست است؟

< اصلاً سال خوبى نبود. از شروع سال ۲۰۰۵ تا پايانش فقط بد آورديم و هيچ مقامى هم كسب نكرديم. در ضمن از بارسا هم خيلى فاصله داريم.

انگار بهترين خبر از جانب تو فقط تمديد قراردادت مى باشد، نه؟
< شخصاً فقط همين را دارم. خانواده من از اين خبر خيلى خوشحال شدند، خصوصاً كسانى كه من را دوست دارند. همه در كوچه و خيابان خوشحالى شان را به من ابراز مى كنند و فقط مى توانم از آنها تشكر كنم. همه به من لطف دارند و با گرفتن توپ هاست كه مى توانم محبت آنها را جبران كنم.


سال ۲۰۰۶ سال ديگرى براى شما خواهد بود. فكر مى كنى در اين سال خوشحال تر باشى؟


< اميدوارم كه اين طور باشد. هنوز زمان زيادى باقى مانده تا به جاهايى كه مى خواهيم برسيم. ليگ قهرمانان و جام قهرمانى جوايز ارزنده اى هستند كه پيش روى ما قرار دارند. در ليگ خودمان تاكنون خيلى موفق نبوده ايم. بايد مثل گذشته فقط به صعود فكر كنيم و از بارسلونا بالا بزنيم.

فلورنتينو پرس گفته كه مادريد جهت ورزشى اش را از دست داده، اين موضوع مشكل خيلى بزرگى خواهد بود، نه؟


< اين طبيعى به نظر مى رسد به راهى كه ما در آن پيش مى رفتيم آسيب رسيده. تعويض چهار مربى در طول يك سال بسيار نامتعارف است. من اميدوارم كه لوپز كارو بتواند آرامش را دوباره به تيم برگرداند. من خودم را قانع كرده ام كه بايد همه چيز را جبران كنيم.

رئال مادريد مثل يك تيم مرده به نظر مى رسد!


< اين مسائل من را آزار نمى دهد. ما فعلاً بايد سكوت كنيم و منتظر باشيم تا در آخر فصل همه چيز را درست كنيم. چيزهايى كه در مورد ما مى گويند فعلاً مهم نيست. بايد اميدوار باشيم و از خودمان عكس العمل مثبت نشان بدهيم.

اما در اين شرايط سخت بايد خيلى قوى باشيد تا از خودتان عكس العمل نشان بدهيد، البته شما اين كار را كرده ايد...


< ما نبايد چيزى را از ديگران مخفى كنيم. همه دنيا بازيهاى ما را تماشا مى كنند و هر چيزى را زير نظر قرار مى دهند. نبايد واقعيت ها را نفى كنيم. من به عنوان يك بازيكن و يك مادريدى همه چيز را از داخل مشاهده مى كنم تا از بيرون و معتقدم كه بايد براى ما هنوز هم احترام قايل باشند. ما اين اواخر خيلى نااميد شديم. خصوصاً در دو بازى اخيرى كه داشتيم همه چيز خيلى عجيب بود. در بازى با رسينگ همه چيز اسفناك بود. ما فقط بايد سال گذشته را فراموش كنيم.

تمرينات شما تغيير كرده، چه اتفاقى افتاده؟


< ما خودمان را خيلى زير سؤال برده ايم و در حال حاضر در تيمى بسيار عالى كار مى كنيم. تمرينات ما سخت تر شده و مى خواهيم در بازيهاى آينده زياده خواه باشيم، بازيهاى مهم مثل ديدار با اوساسونا هم بوده كه نبايد فراموش كنيم آنها ده نفره بودند و ما هيچ كارى نمى توانستيم انجام بدهيم.

فعلاً رئال بزرگترين هدفش را جام حذفى قرار داده. خيلى كم نيست؟


< نه، به هيچ وجه. قهرمانى در جام حذفى از اهميت فوق العاده اى برخوردار است. من به شخصه تاكنون هيچ چيزى كسب نكرده ام و براى كسب مقام عطش فراوانى دارم. رقابت در جام حذفى بسيار زيباست ولى نبايد جام ليگ قهرمانان را هم فراموش كنيم. فعلاً مشكل ما فقط در ليگ اسپانيا است. نتايج نامناسبى به دست آورده ايم. بايد همه چيز را اصلاح كنيم. شايد بتوانيم از بارسا جلو بزنيم.

رئال در ليگ قهرمانان تيم مهمى نبوده، درست است؟


< خب، اين درست است كه وضعيت ما بسيار بد بوده اما كارى مى كنيم كه همه حيرت كنند. رئال مادريد هنوز هم همان رئال سابق است. همه ما هنوز به اينكه پيراهن اين تيم را به تن مى كنيم مفتخريم و بايد نام باشگاه را بزرگ حفظ كنيم.


 

فكر نمى كنيد كه مطبوعات مادريدى كمى در مورد رونالدو ناعادلانه برخورد كرده باشند؟


< مطبوعات عقايد مخصوص به خودشان را دارند. اگر ۸۰ هزار نفر تماشاچى در زمين داشته باشيم مطمئن هستم كه ۲۰ هزار نفر آنها به طور حتم با رونالدو مخالفند اما آنها با من و ديگران هم مخالفت دارند. آنها فقط با ديدن بازيها قضاوت مى كنند و موج انتقادات را به راه مى اندازند و به قابليت كلى بازيكن توجه نمى كنند. بالاخره اين هم طبيعى است كه در يك تيم ۲۲ نفره همه نمى توانند همزمان عالى باشند. به نظر من كمى بايد عادلانه تر باشند.


يك سال را با ساكى و لوكزامبورگو گذراندى. نبود آنها را چطور تحمل مى كنى؟


< همان طور كه بتوانم. بالاخره همه چيز عوض مى شود و بايد پذيرفت. بالاخره بنا بر تصميم باشگاه بايد پذيراى همه چيز باشيم.

نظر شما در مورد خريد بنيتو فلورو چيست؟


< براى من تا حد زيادى عجيب بود اما خب اگر او بتواند كارى بكند كه وضعيت ما بهتر شود من هم به نوبه خودم خوشحال خواهم بود. من مدت زيادى است كه در رئال هستم و شناخت خوبى هم از اينجا دارم. فكر مى كنم او هم بايد بداند كه باشگاه ما در طول ده سال اخير خيلى تغيير كرده است.

دوست دارى كه فرناندو ايه رو دوباره به جمع شما بپيوندد؟


< اگر باعث پيشرفت تيم ما بشود چرا كه نه. چيز زيادى از او به ياد نمى آورم اما شناخت كلى كه از او دارم اين است كه هميشه خوب بازى مى كرده.


با اتمام سال فكر نمى كنى تا حدى اهداف تو هم به نقطه پايان رسيده باشد؟


< من درست نمى دانم. بالاخره گذشت زمان در تمام نقاط دنيا اتفاق مى افتد. من الان ۲۴ سال از سنم گذشته و هنوز هم روزهاى زيادى را پيش رو دارم كه بخواهم در آنها بازى كنم و درخشش داشته باشم. من به هيچ وجه نگران گذشت زمان و بالا رفتن سنم نيستم. هميشه بايد اميدوار بود و تلاش كرد. به طور مثال مردم الان به زيدان و كارلوس دايماً انتقاد مى كنند اما من هنوز هم دلم مى خواهد افراد باتجربه اى مثل آنها در كنار من بازى كنند. على رغم سن بالايى كه دارند خيلى كارآمد هستند.

سرجيو روماس پوشش خوبى به تيم مى دهد، نه؟


< بله دقيقاً. او جوان با استعدادى است و در طول دو سال اخير تجربه فراوانى كسب كرده و در آينده مى تواند جزو كسانى باشد كه نامشان در تاريخ ثبت خواهد شد.

امكان اينكه سرجيو روماس در طول سال هايى كم تبديل به يك ستاره بشود وجود دارد؟


< احتمال وقوع اين اتفاق وجود دارد. او با اهداف زيادى آمده و مى خواهد درخشش داشته باشد. بعيد نيست كه خيلى زود به ستاره اى بزرگ تبديل شود.

جام جهانى نزديك است، نظر شما چيست؟


< ما مثل بقيه تيم ها خيلى پرطرفدار نيستيم اما اين بد نيست. فكر مى كنم بايد با يك تركيب كاملاً هماهنگ و تيمى بسيار متوازن به صحنه اين رقابت ها وارد شويم. بايد خودمان را به خوبى نشان بدهيم چون رقيبان بسيار سختى را پيش رو داريم.


جام جهانى را با رائول خواهيد بود يا بدون او؟


< هميشه با او. بدون رائول اصلاً امكان پذير نيست. ما به وجود او هميشه نياز داريم. رائول بازيكن بزرگى است و چه در تيم رئال مادريد و چه در تيم ملى نقش بسيار مهمى را ايفا مى كند.


از سال ۲۰۰۶ چه خواسته اى دارى؟


< اول از همه اينكه مصدوم نشوم و بتوانم در كنار تمام هواداران باشم و رئال را به كسب مقام نزديك كنم. در ضمن دعا مى كنم و از خدا مى خواهم كه هر چه سريع تر دى استفانو شفا پيدا كند. همه ما براى او نگران هستيم.


معرفي به دوستان

نوشته شده در جمعه ۰۹ دي ۱۳۸۴ و ساعت 13:34 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

كريمي: اميدوارم ايران در جام جهاني معجزه كند! ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 - علي كريمي در گفت‌وگويي با سايت رسمي رقابت‌هاي جام جهاني در طرح «سه پرسش، سه پاسخ» شركت كرد و نظرات خود را درباره‌ي اين رويداد مهم بيان كرد. سايت رسمي جام جهاني همچون مراحل قبل سه پرسش را از اين بازيكن مطرح كرده است:
1ـ چه انتظاري از برگزار كنندگان جام جهاني 2006 آلمان داريد و فكر مي‌كنيد كه اين مسابقات چگونه برگزار خواهد شد؟
2 ـ بهترين خاطره‌ي شما از رقابت‌هاي جام جهاني چيست و چرا؟
3 ـ به تابستان آينده نگاه كنيد. چه تيم‌هايي مي‌توانند به بازي نهايي صعود كنند، كدام تيم قهرمان مي‌شود و چه كساني گلزن فينال خواهند بود.
سايت رسمي جام جهاني مي‌نويسد:« بازيكن مياني تيم ملي ايران اميدوار به معجزه‌ي اين تيم در جام جهاني است.»
علي كريمي در پاسخ به پرسش نخست مي‌گويد:« هم اكنون در آلمان زندگي مي‌كنم و كارهاي زيربنايي انجام شده در اين كشور را براي جام جهاني مي‌بينم. اطمينان دارم كه آلمان‌ها، اين مسابقات را به بهترين نحو برگزار مي‌كنند.»
ستاره‌ي تيم ملي ايران، پيروزي برابر استراليا و راه‌يابي به جام جهاني 1998 را بهترين خاطره‌ي فوتبالي خود عنوان مي‌كند و مي‌گويد:« آخرين صعودمان به جام جهاني پس از شكست استراليا (در ملبورن ايران دو بر صفر از حريفش عقب افتاد اما در پانزده دقيقه‌ي آخر موفق به تساوي شد و به جام جهاني صعود كرد) بهترين خاطره‌ام است. اميدوارم كه ما بتوانيم معجزه‌اي اين چنيني در جام جهاني پديد آوريم.»
كريمي نمي‌تواند پيش بيني از تيم‌هاي ديدار نهايي ارايه دهد. او مي‌گويد:« جام جهاني رقابت بسيار نزديكي خواهد بود و به واقع پيش بيني كردن ناشدني است.»


معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ۰۵ دي ۱۳۸۴ و ساعت 11:06 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 
 

گفت‌وگوي اختصاصيبا سخنگوي بايرن مونيخ ¦ مصاحبه و گفتگو
 

  ماركوس هورويك، سخنگوي بايرن مونيخ به اين موضوع پافشاري كرد كه علي كريمي به طور قرضي و هميشگي به باشگاهي فروخته نمي‌شود و هر اظهار نظري از سوي سران باشگاه در روزنامه‌هاي آلماني ساختگي و بي‌پايه و اساس است.

هورويك كه اين روزها درگير كارهاي پايان فصل بايرن است درباره‌ي آينده كريمي به خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت:« ما تصميم نداريم كريمي را بفروشيم و خبر انتقالش به كلن تنها شايعه روزنامه‌هاست. هيچ يك از نمايندگان بايرن مونيخ در اين باره حرف نزده‌اند. پيشتر هم به شما گفته بودم پس از تعطيلات زمستاني با كريمي و نماينده‌اش براي بستن قرارداد جديدي مذاكره خواهيم كرد. نمي‌توانم درباره‌ي شرايط و ديدگاه آنها اظهار نظر كنم. اما، باور دارم كه قراردادش را تمديد خواهد كرد. سال آينده همه چيز روشن خواهد شد. علي تاكنون عملكرد خوبي داشته است.»

مدير روابط عمومي بايرن درباره‌ي پيشنهاد باشگاه به كريمي گفت: « مبلغ و مدت قرارداد پيشنهادي از اسرار باشگاه است و فاش نمي‌شود.»

سران بايرن از بازيكنان ايراني كه خريده‌اند راضي هستند. اما، سياست خريدن بازيكنان بيشتر از اين كشور دست كم تا يكي دو فصل ديگر ادامه نخواهد داشت. هورويك در اين باره گفت:« افزون بر علي ما بازيكنان ديگري مانند زي روبرتو، لوسيو و گره‌رو را داريم. به تازگي با بازيكن ديگري هم از پاراگوئه به توافق رسيده‌ايم. پس با اين شرايط نمي‌توانيم با بازيكن غير اروپايي ديگري قرارداد ببنديم.»

پس از نيمكت نشيني علي دايي و وحيد هاشميان در بايرن بعضي از روزنامه‌هاي آلماني و ايراني نوشتند خريد بازيكنان ايراني نوعي سياست درآمد زايي قهرمان بوندس‌ليگا است كه پس از يك فصل با قيمت بيشتر به باشگاه ديگري فروخته شوند. سخنگوي بايرن مونيخ به ايسنا گفت:« بايرن مونيخ هرگز چنين شيوه‌اي براي درآمدزايي ندارد. تنها نام بازيكناني در بازار نقل و انتقالات وارد فهرست خريدهاي باشگاه مي‌شوند و به آنها پيشنهاد مي‌شود كه بتوانند بايرن را براي به دست آوردن قهرماني و پيشرفت ياري كنند. دايي و هاشميان اين ويژگي را داشتند.»


با توجه به بازيكنان ايراني كه در بايرن به ميدان رفتند اين تيم هواداران فراواني در ايران دارد آيا قهرمان آلمان براي داشتن بازاري در اين كشور برنامه‌اي دارد؟ هورويك به ايسنا گفت: « اين موضوع را بررسي مي‌كنيم. ما به دنبال بازار ايران هم هستيم.»


ايران در گروه D جام جهاني 2006 در كنار حريفان نيرومندي مانند مكزيك، پرتغال و آنگولا قرار دارد. هورويك آينده خوبي را براي تيم برانكو ايوانكوويچ پيش بيني كرد:« چرا نبايد با اين بازيكنان و تماشاگران از اين گروه بالا رفت؟ تيم خوبي داريد. ايران هم مي‌تواند شگفتي‌ساز شود!»

ماه گذشته بعضي از شخصيت‌هاي سياسي و ورزشي آمريكايي و آلماني به بهانه اظهار نظر رييس جمهور درباره‌ي قتل و عام يهوديان در جنگ جهاني دوم و افسانه پنداشتن هولوكاست از سازمان ملل درخواست كردند، ايران را از جام جهاني محروم كنند. اين واكنش ماركوس هورويك به پيشنهاد كنار زدن ايران از جام جهاني آلمان بود:« نمي‌توان با اين پيشنهاد كاري كرد. فوتبال بويژه در جام جهاني از سياست جداست، پيام اين رقابت‌ها صلح و دوستي است و نمايندگان كشورهاي جهان براي جشن بزرگ فوتبال به آلمان سفر خواهند كرد.»


معرفي به دوستان

نوشته شده در يكشنبه ۰۴ دي ۱۳۸۴ و ساعت 12:43 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آخرین مصاحبه ی كریمی بعد از آخرین گل... ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 
علی كریمی : گل زدن شانس می خواهد; دست خدا در گلدانهای فیفا بود; عدم استفاده از باقری كفران نعمت است; حق امثال فرشید در ایران پایمال می شود


اخبار ضد و نقیضی در مورد انتقال شما از تیم بایرن به كلن به گوش میرسد !

در این مورد تا آنجا كه به من مربوط می شود، بازیكن بایرن مونیخ هستم و با این تیم حد اقل به مدت یك سال قرارداد قطعی امضا كرده ام. تا روزی كه آنها بخواهند در خدمتشان هستم و هر زمان نخواستند آنگاه این من هستم كه تیم بعدی را انتخاب می كنم. تا كنون از سوی هیچ مقامی در بایرن مونیخ با من صحبتی نشده و آنها صریحاَ این حرفها و نوشته ها را تكذیب می كنند. ضمن آنكه هیچ كس از آینده و اتفاقات پیش رو خبری ندارد.
ما منتظریم تا باز هم از این گلها بزنی.

گل زدن شانس و اقبال میخواهد باید در مسیر مخصوص گل قرار داشته باشی و خیلی چیزها با هم چفت و جور شود تا افتخار گلزنی نصیبت شود. متاسفانه در فوتبال دنیا به خصوص در ایران چشم همه به گلزن و پاس گل دوخته شده است.




برنامه ی بعدی شما چیست ؟

چهارشنبه مقابل هامبورگ بازی بسیار مشكلی داریم به خصوص كه اینروزها حال و احوال بایرن هم چندان تعریفی ندارد. بعد از بازی به ایران می آیم و حدود یك هفته در ایران هستم و بعد به مونیخ باز می گردم. قرار است برای اردوی زمستانی به دبی برویم.

در مورد قرعه كشی جام جهانی، از قرعه ی ایران خوشحال هستی؟

قرعه شروع كار است. ما حالا فهمیده ایم كه با چه تیمهایی بازی داریم. كارهای بعدی مهم است كه در مقابل این تیمها چگونه آماده شویم. در فرصتی كه باقی است، فدراسیون فوتبال باید تداركات لازم را در جهت حریفان تداركاتی و رساندن تیم ملی به آمادگی مطلوب از دست ندهد. قرعه ی ایران یك قرعه ی متوسط بود.
از یك سو مكزیك در حد تیمهایی مانند آرژانتین، برزیل و آلمان و انگلیس نیست اما پرتغال در سید دوم یكی از قدرتمند ترین حریفان است. از آنگولا هم شناختی ندارم گو یا برای اولین بار به جام جهانی می آید و بازیكن سرشناسی هم در حد جهانی از این تیم نشنیده ایم. مجموعاَ دست خدا در گلدانهای فیفا با ما همراه بوده كه انشاالله تا آخرش هم باشد.

در مورد چهره های درخشان لیگ از جمله كریم باقری چه نظری دارید؟

امروزه خیلی ها از من در مورد كریم سوال می كنند. من نظر خود را گفته ام و باز هم تاكید می كنم كه این نظر شخصی من است. كریم باقری این روزها یكی از برجسته ترین چهره های روز فوتبال ایران است كه به خوبی توانسته در دفاع بحران زده ی پرسپولیس تحول مثبتی ایجاد نموده وضمن توانمندی و قدرت در كارهای دفاعی، آغازگر حملات تیم پرسپولیس نیز می باشد. او اگر همینطور ادامه دهد، و روند آمادگیهایش را حفظ كند، در خط دفاع و حتی خط میانی می تواند عصای دست مربی تیم باشد. در كنار كریم باقری چهره های دیگری نیز هستند كه خوب می درخشند و از آمادگی مطلوبی برخوردار هستند . انكار این چهره های آماده كفران نعمت است و همانطور كه برانكو قول داده است، درهای تیم ملی تا روز آخر باز است و هیچ مربی نمی آید كه از بازیكنهای آماده ای مثل باقری بی تفاوت بگذرد.

این روزها فرشید درخشش خوبی دارد، نظر شما در مورد او چیست؟؟

فرشید مظلوم و با تحمل است و او سالهای سال بدون آنكه حتی یك بار برای حق و حقوق خود معترض شود و یا كسی را برنجاند، همواره به سود دیگران گذشت كرده و در فوتبال ما حق چنین بازیكنانی با این خصوصیات اخلاقی پایمال می شود.
فرشید دارای شایستگی های به مراتب بیشتر از آنچه به او رسیده می باشد. امیدوارم تا كسانی باشند كه در مورد فرشید و بازیكنانی نظیر او عدالت را رعایت كنند.


خیلی ها می گویند چرا آن دریبل ها،نمایش ها، و فانتزی بازیها در بازی تو مشاهده نمی شود؟؟

یك زمان و در یك فرهنگ فوتبالی خاص از من می خواستند تا دریبل بزنم و با حركات فردی گره های دفاعی را باز كنم و چنین كارهایی را مورد تشویق و ستایش قرار می دادند. در زمان فعلی هم نوع و جنس فوتبال بایرن مونیخ سرعت پاسهای تكضرب درگیری های فیزیكی و حركات بدون توپ را از من می خواهند . باور كنید این تغییر و تبدیل كار ساده ای نیست . اینكه من گاهی موفق و گاهی ناموفق نشان دهم، و نوعی سردرگمی دارم یك امر طبیعی است كه باید این دوگانگی ها را در طول زمان و در فرصت كافی برای خود حل كنم.

در این مورد چرا بازیكنان دیگر چنین ترس و احتیاطی ندارند؟؟

اولاَ نوع فوتبال و جنس بازی من با دیگران متفاوت است. بعضی ها در همان ایران هم كه بازی می كنند جنس بازیشان فیزیكی ، پر جنب و جوش و نزدیك به فوتبال اروپایی است و هیچ بازیكنی هم مستقیماَ از فوتبال ایران یا امارات به بایرن مونیخ نرفته. آنها كه مد نظر شما هستند در طول زندگی فوتبالی خود دچار همین گرفتاریها و نوسانات شده و اگر خوب دقت كنید فراز و نشیبهای داشته اند و امروزه اگر سوار بر میدان و بازی هستند ، حاصل چندین سال تجربه است .

آ.ث. میلان چگونه حریفی است و از برخورد با میلان خوشحال هستید؟؟

در میان شانزده تیم طراز اول اروپا هر تیمی به هر تیمی بخورد، یك حریف قدر و در نوع خود بزر و سرشناس است. روی همین اصل چندان فرقی نمی كرد كه به جای آ.ث.میلان هر تیم دیگری بود.


معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۴ و ساعت 13:53 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برای روزهای باقی مانده تا جام جهانی چه برنامه ای دارید؟ ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 مصاحبه  با افشین قطبی!
. صحبت های قطبی در مورد برنامه ریزی های کره ای ها و نحوه ی مدیریت دیک ادووکات، سرمربی این تیم حاوی نکات آموزنده است که همه ی اهالی فوتبال از جمله ی دکتر دادکان و برانکو را به خواندن آن دعوت می کنیم.
نوزاد: می خواهم صحبتم را از حرف های اسکولاری، مربی برزیل در جام جهانی 2002 شروع کنم. پس از قهرمانی برزیل از او پرسیدند چه عواملی تاثیر بسزایی در قهرمانی تیمتان داشت، اسکولاری در پاسخ گفت: "بسیاری از موفقیت تیم برزیل را مدیون روانشناس این تیم هستیم. حضور دو ساله او در کنار تیم و اطلاعاتی که در مورد خصوصیات روحی-روانی هر بازیکن در اختیارم گذاشت، سلطه ی پنهان من در آماده سازی تیم ملی برزیل بود."
این مقدمه را گفتم چون به اعتقاد من هیچ سرمربی در دنیای کنونی فوتبال نمی تواند به تنهایی عده ای بازیکن را دور هم جمع کند و از آن ها تیمی قوی بسازد. رهبری یک تیم حالا یک همکاری گروهی است. می خواهم بدانم در مجموعه مربیان تیم ملی کره جنوبی چه کسانی حضور دارند؟

 قطبی: به غیر از دیک ادووکات به عنوان سرمربی تیم، پیم و من به عنوان مربی، تیم کره دارای یک مربی دروازه بان، یک تیم پزشکی کامل و یک فیزیوتراپ است. اما شاید مهم ترین مسئله دعوت از هانگ یانگ بو، بازیکن سرشناس کره ای که به تازگی از فوتبال خداحافظی کرده، به کادر مربیان بوده است. بازیکنان کره ای برای او احترام خاصی قائلند و وی توانسته رابط بسیار خوبی بین ما و بازیکنان باشد. به عنوان مثال می توانید او را با علی دایی مقایسه کنید.

نوزاد: کره ای ها در برنامه ریزی وسواس عجیبی دارند. یادم میاید قبل از جام جهانی 2002 وقتی برای اردویی به آمریکا آمده بودید، ساعت پنج صبح بازیکنان را به کنار دریا میبردید تا تمرینات هوازی را انجام دهند. برای من و همه دوستداران فوتبال جالب است بدانیم تا جام جهانی آلمان چه برنامه ای دارید؟

قطبی: وقتی کادر جدید مربیان رهبری تیم کره را بدست گرفت، اولین کاری که انجام دادیم شناخت بازیکنان بود. بدلیل حضور چند ساله من و پیم وربک خیلی سریع تیم را جمع و جو کردیم. بازی با ایران برای ما اهمیت فوق العاده ای داشت چرا که در این بازی به دنبال کسب روحیه و آوردن نشاط به تیم ملی بودیم.
بعد از دیدار با ایران هر چهار نفرمان هر هفته هر کدام دو بازی لیگ را در نظر گرفتیم تا بازیکنی از قلم نیفتد و بتوانیم همواره بهترین ها را به اردو دعوت کنیم.
پس از انجام دو بازی سنگین در مقابل سوئد و صرب ها در حال حاضر برنامه اردوهایمان را تکمیل می کنیم. به طور خلاصه می توانم مراحل مختلف آماده سازی تیم ملی کره را چنین برشمرم:

ماه ژانویه

o اردوی یک هفته ای در دوبی
o دیدار دوستانه با تیم ملی امارات
o حضور در تورنمنت چهار جانبه عربستان
o دیدار دوستانه با دانمارک، روسیه و یا عربستان

ماه فوریه

o شروع اردو در آمریکا از روز دوم فوریه
o دیدار با تیم گالکسی در روز هشتم فوریه
o دیدار با تیم ملی مکزیک در روز دوازدهم فوریه
o دیدار با تیم ملی هندوراس یا کاستاریکا در روز پانزدهم فوریه
o حضور در تورنمنت هنگ کنگ
o دیدار با تیم کرواسی، پاراگوئه و یا هنگ کنک

ماه مارس و آوریل

o نظاره مستقیم دو ماهه بر لیگ کره و بررسی بازیکنان

ماه می

o تشکیل اردوی اروپایی از روز پانزدهم می

ماه ژوئن

o حضور در جام جهانی

تازه واردی که فیکس می شود

نوزاد: مرحله آخر یعنی یک ماه قبل از شروع جام جهانی مرحله ای حساس است. چه برنامه ای دارید؟

قطبی: سعی می کنیم در اروپا اردو بزنیم اما نه در آلمان. تا حد امکان خیلی دیر به آلمان می رویم چرا که اردوی زود هنگام در آلمان هیجان مسابقات را از ما می گیرد و در ثانی استرس بچه ها بیشتر می شود.

نوزاد: من اعتقاد دارم در ایران همه بازیکنان لیگ باید هر شب با رویای جام جهانی به خواب روند. این حس باید بوجود بیاید که هر بازیکن شانس دارد پیراهن تیم ملی را بپوشد. یک نوع آتش زدن به دل لیگ! حس رقابت سالم باید فوتبال ما را پویا کند. شما لیگ کره را چگونه دنبال می کنید؟

قطبی: جالب است مثالی بزنم. در مدتی که لیگ کره را زیر نظر داشتیم، پیم وربک یک جوان بیست و یک ساله را دید که عالی بازی می کرد. قرار شد من هم بروم چند بازی او را ببینم. وقتی برگشتم به ادووکات گفتم باید حتما او را دعوت کنیم. با این که شاید از ده مربی هشت مربی او را انتخاب نکردند چرا که نوع بازی اش تماشاگرپسند نیست اما حرکات بدون توپ، جایگیری و تاکتیک پذیریش بی نظیر است. او با شماره 17 اولین بازی ملی اش را مقابل ایران انجام داد و کم کم دارد خود را به عنوان یکی از ستون های اصلی تیم جا می اندازد. تا یادم نرفته بگویم که در بازی با ایران چهار بازیکن بیست ساله داشتیم که دوتای شان (لی وان هو و لی هو) برای اولین بار لباس تیم ملی را بر تن داشتند.

نوزاد: شما هم مثل ایران بازیکنانی دارید که در خارج از کره و لیگ های اروپایی بازی می کنند. برای آنها چه برنامه ای دارید؟

قطبی: در چند روز اول اردو برای بازیکنان اروپایی که کمتر در تیم های شان بازی می کنند، تمرینات ویژه ای می گذاریم و آنها جدا از تیم تمرین می کنند. بعد از چند روز تمرینات همگانی را آغاز می کنیم. ضمن اینکه در طول فصل ارتباط نزدیکی با آنها و مربیان شان داریم.

نوزاد: بسیاری از تست های فوتبال از جمله تست کوپر منسوخ شده اند Biptest جای آن را گرفته است. از طرفی کره ای ها معمولا تنوع غذایی خوبی دارند. یعنی میزبان سبزیجات و ماهی در غذاهای شان زیاد است که این برای یک ورزشکار خوب است. کمی از برآورد جسمانی بازیکنان و تغذیه آنها بگویید.

قطبی: پزشک تیم برنامه غذایی مرتبی به بازیکنان می دهد که بازیکنان آن را حتی در طول فصل و حتی خارج از اردو رعایت می کنند. بازیکنان کره فیزیک بسیار مناسبی دارند. ما هر روز وزن آنها را اندازه می گیریم. جالب است بدانید یک باسکول انتخاب کرده ایم که همه جا و حتی در سفر ها همراه مان است که میزان سنجش یکنواخت باشد. از ماه ژانویه یک متخصص بدنسازی به جمع ما اضافه می شود که برنامه کامل تری ارائه می کند.

نوزاد: تیم ملی ایران را از نزدیک دیدید. چه برداشتی دارید؟

قطبی: تنوع تاکتیکی تان کم است و اینطوری مقابل تیم های اروپایی به مشکل بر می خورید. باید توانایی روش بازی را در خودتان چند برابر کنید. فراموش نکنید شما به کارزار جام جهانی می روید!


معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۴ و ساعت 13:47 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رومنیگه:ايران از «خوب»هاى جام جهانى خواهد بود! ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 كارل هاينز رومنيگه آلمانى به عنوان برنده دو توپ طلايى خوب مى داند عكس يادگارى با اين جايزه چه لذتى دارد.اما سئوالاتى كه اين روز ها از او مى شود بيشتر پيرامون بايرن مونيخ است كه او نايب رئيس آن است و همچنين تيم ملى آلمان كه او در معيت آن دو مقام نايب قهرمانى جهان در سال هاى ۸۲ و ۸۶ را كسب كرد و همه منتظرند ببينند در جام جهانى خانگى بعدى (۲۰۰۶) چه خواهد كرد. ببينيم خود او چه مى گويد.
• • •
• تيم فعلى آلمان را چگونه مى بينيد؟
معتقدم پس از آمدن كلينزمن ما يك تيم رقابت جو و مثبت تر شده ايم و فكر مى كنم كه سال بعد با چنين حال و هوايى نتايج خوبى در جام جهانى بگيريم.


• به لحاظ اقتصادى اين جام چه تاثيرى را بر آلمان خواهد گذاشت؟
در درجه اول ما به خاطر ميزبانى و نياز هاى آن صاحب يك سرى استاديوم نو و شيك در كشورمان شده ايم كه اين خودش يك ثروت و منبع درآمد و پيشرفت است. من خودم اقتصاددان نيستم اما مى دانم كه ميزبانى اين جام ها يك كشور را صاحب فرصت هاى اقتصادى فوق العاده و مثبتى مى كند.

• اما تيم آلمان چه؟ آيا شانسى هم براى قهرمان شدن دارد؟
قبلاً هم به شما گفتم كه تيم خوبى داريم. در عين حال معترفم كه بدون عواملى مثل شانس و اقبال و قرعه خوب، هيچ تيمى به اوج نمى رسد و اين شامل ما هم مى شود.

• در مورد بازيکنانان خارجى اى كه در بايرن به خدمت مى گيريد (و منجمله ايرانى ها) مجموعاً چه خط مشى و سياست و نوع برخوردى داريد؟
خب، يك سرى كارهاى مشترك براى تمام آنها انجام داده ايم كه تلاش براى ياد دادن زبان آلمانى به آنان به قصد برقرارى ارتباط كارى بهتر با سايرين، از آن دست است. به علاوه كمك مى كنيم كه با شرايط زندگى در آلمان خو بگيرند و طبعاً به لحاظ فنى هم بايد با تيم هماهنگ شوند كه اين يكى از وظايف خودشان است.

• على كريمى چه؟
ما از او در بايرن بسيار راضى هستيم. او آدمى بسيار خوب و صاحب كاراكترى قوى است. ما او را در قبال قيمتى كم و بهتر بگويم مفت و بدون هيچ «پول پيش» و بدون مبلغى مستقيم براى قرارداد جذب كرديم و امروز همه در بايرن از سرعت وفق يافتن او با شرايط تيم حيرت زده اند. او كيفيت فنى بالايى هم دارد. آنقدر بالا كه به باور نمى آيد. او بيهوده مرد سال آسيا نشده است.

• برداشت كلى شما از فوتبال ايران چيست؟
ابتدا به شما به خاطر راهيابى تان به جام جهانى تبريك مى گويم. دفعه سوم است كه مى آئيد و اين نشان مى دهد كه در مسيرى صحيح گام برمى داريد. ما قبلاً از ايرانى هاى ديگر (دايى و هاشميان) هم در بايرن استفاده كرده بوديم و آنها را نيز بازيگرانى حرفه اى و توانا يافته بوديم. گمان مى كنم شما از «خوب»هاى جام جهانى باشيد.

• توپ طلاى امسال اروپا هم اهدا شد، اما به نظر شما برترين بازيكنان تاريخ اين قاره چه كسانى بوده اند؟
بدون هيچ شكى هموطنم فرانتس بكن باوئر و يوهان كرويف هلندى. آنها به لحاظ فنى كامل بودند و به اكثر افتخاراتى كه تصور كنيد، رسيدند و از شخصيتى قوى هم بهره مى بردند.

• ...و سرانجام بگوئيد بهترين و سخت ترين رقيبى كه روبه رويتان ايستاد، چه كسى بود؟
مارادونا. او از پله هم بهتر بود. وقتى مارادونا مى درخشيد، فوتبال چند درجه سخت تر از دوران پله شده بود و كارهاى دفاعى و بازى هاى به شدت بسته و محتاطانه بيشتر از گذشته بود. او كسى بود كه به كابوس حريفان بدل مى شد.


معرفي به دوستان

نوشته شده در پنج شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۴ و ساعت 13:32 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رضاييان: فولاد زيبا بازي نمي‌كند، نظم تيمي هم ندارد ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 
«در اوج خستگي ليگ را آغاز كرديم»
«حق پخش تلويزيوني در انحصار دو تيم پايتخت‌ است»


فولاد خوزستان با كسب عنوان قهرماني چهارمين ليگ برتر فوتبال كشور انتظارات بسياري از مردمان فوتبال دوست خوزستان را براي نخستين بار در يك آوردگاه ملي برآورده ساخت. با آغاز ليگ برتر پنجم، فولاد خوزستان آغاز خوبي نداشت و پس از گذشت بيش از يك سوم از بازيهاي ليگ هنوز نتوانسته جايگاه واقعي خود را در جدول اين پيكارها از آن خود كند.

صحبت های مسعود رضائيان، مدير عامل باشگاه فولاد خوزستان درباره شرايط اين تيم در ليگ امسال و ليگ قهرمانان آسيا در ادامه مي‌آيد.

در اوج خستگي ليگ امسال را آغاز كرديم

رضاييان در ابتدا گفت: دلايل متعددي وجود دارد كه نتايج بدست آمده مناسب نبوده است، از مهمترين آنها مي‌توان به پيچيدگي و فشار بيش از حد تمرينات دوره بدنسازي در آلمان اشاره كرد كه زمان بندي آنها طوري انتخاب شده بود كه با شروع ليگ در 26 شهريور ماه به پايان برسد، ولي شاهد بوديم كه بازيها 15 روز زودتر شروع شد و تيم فولاد هفتم شهريور ماه نيز مقابل صباباتري بازي انجام داد. اين امر باعث شد كه مجبور شويم حداقل سه هفته برنامه بدنسازي تيم را به جلو بيندازيم ، زماني براي انجام اين كار نداشتيم و در اوج خستگي ليگ را شروع كرديم.

غرور قهرماني و شكست در سه بازي نخست

مديرعامل باشگاه فولاد در ادامه‌ي دلايل عدم نتيجه‌گيري اين تيم افزود: بيشترين ضرر و زيان را از عدم انطباق شروع ليگ در سه بازي آغازين ليگ داشتيم. ناهماهنگي بازيكنان ملي‌پوش با تيم نيز از جمله ديگر دلايل بود. در بازي آخر ليگ گذشته هم ملي‌پوشان را تا شب قبل از بازي صباباتري در اختيار نداشتيم. دليل آخر هم غرور ناشي از قهرماني و نبود انگيزه كافي بود كه باعث شد سه بازي اول را از دست بدهيم. اما از بخش دوم كه از هفته چهارم بود كم‌كم مشكلات پيش آمده برطرف شد و نتيجه اين شد كه در شش بازي اخير نتايج قابل قبولي كسب كنيم.

وي ادامه داد: بخش سوم مربوط به هفته دهم و ديدار با ذوب‌آهن بود. اگر بخواهيم با ليگ سال گذشته روند فولاد را مقايسه كنيم شاهد هستيم كه فولاد بعد از انجام پنج الي شش بازي خوب يك بازي بسيار بد را انجام مي‌داد كه ناشي از افت مجموعه تيم به لحاظ جسماني و روحي است و اين بازي را امسال به ذوب آهن برخورد كرديم كه نتايج درخشاني را كسب كرده بود.

فولاد زيبا بازي نمي‌كند و نظم تيمي هم ندارد

رضاييان گفت: هواداران به فولاد به چشم يك قهرمان نگاه مي‌كردند و به تبع اين نگاه باعث مي‌شد انتظارشان از تيم دو برابر شود، از سويي ديگر مسؤولين فولاد نيز همين انتظار را از تيم داشتند ضمن اينكه در اين بين تيم فولاد ضعيف نشده بود، دو بازيكن را از دست داديم و بجاي آنها سه، چهار مهره خوب را جذب كرديم و انتظار مي‌رود بچه‌ها بهتر از اين بازي كنند. يكسري نقايص در تيم وجود دارد. يكنواختي در تمرينات، زيبا بازي نكردن، انگيزه پايين بازيكنان و عدم وجود انظباط تيم كه قاعده هر تيمي است، نسبت به سال گذشته كمتر شده است كه سعي داريم مشكلات فوق را با تغييراتي كه در كادر فني انجام داده‌ايم بتوانيم رفع كنيم.

ميزباني آبادان با گذشت زمان بهتر شد

باشگاه فولاد خوزستان‏‏‏،‎‎ شهر آبادان را به عنوان ميزبان ديدارهاي اين تيم در ليگ قهرمانان آسيا انتخاب كرد.

رضاييان در خصوص ميزباني آبادان گفت: نوع ميزباني آبادان را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد. اول اينكه تيمي كه در شهر خودش بازي مي‌كند از نوعي اعتماد به نفس برخوردار است و با گوشه گوشه زمين خود آشناست. بنابراين در زمين خود بازي كردن با بيرون تفاوت دارد. بحث دوم كيفيت زمين از لحاظ نور و چمن است. زمين آبادان در اين دو مورد مشكل دارد، اين بدين معنا نيست كه زمين اهواز مشكل نداشت ولي حداقل بازيكنان با زمين آشنا بودند. اما بحث آخر درباره هواداران است. ما در اولين بازي در آبادان به دليل كارهاي كه از قبل انجام شده بود و حمايتي كه فولاد نتوانست از صنعت نفت در مورد تحريم ليگ برتر انجام بدهد باعث شد مورد توجه مردم آبادان قرار نگيريم. اما در هفته دوم شرايط كاملا برعكس شد و هواداران يك صدا و يك نفس تيم فولاد را تشويق كردند و حتي احساس كرديم اگر در اهواز بوديم اين همه هواداران يك طرفه تيم ما را تشويق نمي‌كردند، اين امر در بازي با پيروزي در اوج قرار گرفت و مطمئنا شرايط بسيار خوبي بوجود آمده و با توجه به شرايط زمين اهواز حداقل تا پايان ليگ در اين شهر بازيهايمان را دنبال مي‌كنيم.

نقش نيكوليچ را پررنگ‌تر كرديم

مديرعامل باشگاه فولاد در ادامه گفت: بعد از سه باخت اول ليگ، نيكوليچ را به تركيب اضافه كرديم و متاسفانه از وي استفاده مناسبي نشد و فقط بازيكناني كه در تركيب 18 نفره نبودند و يا دچار آسيب‌ديدگي‌ شده ‌بودند را تمرين مي‌داد. در يك جلسه سنگين و فشرده با كميته هاي مختلف فني تيم و انجام بحث‌هاي متعدد به اين نتيجه رسيديم كه نيكوليچ را به عنوان كسي كه فوتبال و تيم ما را مي ‌شناسد و حداقل 14 بازيكن از تيم بزرگسالان شاگردهاي قبلي وي بودند، بايد به مجموعه اضافه شود و مسؤوليت بيشتري را به عهده بگيرد. نظر او در مورد طراحي، تعيين زمان و نوع تمرينات، تركيب تيم در بازيهاي مختلف مطرح مي شود اما در عين حال استقلال و آزادي عمل سرمربي تيم حفظ شده، يعني تمام پيشنهادات مطرح مي شود و سرمربي در بكارگيري آنها مختار است، با اين تفاوت كه اگر مربي در پي عدم بكارگيري نظرات وي نتيجه نگرفت، بايد جوابگو باشد.

بازيكنان كمكي در ليگ قهرمانان آسيا

رضاييان با اشاره به رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا در خصوص وضعيت تيمش گفت: بر خلاف گذشته كه هميشه به فكر بازيكن در خط حمله بوديم در حال حاضر شاهد تراكم زيادي در خط حمله هستيم. در حال حاضر به فكر اضافه كردن يك پيستون در سمت چپ و يك بازيكن در وسط زمين به عنوان طراح يا هافبك نفوذي هستيم. نفراتي را هم در نظر گرفته‌ايم كه در حال حاضر نمي‌توان نامي از آنها برد و منتظر هستيم زمان شروع بازيها و قرعه‌كشي مشخص شود و ببنيم دور اول با چه تيم‌هايي هم گروه مي‌شويم. اگر احساس كنيم در دور اول با همين نفرات مي‌توانيم خود را نشان بدهيم مطمئنا در دور اول بازيكن كمكي نخواهيم گرفت و در مرحله دوم كه بعد از ليگ برتر آغاز مي‌شود، به جاي گرفتن يار كمكي، نفراتي را جذب مي‌كنيم.

فعاليت ده تيم در رده‌هاي مختلف سني در باشگاه فولاد

مديرعامل باشگاه فولاد اظهار داشت: پيش‌بيني بودجه براي يكسال ده تيم در رده‌هاي مختلف كه همگي در ليگ‌هاي برتر كشور مشغول به فعاليت هستند قطعا رقم بالايي را در بر دارد و به همين دليل تيم فولاد به جايي اينكه سالانه 600 و 700 ميليون خرج آوردن بازيكن غيربومي كند بر روي تيم‌هاي پايه سرمايه‌گذاري مي‌كند. با توجه به اين موارد هزينه در نظر گرفته شده بالغ بر چهار ميليارد تومان بوده كه از اين مبلغ شركت، دو ميليارد تومان آن را تقبل كرده است و مابقي از طريق فروش بازيكن ، اسپانسر و كارهاي تبليغاتي تامين مي‌شود و تاكنون نيز چيزي نزديك به 5/1 ميليارد تومان از طريق موارد ياد شده عايد باشگاه شده است كه اگر اين رقم با خريد‌ بعضي از تيم‌ها مقايسه شود فقط به اندازه خريد چند بازيكن مي‌شود.

باشگاه‌هاي ورزشي در آمدزا نيستند

رضاييان افزود: اگر بخواهيم تيم‌هاي صنعتي و غيرصنعتي را از نظر امكانات مقايسه كنيم بايد گفت خيلي از تيم‌هاي صنعتي با امكانات بالا هم به دسته پايين‌تر سقوط كرده‌اند و اين مقايسه قابل قبول نيست. اگر گفته مي‌شود چرا باشگا‌هها كمتر به سمت خصوصي شدن مي‌روند و فقط تيم ها از حمايت دولتي برخوردارند بايد گفت تيم‌هاي باشگاهي كشور طوري طراحي نشده اند كه انتفاعي باشند بلكه وظيفه‌اي و دولت‌مندانه اداره مي‌شوند، يعني هزينه در قبال خدماتي كه به جامعه مي‌دهند، ايجاد مي‌كنند. ورزش ما هزينه بر است نه درآمدزا.

انحصار حق پخش تلويزيوني در اختيار دو تيم پايتخت‌

مديرعامل فولاد با بيان اينكه هيچ باشگاه‌ حرفه‌اي در جهان زير 40 درصد از حق پخش تلويزيوني دريافت نمي‌كند و اين رقم حتي تا 80 درصد مي‌رسد، گفت: باشگاههاي مانند بايرن مونيخ، منچستر يونايتد و رئال مادريد سال گذشته ارقامي بين 150 تا 180 ميليون يورو سود مالي داشتند كه رقم بالايي از اين مبلغ حق پخش تلويزيوني بوده ‌است و اين در حالي است كه اغلب اين تيم‌ها خودشان نيز شبكه خصوصي داشته‌اند. در كشور ما متاسفانه اين حق به صورت انحصاري در اختيار دو تيم پايتخت نشين است. اين حق پخش باعث مي‌شود اسپانسر بيشتري جذب شود. سال گذشته بازي پاس و فولاد بطور زنده پخش شد و يك شركت خصوصي حاضر بود با پرداخت مبلغ 50 ميليون تومان فقط اسم كالاي توليدي خودش را بر روي پيراهن فولاد بزند. اگر بخواهيم 30 بازي ليگ را در نظر بگيريم رقمي بالاي 5/1 ميليارد تومان فقط از اسپانسر عايد باشگاه مي شود. اگر اين موارد در نظر گرفته شود فوتبال به يك صنعت درآمدزا تبديل مي‌شود و نيازي به حمايت دولت ندارد و بخش خصوصي هم فقط هزينه نمي كند.

انتقاد از صدا و سيما

وي افزود: بازي مقابل ذوب‌آهن در واقع بازي قهرمان و نائب قهرمان فصل گذشته بود و در روز بازي اين دو تيم هيچ ديدار ديگري برگزار نمي‌شد كه متاسفانه بطور زنده پخش نشد. ولي از سويي ديگر در شرايطي كه دو تيم تهراني در هر جاي جدول هم كه باشند بازيهايشان پوشش داده مي‌شود. نامه‌اي از طرف 14 باشگاه ديگر براي مهندس علي‌آبادي، رييس سازمان تربيت‌بدني تنظيم شده است كه در آن دو درخواست گنجانده شده است، اول در مورد نحوه پخش بازيهاي تيم‌هاي مختلف از جمله قهرمان فصل قبل ، نائب قهرمان و قهرمان جام حذفي كه خواسته شده يك تقسيم‌بندي عادلانه برايشان انجام شود و دوم اينكه براي پخش مسابقات درآمدي براي باشگاه در نظر گرفته شود. چگونه است كه براي پخش فوتبال خارجي مبلغي پرداخت مي‌شود كه قاعدتا ملبغ بالايي هم است ولي از پرداخت اين مبلغ به باشگاه‌هاي داخلي طفره مي‌روند. اين امر به ساختار فوتبال داخلي ضربه وارد مي كند.


معرفي به دوستان

نوشته شده در يكشنبه ۰۶ آذر ۱۳۸۴ و ساعت 13:38 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

روزي روزگاري پروين ¦ مصاحبه و گفتگو
 

  اين بدترين دوراني نيست كه پروين از سر مي گذراند. او روزهاي تلخ تري هم داشته است. شكست در راهيابي به جام جهاني و بركناري از تيم ملي، سپس محو شدن از صحنة فوتبال. اتفاقي كه بار ديگر سه سال پيش تكرار شد؛ اگر چه كمرنگ تر. رفتن از پرسپوليس، دل خوش كردن به ليگ دسته يك و حسرت بازگشت.
اما آن چه حالا براي او در شرف وقوع است، اگر نه دردناك تر كه كاري تر است. حالا سرنوشت، او را بر سر تيغ به پيش مي برد؛ ماندن يا رفتن. پروين با تيمي در هم ريخته، سوداي ماندن دارد و بسياري تقدير رفتن را برايش رقم مي زنند. چه آن ها كه روي سكوها نشسته اند و تنها پيروزي مي خواهند و چه آن ها كه پشت ميزهايشان به باشگاهي مدرن تر و سازمان يافته تر مي انديشند. اين جا سرنوشت پروين است كه نوشته مي شود. امروز يا يك هفتة ديگر. غيرقابل كتمان، اين است كه گذشته براي او به باد رفته است و او تنها آينده را پيش رو دارد؛ مسيري ديگر، پرويني ديگر.

پروین: نقطه ضعف ما پرسپوليسه!

من لقبم سلطانه اون زمان ها كه كاپيتان تيم ملي بودم، يك بار با يك تاج و شنل طلايي عكس گرفتم. همين شد كه به ما گفتند سلطان
اكبر خان مهدي
علي پروين مثل هر بازيكن ديگري در آن روزها براي خودش لقب داشت. وقتي تيم آن ها در محله شان بازي داشت، همه مي گفتند كه تيم علي زاغي آمده. اما بعد از گذشت چند سال، وقتي او با يك تاج و شنل و كفش طلا عكس گرفت، به سلطان معروف شد.
اين گفتگو زماني انجام شد كه اعضاي جديد هيأت مديره پرسپوليس تازه معرفي شده بودند و ماندن يا رفتن پروين در ابهام بود . شايد به همين دليل او ترجيح داد گفت وگو را زياد جدي نگيرد و بيشتر به سؤالات زرد(!) جواب دهد.
چرا به شما مي گويند سلطان؟
هر كدام از فوتباليست ها يك لقبي دارند. من هم لقبم سلطانه. چون اون زمان ها كه كاپيتان تيم ملي بودم، يك بار با يك تاج و شنل طلايي عكس گرفتم. همين شد كه به ما گفتند سلطان، چون اون زمان ها كساني كه تاج و شنل داشتند، به سلطان معروف بودند. وقتي عكس گرفتم و تو يكي از مجله ها كار شد، به ما هم گفتند سلطان.
پس اين لقب را از خيلي سال ها پيش داريد؟
بله. شايد شما تازه شنيده باشيد، اما من خيلي وقت است كه سلطانم. هر كس يك لقبي داره. البته اون زمان ها بيشتر به لقب ها توجه مي كردند تا الان. الان خيلي كم شده. ديگه كسي را با لقبش صدا نمي كنند.
از اين لقب خوشتان مي آيد؟
بالاخره اين سلطان، سلطان را خيلي وقت پيش مي گفتند. الان هم روي ما مونده ديگه. نمي شه كاري بكنيم. اگه يك اسم روي كسي بمونه، تو زبان همه مي افته و نمي شه كاري بكني. حالا ما از اين سلطان خوشمان بياد، يا نه.
آقاي پروين! اگر شما فوتبال را كنار بگذاريد، چه درآمدي براي امرار معاش داريد؟
ما اصلا به خاطر پول تو فوتبال نيستيم كه!! من اگر بخوام همين الان مربيگري را ول كنم، وقت بيشتري براي كار كردن دارم. من هيچ احتياجي به پول اين فوتبال ندارم. تا الان هم فقط به خاطر اين كه خاك اين فوتبال رو خوردم، دارم مربيگري مي كنم.
نقطه ضعف شما كجاست؟
داري مي ري تو حاشيه!! نقطه ضعف ما هم پرسپوليسه. اين تيم اگر بد بازي كنه نقطه ضعف ماس. حالا چه ما مربي باشيم، چه نباشيم. فرقي نمي كنه.
وقتي كه پرسپوليس مي بازد، چه حسي پيدا مي كنيد؟
خب ما چند سال تو اين تيم بازي كرديم. از اسمش گرفته تا آخرش، ما دوستش داريم. حالا شما خودت رو بذار جاي ما. اگر اين تيم ببازه، چي كار مي كني؟ كاري هم از دست ما برنمي آد. دنيا براي ما سوت و كور مي شه.
اولين باري كه فوتبال بازي كرديد، يادتان هست؟
خيلي سال پيش بود. فكر كنم 14 ـ 13 سال داشتم. اون زمان ها توپ پارچه اي بود. يادمه كه من يكي از اين توپ ها رو داشتم و با خودم هر روز مي بردم خونه. اون موقع، فوتبال اين جوري نبود. هر محل براي خودش تيم داشت. من هم فوتبال رو از تيم محلمان شروع كردم. يادش به خير.

زماني كه بازي مي كرديد، كدام بازيكن را دوست داشتيد؟ شايد بهتر باشد بپرسم كدام فوتباليست را در تاريخ فوتبال ايران دوست داريد؟
زماني كه ما فوتبال بازي مي كرديم، من ناصر حجازي را دوست داشتم. هنوز هم به جرأت مي گم كه دوستش دارم. اصلا وقتي مي رفت تو گل، گل زدن به اش سخت بود.
به غير از فوتبال، ورزش ديگري هم مي كرديد؟
آره. دوچرخه سواري و واليبال. واليبال هنوز هم بازي مي كنم. پنج شنبه ها مي رم با بچه ها واليبال بازي مي كنم.
آقاي پروين! چرا شما براي تمرين دادن تيم از ورزشگاه كارگران استفاده مي كنيد، در حالي كه پرسپوليس، زمين اختصاصي درفشي فر را دارد؟
ما به كارگران عادت كرديم. هر مربي براي تيمش يك زمين تمرين انتخاب مي كند. ما هم كارگران را انتخاب كرديم.
زماني كه شما فوتبال بازي مي كرديد، با اين زمان كه داريد مربيگري مي كنيد، چقدر فرق دارد؟
خيلي. اون زمان ها هر محل 10 تا زمين فوتبال داشت. اما الان ديگه زمين فوتبال پيدا نمي شه. اون قدر ساختمان ها جاي زمين فوتبال را گرفته اند كه تهران مثل يك كشور شده!
فكر مي كرديد روزي مربي شويد؟
اون زمان هر بازيكني كه خوب بازي مي كرد، بعد از چند سال مي رفت مربي مي شد. ما هم همين فكر را مي كرديم. مي دونستم يك روزي مربي مي شم.
براي آن زمان ها دلتان تنگ نشده؟
چرا. خيلي دوست دارم برگردم اون زمان و دوباره فوتبال بازي كنم. بعضي وقت ها با بچه ها مي رفتيم سالني بازي مي كرديم به ياد اون وقت ها.
فوتبال تا الان، لطمه اي به زندگي شما نزده؟
قبل از اين كه ازدواج كنم، يك مقدار مشكل داشتم. اوايل، پدرم نمي گذاشت فوتبال بازي كنم. مثلا من اون زمان از يك تيم خارجي پيشنهاد داشتم كه بابام نذاشت برم. اما وقتي ازدواج كردم، همسرم با اين موضوع مشكل نداشت. خودش هم فوتبال دوست داره. همين جا از همسرم تشكر مي كنم!!
شما خيلي كم با موبايل تان حرف مي زنيد. حتي دوست نداريد وقت حرف زدن با موبايل، عكستان را بگيرند. چرا؟
دوست ندارم. هيچ علاقه اي ندارم كه با موبايل حرف بزنم. موبايل براي جاهاي ضروريه. نه اين كه ما بشينيم باهاش صحبت كنيم. فقط دوستام اگه بخواهند من رو پيدا كنند، به موبايلم زنگ مي زنند.
بالاخره نگفتيد بدترين روز زندگي شما كي بوده؟
روزي كه مادرم رو از دست دادم.
شنيده ام كه خيلي او را دوست داشتيد.
هر بچه اي مادر و پدرش را دوست داره. مگه مي شه كسي اون ها رو دوست نداشته باشه؟ اما نزديكي من به مادرم اون قدر بود كه همه اين موضوع را مي دانند. وقتي كه پدرم فوت كرد، مادرم ما را بزرگ كرد. خيلي زحمت ما را كشيد.
شنيدم هر پنج شنبه به بهشت زهرا مي رويد؟
بله. من هر پنج شنبه مي رم سر خاك مادرم و كمي با اون درد دل مي كنم.
يك خاطره از خانواده تان تعريف كنيد؟
يك روز تيم ما بازي داشت، قرار بود داداش بزرگترم هم بياد سر بازي. ما ساعت 5 بازي داشتيم و اون از ساعت دو تو ورزشگاه نشسته بود!



يادداشت هايي از موافقان و مخالفان حضور پروين در تيم پرسپوليس
سلطان بماند سلطان نماند
پاي فوتبال كه وسط مي آيد، همه چيز فرق مي كند. دسته بندي ها رنگ ديگري مي گيرند، آدم ها از پشت چهره هاي رسمي شان بيرون مي آيند و درباره تيم ها و بازيكن هاي مورد علاقه شان صادقانه حرف مي زنند. فوتبال از آن چيزهايي است كه آدم ها را- وقتي ازش حرف مي زنند- واقعي تر و دست يافتني تر نشان مي دهد. به همين خاطر هم سعي كرديم يادداشت هايي كه براي اين پرونده جمع و جور مي كنيم به قلم كساني باشد كه فقط به عنوان كارشناس ورزشي مطرح نيستند. نادر داوودي مدير مسؤول سابق هفته نامه تماشاگران است.جهانگير كوثري را هم اگر با گزارش هاي فني و زيبايش به خاطر نداريد، شايد نامش را به عنوان يك تهيه كننده معتبر سينما و همسر رخشان بني اعتماد شنيده باشيد. مسعود ده نمكي ديگر نيازي به معرفي ندارد. فعاليت هاي مطبوعاتي او را در سال هاي گذشته ديده و خوانده ايم و مستندهايي كه ساخته هم تا همين چند وقت پيش دست به دست مي چرخيد. به خصوص فيلم دومش قرمز يا آبي؟ توجه خاص او را به پديده اجتماعي هواداران فوتبال و حساسيت هاي آنها نشان مي داد. يادداشت سيامك رحماني ّهمکارانمان در پارس فوتبال را هم به عنوان يكي از نگاه هاي منفي مي بينيد، هرچند خودش زياد با چاپ مطلب با اين عنوان موافق نبود!

نگاه +

مهم ترين نشانه روزگار سپري شده
نادرداوودي
علي پروين، مهم ترين نشانة يكي از مهم ترين دوره ها در تاريخ فوتبال ايران است. اما اين دوران، خواهي نخواهي به پايان رسيده است. آموزنده، آن كه ما در ابتداي دوران جديد قرار داريم و پروين، خود، يكي از مهم ترين عوامل در پايان بخشيدن به دورة پيشين بوده است.
مشخصات عصري كه علي پروين در آن رشد كرد و به اوج رسيد، عبارت بود از تعصب به تيم باشگاهي، وفاداري به عناصر ثابت، و بازي به خاطر عشق و علاقه. اين مفاهيم در بستر فوتبالي كه امروزه آن را آماتور نام گذاري مي كنيم، بيشتر معنا مي دهد. دوران اين مدل از ابتداي ورود فوتبال به ايران، تا چند سال پيش، كمابيش و با فراز و فرودهايي تجربه و سپري شد. در سال هاي پيش از پيروزي انقلاب در سال 1357، باشگاه پرسپوليس در يك دورة كوتاه، تلاش كرد تا تيمي حرفه اي به وجود آورد و از قضا، علي پروين يكي از اركان آن تيم بود. اما آن مدل آزمايشي، در همان روزگار نيز هرگز پاسخ نداد.
پروين در عين حال، نماد موفقيت تام و تمام در آن ايام است. او به تمام موفقيت هاي ممكن كه هر بازيكن ـ مربي اي آرزوي آن را دارد، رسيده است. به همة اين موفقيت ها بايد مزيت ديگري را نيز افزود، او در دوران پس از بازيگري فرسوده نشد و به سرنوشت بسياري از همقطارانش كه تسكين موادمخدر را برگزيدند، گرفتار نيامد. علي پروين با وجود پايان يافتن عصري كه از آن نام برديم، نماد اقتدار در كسوت مربيگري نيز بوده است. او مهم ترين مربي اي است كه در مقابل طغيان بازيكنانِ تازه به شهرت رسيده و يا به شدت مشهور، مي ايستد و به آن ها باج نمي دهد. خصيصه اي كه حتي در فوتبال حرفه اي جهان نيز براي شخصيت يك مربي مقتدر، ضروري و ستودني است.
علي پروين، سهم بزرگي بر گردن باشگاه پرسپوليس دارد كه به دفعات، از سوي مالكين دولتي باشگاه، برخي از مطبوعات و نيز مديران گاه و بيگاه انتصابي، ناديده انگاشته شده است. او مهم ترين عامل بقا و دوام تيم در سال هاي بي ثبات پس از پيروزي انقلاب در ايران، با اتكا به محبوبيت بي مانندش، بوده است.

اما پروين، امروز به دليل آن چه كه ندارد و آن چه كه به عناصر اصلي فوتبال در سال هاي اخير تبديل شده است، بايد بيش از پيش به حاشيه رود و از متن جذاب اما پر از دردسر فوتبال، كناره گيري كند. فوتبال حرفه اي با ادعاهاي بزرگ و بي رحمي ناگزيرش، كه سر در آخور سرمايه دارد، از راه رسيده است و اگرچه در قامتي ناموزون و با مديريتي نه در حد ادعا، اما در ايران امروز، مستقر شده است. براي پرويني كه مي شناسيم، عرصه روزبه روز تنگ تر مي شود. اين اتفاق، بر او عيب نيست و از مزيت هاي او كم نخواهد كرد، اما بر معايب او خواهد افزود؛ اگر ويژگي هاي اين عصر نو را نشناسد و از مقابل هجوم آن نگريزد. ايستادن در مقابل اين موج سهمگين، ممكن است تمام خاطره هاي خوب گذشته و افتخارات به يادماندني را از ميان بردارد.
مشخصات اين عصر، عبارت است از سوداگري، به معناي محاسبة دقيق سود و زيان در جريان هر تصميم و اراده اي كه در صحنة فوتبال شكل مي گيرد. يعني همطرازي با مباحث علمي و آموزشي كه با سرعتي زائدالوصف شتاب مي گيرد و بسط مي يابد. يعني حركت به سمت مديريت هاي جمعي و مشورتي، به منظور تقسيم مسؤوليت ها در مواقع بحراني. و از همة اين ها نه مهم تر، اما همچنان پراهميت، نحوة تعامل با رسانه هاي جمعي است كه افكار عمومي را نمايندگي مي كنند و شكل مي دهند. مهم ترين آدمي كه در ايران مي شناسيم و تا حدي، خود را به اين دوران نزديك كرده است، علي دايي است و يا شايد ساير جواناني كه هنوز كامل نشده اند. ريشة تقابل اين دو نشانه در اين تفاوت هاست. با اين حال، سلطانيسم پروين در شكل سنتي اش، با شهرياري دايي در هيبت جديدش، گاه به غايت شبيه يكديگرند. و اين نيز از مشخصات كشوري است كه ما در آن زندگي مي كنيم!




حرمت شيوخ واجب است
مسعود ده نمكي

دوران گذار، دوراني مبهم و پرفراز و نشيب است. گرچه كوتاه، اما پرحادثه است. مثل دوران گذار از توسعه نيافتگي به توسعه، مثل دوران گذار از سنت به مدرنيته، مثل دوران گذار از جنگ به صلح، و مثل دوران گذار بين نسلي!
اگر شرايط طبيعي اين دوران، مهيا باشد، با تردستي قابله هاي كاركشته، زايماني طبيعي در پيش خواهد بود. اما اگر عوامل خاصي، دخيل شوند، اين زايمان، سخت و زودرس و يا ديررس با مخاطرات خاص خود خواهد بود.

من فوتبال را بي شباهت به سياست نمي دانم. همان گونه كه در كشور ما دوران گذار نسل اول به نسل دوم در ساختار مديريتي در حال تكوين است، در عرصه فوتبال نيز سنت و تجدد در جدال و دوران افول نسل اولي هاست.
پروين، سمبل نسل اول فوتبال كشور ما و نماد قرمزهاي پايتخت است. من چنين مي پندارم كه نسل جديد، مي بايست در اين دوران گذار، نردباني را كه از آن بالا رفته، تخريب نكند. حتي اگر اين نردبان و اين پل ها، خوشايند امروزي ها نباشد. حرمت شيوخ، بر جوانان، واجب است. اگر اين حرمت شكسته شود، فردايي نيز در پيش است كه ديگران از ما خواهند گذشت. البته نسل اولي ها مي توانستند اين زايمان را بي دردسرتر پشت سر بگذرانند. اما ديگر دير شده و در همة عرصه ها، كشور ما در حال سزارين است.
فوتبال، سياست، اقتصاد، فرهنگ و پروين ها علي رغم پيش كسوتي، رنجور به خانه مي روند.





نگاه -

پروين باشد، اين جا نباشد!


جهانگير كوثري
وقتي يك پسر چهارده ساله در استاديوم فرياد مي كشد و به پروين توهين مي كند، مسلما يك جاي كار مي لنگد. حتما يك جا مشكل داريم. مشكل به آن پسربچه برنمي گردد. پس از نيم قرن حضور پرسپوليس در فوتبال ايران، او توقع دارد تيمش بازي را با پيروزي تمام كند. مشكل ما در اين جا، نشستن پروين روي نيمكت پرسپوليس است!
در آلمان بكن باوئر سرمربي بايرن مونيخ شد، پس از آن روي نيمكت تيم ملي آلمان نشست و اين تيم را قهرمان جهان كرد. اما در سوي ديگر، گرد مولر، ديگر ستارة فوتبال آلمان، هيچ وقت پتانسيل مديريت و مربيگري را پيدا نكرد.
پروين در فوتبال ايران، حكم يك نابغه را دارد. تداومي كه او در 35 سال اخير فوتبال ايران داشته، انكارناپذير است. پروين در دهه شصت شمسي، وقتي فوتبال ايران در حال گذر از فوتبال سنتي به فوتبال مدرن بود، موفقيت هاي زيادي داشت. اما حالا پس از تكامل فوتبال، ديگر سبك او جواب نمي دهد. پروين يا بايد خودش را با اتفاقات روز دنيا هم سو كند، يا جايگاهش در فوتبال را تغيير دهد. اما او در اين چند سال، روز به روز عقب تر رفته و علاقة چنداني هم به تعليم گرفتن نداشته. در نتيجة اين سرسختي هم هست كه سقوط پرسپوليس را تماشا مي كنيم، فحاشي تماشاگران به او را مي بينيم و اهانت به يكي از بزرگ ترين قهرمانان فوتبال را مشاهده مي كنيم. در هلند با وجود اين كه ستاره هاي بي شماري در تاريخ فوتبال اين كشور درخشيده اند، اما غير از كرايف، رايكارد و فان باستن، هيچ كدام نتوانستند در سرمربيگري موفقيتي كسب كنند. البته در هلند، باقي ستارگان سابق فوتبال بيكار نيستند. آن ها در مدارس فوتبال مشهور آمستردام، مشغول پرورش بازيكنان جوان هستند. خورخه والدانو، دي استفانو، سانتياگو برنابئو و چند ستارة سابق ديگر رئال مادريد هم موقعيتي مشابه پروين در پرسپوليس دارند، اما هيچ وقت روي نيمكت تيمشان ننشسته اند. آن ها تنها در مديريت تيم نقش داشتند و موفقيت هاي زيادي هم به دست آوردند.
با اين مثال ها به راحتي مي توان فهميد كه بهترين جايگاه براي پروين، نيمكت تيم نيست. او مي تواند در بين اعضاي هيأت مديرة تيم باشد؛ در بين كساني كه سرنوشت تيم در دستشان است، نه در بين افرادي كه سرنوشت شان در دست مديران است.




و سلطان روي خاك قدم گذاشت
سيامك رحماني

پيش از بازي پرسپوليس ـ استقلال كه همين چند روز پيش برگزار شد، يكي از پرسپوليسي هاي دوآتشه كه البته جزو مخالفان سرسخت پروين است و مدام از سلطة او بر اين باشگاه ابراز انزجار مي كند، در پاسخ به كركري رفقاي آبي اش مي گفت: اما يادتان باشد كه ما سلطان را داريم. او هر چقدر كه نباشد، براي بردن شما بس است! اما پرسپوليس، اين بار به استقلال باخت و اين يعني كه... شايد در پايان افسانه بايد نقطه اي گذاشت.
بت پرسپوليسي ها شكسته شده است. بي شك. اين را مي توان در چشم هاي مردي ديد كه نام سلطان بر خود دارد. مردي كه هميشه در اوج بوده است، در آن بالا. بي آن كه موج ها او را تكان بدهند و طوفان ها حتي او را بلرزانند. اما حالا ناگهان اتفاقي افتاده است كه شايد فقط بدبين ترين ها مي توانستند پيشگويي اش كنند. او ديگر، بزرگ و دست نيافتني نيست. از هالة قدسي اي كه دربرش گرفته بود، به درآمده و شكننده و رنجور، بيش از هميشه قابل ترحم به نظر مي رسد. اين اتفاقي بود كه در همة اين سال ها در زير پوست حوادث، در حال رخ دادن بود. اما ناگهان زماني رويه ترك برداشت كه براي اولين بار، ورزشگاه عليه او شوريد. بر ضد علي پروين. همة آن چند ده هزار پرسپوليسي كه او روزي برايشان همه چيز بود؛ مقدس و خدشه ناپذير. كسي كه روح يك باشگاه بود و حتي در اوج شكست و زبوني هم هيچ كس به خود اجازة تجاوز به ساحتش را نمي داد.
اما گذشت زمان، سرانجام، روزي را آورد كه او خشم هواداران بي شمارش را به چشم ديد. خشمي كه سرانجام، سرريز شد و او را نيز با خود برد. پرسپوليس بزرگ، خوار شده بود و اين پس از چند سال ادعاي او براي بلند كردن اين باشگاه، پس از چند سال نمايش يك نفره، انگشت هاي اتهام را به سوي او مي برد. او هو شد و گفته شد كه بايد از پرسپوليس برود. بايد رها كند تاج و تخت را و نيمكت را و همة چيزهايي كه او را به آسمان رسانده است. باور نمي كرد. باور نكرد. مثل همة سلاطين ديگر. همة آن ها كه انقلاب ها را باور نمي كنند. همة آن ها كه به دنبال توطئه مي گردند و دشمني موهوم را در پشت فريادهاي مخالف، جست وجو مي كنند. ماجرا همين بود و با ديگر انقلاب ها، هيچ فرقي نداشت. دست هايي در كار است ، آن ها تحريك شده اند ، بعضي ها خط مي دهند .
اما همة اين ها بيهوده بود، مثل همة وقت هاي ديگر. او به پايان يك دوران رسيده بود و تلاش براي ماندن، مقاومت كردن و نرفتن، تنها زمان را كمي طولاني تر مي كرد. افسانه به انتها رسيده بود و هر فصل ديگري به آن مي افزودي، جز به تأخير انداختن اتفاق و جز ناگوارتر كردن آن، حاصلي نداشت.
و او امروز، ديگر همان سلطان بزرگ نيست. نه احترام، نه شكوه و نه اقتدار. او حالا به يك مربي تبديل شده است. يك مربي شكست خورده مثل همة مربيان ديگر. با گذشته اي حسرت انگيز و آينده اي مبهم. اين كه او چرا به اين جا رسيد را، بيش و كم، همة آن ها كه بايد بدانند، مي دانند. اين كه او به كجا بايد مي رسيد را احتمالا نه خودش و نه هيچ يك از اولترا پرويني ها كه احاطه اش كرده اند، نمي دانند. اگر مي دانستند او را اين همه هل نمي دادند و او بيشتر و بيشتر در اين باتلاق فرو نمي رفت.
او مي توانست بزرگ باشد و بزرگ بماند و اين روزهاي قهوه اي را نبيند. مي توانست در راهي ديگر قدم بگذارد و خودش و باشگاه محبوبش و هوادارانش را به سرنوشتي ديگر ميهمان كند. اما نكرد. نتوانست. نمي توانست اصلا، شايد.
براي او و درباره اش كه هيبتي در اندازة تمام اين فوتبال دارد، خيلي مي شود نوشت. هويت اين فوتبال، بدون نامش سخت تعريف مي شود. از او كتاب مي شود نوشت و اين ها تنها چند كلمه است. براي او كه حالا لمس كردني تر از هميشه است و غم انگيزتر از هميشه. باچشم هايي كه سرخي شان ديگر، هيچ ستاره اي را خاكستر نمي كند. از او بيشتر بايد نوشت، چرا كه گفتن از او، گفتن از نَفَس اين فوتبال است، گفتن از حقيقت اين فوتبال است. حالا كه ديگر، حقيقت در انبوهي از خيال ها و قصه ها هم گم نشده است. حالا كه او از آسمان به روي زمين آمده است.

نقاط عطف۳۶ سال زندگي علي پروين در فوتبال ايران

مردي كه مي خواست سلطان باشد



ديدار قهرمانان ورزشي با امام خميني (رضوان الله تعالی علیه) در اولين هفته هاي پس از پيروزي انقلاب پروين در مركزسمت چپ تصوير مشخص است

آذر سال 1350 چهره هاي خندان فوتبال ايران ايستاده از راست:كارد حق ورديان(تاج) اصغرشرفي(پاس)صفر ايران پاك(پرسپوليس)
نشسته از راست :علي جباري(تاج) علي پروين (پرسپوليس) همايون بهزادي(پرسپوليس)


تمرينات تيم ملي ايران براي شركت در جام جهاني 1978 آرژانتين
علي پروين در كنار پرويز قليچ خاني.ستاره ها نگران اولين تجربه حضور در جام جهاني هستند


روزي كه پروين براي اولين بار، منجي پرسپوليس لقب گرفت روزي بود كه تيم، همراه او شاهين را شش- صفر برد
مهدي اميرپور
ساعت محمود خوردبين پيدا شد. گم شدن ساعت، داشت فضاي اردوي تيم جوانان ايران در شهر مانيل را به هم مي ريخت، اما با تيزهوشي يكي از بازيكنان به خير گذشت. در مسابقات قهرماني جوانان آسيا، هر روز يكي از اشياي گران قيمت بازيكنان گم شد و حتي رايكوف سرمربي تيم هم نمي توانست مچ سارق را بگيرد. اما يكي از بازيكنان، گره را باز كرد. در رختكن تيم، ساعت را به محمود خوردبين داد تا همه بفهمند در بيست سالگي، قدرت مديريت يك تيم را هم دارد. علي زاغي در مسابقات جوانان آسيا در فيليپين، تنها بيست سال داشت. اين بازي ها در سال 1969 در فيليپين انجام مي شد و براي علي، اولين مسافرت خارج از كشور به حساب مي آمد. او در آن سفر، تيزهوشي خود را به همه ثابت كرد. اين تيزهوشي، در سال 1384 و در آستانة شصت سالگي، باز هم در او ديده مي شد. شايد ماجراي آن ساعت در مقايسه با ديگر اتفاقات زندگي علي زاغي، اتفاق مهمي نباشد، اما آن روز براي اولين بار، نام او به گوش خورد. علي پروين .
محبوبيت
پس از اين كه بازيكنانِ كوچ كرده، به پرسپوليس برگشتند، يك چهرة جديد بين آن ها ديده مي شد. كسي كه در پيكان با بچه هاي پرسپوليس جوش خورده بود و حالا با بازگشت آن ها به پرسپوليس، همراهشان بود. او در روزهاي ابتدايي سال،۵۰ توانست پيراهن پرسپوليس را تنش كند. آن موقع، همايون بهزادي، تك ستارة پرسپوليس بود. با چهرة فتوژنيك، قامت بلند و كفش طلايي مسابقات فوتبال، دل همه را مي برد و چندان عجيب نبود كه روي جلد هر مجله اي، عكس همايون بهزادي باشد. اما سال 54 وقتي بهزادي سرمربي تيم بود، اختلاف با علي عبده مدير وقت پرسپوليس، دوران شيرين او را به پايان رساند.
يك سال بعد در بازي با تاج، وقتي بهزادي روي سكوهاي استاديوم فرياد زد كه بازيكنان حريف، دوپينگ كرده اند و حتي از جيب كتش كلت درآورد، ستارة فوتبال ايران از صحنه محو شد. اگر بنا بود همچنان از دوپينگ بازيكنان تاج حرف بزند، احتمال داشت ايران از المپيك مونترال كنار گذاشته شود. براي همين، بهزادي كنار گذاشته شد.
اين اتفاقات، دقيقا وقتي رخ داد كه بازيكن جوان تيم پيكان، پس از 4 سال بازي در پرسپوليس، توانسته بود خودش را در دل تماشاگران جا كند. پروين با اين كه به بهزادي نمي رسيد، اما در غيبت او، ستارة پرسپوليس شد. تبحر در زدن ضربات كاشته، محبوبيت او را روز به روز بيشتر كرد. طوري كه پس از چند سال، هر وقت داور به نفع پرسپوليس خطا مي گرفت، تمام تماشاگران، يك صدا فرياد مي زدند: علي پروين .
مظلوميت
سال 1360 در سفر پرسپوليس به شيراز، تيم، شب را در خانة عليرضا حيدري استراحت كرد. اما يكي از بازيكنان تيم با افشاگري اتفاقات آن شب، زير پاي محراب شاهرخي سرمربي تيم را خالي كرد. شاهرخي در يك چشم به هم زدن، اخراج شد و علي پروين، بازيكن ـ سرمربي تيم شد. پس از گذشت چند سال، خيلي ها شايع كردند كسي كه زير پاي شاهرخي را خالي كرد، علي پروين بود.
در اولين سالي كه پروين، بازيكن ـ مربي پرسپوليس بود، تيم در جام وحدت قهرمان شد. پس از آن، در سال 61 هم تيم با او قهرمان تهران و قهرمان جام حذفي شد. در همان سال، او كه در عمرش در پست مهاجم بازي نكرده بود، در نوك پيكان تهاجمي پرسپوليس قرار گرفت. او در 17 بازي، 15 گل زد تا در حضور عليدوستي، محمدخاني و چنگيز، آقاي گل مسابقات شود.
در سال 62 پروين باز هم پرسپوليس را قهرمان تهران كرد! آن ها در آخرين بازي خودشان، پنج ـ دو شاهين را بردند اما با حكم كميتة انضباطي، شاهين سه ـ صفر برد تا قهرماني پرسپوليس به استقلال برسد. اين حكم، پروين را كه هنوز بازيكن ـ مربي تيم بود، در موضع مظلوميت هم قرار داد. مظلوميتي كه به كمي هوش احتياج داشت تا به محبوبيت تبديل شود.
اما روزي كه پروين براي اولين بار، منجي پرسپوليس لقب گرفت، سال پس از اين حكم بود. در آن روز، پرسپوليس با پروين در يك بازي انتقامي، شاهين را شش ـ صفر برد.
پس از آن مسابقه بود كه ديگر، تماشاگران، همايون بهزادي ستارة قبلي را فراموش كردند. پروين، جاي او را پر كرده بود. اين ماجرا تا دو سال بعد هم ادامه داشت. همه آن را مديون يك نفر مي دانستند. علي پروين .
اولين بازگشت 
او پس از سيزده سال، از پرسپوليس كنار رفت. در سال 67، تيم در جام باشگاه ها بازي اول خود را پنج ـ صفر از ساندرز سري لانكا برد. اما در مسابقة دوم، محمدان بنگلادش با سرمربيگري ناصر حجازي، دو ـ يك پرسپوليس را شكست داد. توجيه عوام فريبانة بازيكنان براي اين باخت، پيش كشيدن نام پروين بود. تماشاگران پرسپوليس، احساس مي كردند تيم به خاطر پروين، بازي را باخته. اما فكر نمي كردند كه اگر اين ماجرا حقيقت داشت، تيم چرا بازي نخست را با 5 گل برده بود. به هر حال، با جوي كه بازيكنان به راه انداختند، پروين در چهارم تير 66 به پرسپوليس بازگشت.
روز بازي پرسپوليس ـ پاس در استاديوم آزادي، هر يك از تماشاگران پرسپوليس، يك شاخه گل سرخ همراه داشت. 60 هزار گل سرخ، كنار زمين در اولين بازي پس از بازگشت پروين. آن بازي را پرسپوليس، سه ـ يك برد. شعار تماشاگران در آن مسابقه، فقط به يك نفر برمي گشت. علي پروين
آخرين بازگشت
در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1994، تيم ملي بين 5 تيم آسيا، چهارم شد. اين شكست در كنار عزم راسخ صفي زاده رئيس فدراسيون فوتبال براي حذف پروين از فوتبال، پروين را از كار بركنار كرد. دومين حذف پروين از فوتبال در سال 72 اتفاق افتاد. اين بار، او مدت زمان بيشتري را كنار گود بود. اما در مهرماه سال 77، امير عابديني مدير وقت پرسپوليس، او را برگرداند. پس از اين كه تيم از حمايت صنايع معادن و فلزات خارج شد، عابديني، پروين را به تيم اضافه كرد تا با استفاده از او، بتواند تيم داري كند.
اين بار، پروين در استاديوم كارگران تهران به فوتبال بازگشت. جايي كه هنوز براي او ارزش زيادي دارد. البته پروين در بازگشت خود به پرسپوليس، به دنبال گرفتن انتقام هم بود. در سال 72 وقتي پروين كنار رفت، عابديني به اين كه او تيم را در صندوق عقب يك پيكان و طبقة دوم يك بنگاه ماشين مي چرخاند، اعتراض كرد. شايد براي همين بود كه پس از بازگشت پروين، عابديني رفت و پروين ماند.




دفترچه خاطرات پروين

آن جملات ماندگار

معروف ترين نقل قول هاي سلطان


ما تو بازي برگشت با يه سيستم جديد بازي مي كنيم. اسمش علي اصغريه! مطمئنم جواب مي ده!
پس از پايان مسابقة رفت با الجزاير در جام بين قاره اي. اين براي اولين بار بود كه در فوتبال ايران، كسي از اصطلاح علي اصغري استفاده كرد.
بابا اين بچه با كاپشن هم 50 كيلو نمي شه!
وقتي حسين كعبي را براي بازي در پرسپوليس به او پيشنهاد دادند.
اتفاقي نيفتاده. من مي مونم، تيمسار هم مي مونه!
پس از حذف تيم ملي در جام ملت هاي 1993 در كنفرانس مطبوعاتي. در آن سال، پروين سرمربي تيم ملي و تيمسار نوآموز رئيس فدراسيون بود، اما اين پروين بود كه از ماندن نوآموز حرف مي زد!
اين يارو بره تو اصفهان خيمه شب بازي اجرا كنه.
در روزي كه عباس بهروان گزارشگر مسابقة پرسپوليس بود و در گزارش اش به يكي از تعويض هاي پروين ايراد گرفت.
فعلا بچه ا س و پيش خودم مي شينه رو نيمكت. هر وقت بزرگ شد، مي ره رو سكوها.
پس از اين كه فدراسيون، بابت نشستن غيرقانوني پسرش محمد پروين روي نيمكت ذخيره ها، او را توبيخ كرد.
40 كيلو؟ اگه 40 كيلو آتيش باشه هم به درد ما نمي خوره.
پس از اين كه خداداد عزيزي در ابومسلم درخشيد و همه در انتظار دعوت شدن او به تيم ملي بودند.
هميشه رو پله هاي شيروديه! دنبال اينه كه يه تيم نتيجه نگيره تا خودش رو تو اون تيم جا كنه.
دربارة گودرز حبيبي. پس از اين جملات پروين، ديگر هيچ تيمي حبيبي را براي مربيگري انتخاب نكرد.
تمرينات خوبي داشتيم. الان 85 درصد آمادگي داريم. 25 درصد بقيه رو هم تا مسابقه ها جبران مي كنيم.
پيش از آغاز مسابقات فوتبال بازي هاي آسيايي پكن.
ازش يه چيزايي مي دونم كه اگه بگم، بايد از ايران فرار كنه.
پس از اين كه عادل فردوسي پور در برنامة نود از پروين انتقاد كرد.
مامان نصرت كه مرد، عيدي هم مرد.
در گفت وگوي ويژة نوروز با يك روزنامة ورزشي.
فوتبال يعني ضدفوتبال. بايد بزنيم زيرش تا ببريم.
پس از پايان ليگ پارسال.
در جام باشگاه ها هيچي نمي شيم. بذار فعلا مردم با همين قهرماني خوش باشن.
روز پاياني ليگ سال 81. پرسپوليس در آن روز قهرمان شد.
ايران فقط يك فوتباليست داره، اون هم كريميه!
سال 81. وقتي بلاژويچ سرمربي تيم ملي بود.
پرسپوليسي بسازم كه كيف كنيد.
وعدة تكراري پروين پيش از آغاز هر فصل.
آقاي محلوجي پول بياره، قدمش رو چشم.
در اوج دعواي مديريتي پرسپوليس. وقتي كه پروين و محلوجي ساية هم را با تير مي زدند.
به گربه لگد نزده.
تنها واكنش پروين به تمام منتقدانش. او آن ها را به اين كه چيزي از فوتبال نمي فهمند متهم مي كند.
اينا كه بازيكن نيستن. من يازده تا گرگ مي خوام!
پيش از آغاز جام ملت هاي هيروشيما.







يك برش كوتاه از زندگي شخصي پروين

مانتو، ماكسيما، تركيه، تعميرگاه!


چند سالي در خيابان يخچال قلهك زندگي مي كرد، اما بالاخره از تهران دل كند. حالا هر شب پس از اين كه كارهايش تمام مي شود با ماكسيماي مشكي اش به سمت لواسان مي رود. از آب و هواي آن جا خوشش مي آيد. يك دوره، آخر هفته ها در لواسان بود، ولي حالا هر شب آن جاست.
غير از آن ماكسيماي مشكي رنگ، يك بنز الگانس سفيد هم دارد كه گاهي آن را هم از پاركينگ درمي آورد. چندان اهل رانندگي نيست و مجتبي زمردي هر روز صبح تا شب پشت فرمان مي نشيند.
ده سال پيش در ضلع جنوبي ميدان هفتم تير يك بنگاه خريد و فروش ماشين را مي گرداند. اما حالا آن جا به يك مانتوفروشي تبديل شده. اسم مانتوفروشي تا دو سال پيش پروين بود. اما حالا براي فرار از ماليات، اسمش را گذاشته مانتو فروشي سرخ پوشان . غير از اين، در يك تعميرگاه اتومبيل هاي خارجي در خيابان آزادي هم با مهدي عرب شريك است.
دو دختر و يك پسر دارد. پسرش محمد پروين، الان بازيكن پرسپوليس و تيم جوانان است.ولي خب از اين حرفا زياد مي زنند. پشت سرش مي گويند كه مبلغ قرارداد امسالش با پرسپوليس، 50 ميليون تومان است. ولي خوب از اين حرف ها زياد مي زنند.
دختر بزرگ تر پروين، همسر آرش فرزين است كه در آلمان زندگي مي كرد و مدتي است كه با ازدواج با دختر پروين، در ايران ماندگار شده. حسام، داماد ديگر پروين است. هر دو دامادش از خانواده هاي پولدار هستند و اين سليقة پروين را در انتخاب داماد نشان مي دهد. نازگل، دختر آرش و رضا پسر حسام، دو نوة پروين هستند. يك ويلا در رامسر دارد كه سالي يكي دو بار براي سر زدن به آن جا، تيم را به اردوي رامسر مي برد. اهل مسافرت خارج از كشور هم هست. بيشتر با رفقايش به تركيه مي رود.
رابطة چندان جالبي با پسرش ندارد. شب ها در خانه به او بند مي كند و تا صبح، به شيوة بغل پا زدن و مدل موهاي محمد گير مي دهد. برخلاف پسرش، هر دو دامادش را دوست دارد؛ جوري كه آن ها در هر بازي به استاديوم مي روند. البته چندي پيش، آرش فرزين روي نيمكت تيم هم مي نشست.
معرفي به دوستان

نوشته شده در چهار شنبه ۰۲ آذر ۱۳۸۴ و ساعت 13:24 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

براي قهرماني بايد اين روزها امتيازات را جمع كنيم ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 براي آنكه در پايان فصل قهرمان ليگ شويم چاره اي جز جمع كردن امتيازات در اين هفته ها نداريم.
"مجتبي جباري"، هافبك تيم فوتبال استقلال تهران،  ضمن بيان اين مطلب اظهار داشت: شهيد قندي در مقابل استقلال با شيوه هاي كاملا دفاعي ظاهر شد تا جايي كه هدف اين تيم كسب يك امتياز بود.
وي افزود: از همان شروع بازي فرصت هاي خوبي براي گلزني به دست آورديم اما از آنها استفاده نكرديم تا اينكه در دقيقه 89 توسط سياوش اكبر پور به گل برتري رسيديم.
جباري ادامه داد: خود من در طول بازي چند موقعيت خوب گلزني به دست آوردم كه نتوانستم آن را تبديل به گل كنم.
وي افزود: ما اگر بخواهيم در پايان فصل قهرمان شويم بايد در چنين ديدارهاي تنها به دنبال سه امتياز باشيم كه در مقابل شهيد قندي هم به آن رسيديم.
وي خاطر نشان كرد : استقلال در چند هفته اخير نتايج خيلي خوبي را كسب كرده است ما بايد اين روند را ادامه دهيم تا اختلاف امتيازي خودمان را با تيم دوم جدول يعني ذوب آهن اصفهان بيشتر از سه امتياز كنيم.

معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:13 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

ايوانکوويچ: بعد از صعود به‌ جام‌جهانى‌ تيم‌ملى‌ صد "صاحب" پيدا کرد ¦ مصاحبه و گفتگو
 
معرفي به دوستان

نوشته شده در يكشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 11:37 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 برانکو ايوانکوويچ‌ مصاحبه‌ مفصلى‌ انجام‌ داده‌ است‌ که‌ گوشه‌هاى‌ مهم‌ آن‌ را بدون‌ هيچ‌ توضيح‌ اضافه‌ با هم‌ مرور مى‌کنيم.
* من‌ بايد به‌ اعصابم‌ مسلط‌ باشم‌ و سعى‌ کنم‌ به‌ حيثيت‌ منتقدانم‌ لطمه‌ نزنم‌ و بر خلاف‌ آنها ادب‌ را رعايت‌ کنم. * راهيابى‌ تيم‌ملى‌ به‌ جام‌جهانى‌ نه‌ خوب‌ بود و نه‌ عالى‌ بلکه‌ فوق‌العاده‌ عالى‌ بود. با اين‌ وجود شش‌ ماه‌ است‌ که‌ مى‌نويسند بايد کادر فنى‌ را برکنار کرد و هيچ‌ چيز در تيم‌ملى‌ سر جايش‌ نيست‌ و کادر فنى‌ به‌ درد نمى‌خورد. دادکان‌ مثل‌ پدر همه‌ چيز را براى‌ فرزندانش‌ فراهم‌ کرد و هر چه‌ خواستيم‌ براى‌ ما مهيا کرد.
فدراسيون‌ فوتبال‌ به‌ هيچ‌کس‌ بدهکار نيست. حالا من‌ نمى‌دانم‌ چه‌ چيز را بايد توجيه‌ کنيم. مرا آورده‌اند که‌ کار را با يک‌ استيل‌ مناسب‌ انجام‌ دهم‌ و مى‌دهم.
* اين‌ تيم‌ملى‌ و نسل‌ فعلى‌ فوتبال‌ ايران‌ ظرف‌ دو سال‌ گذشته‌ به‌ تنهايى‌ توانسته‌ بيش‌ از بيست‌ ميليون‌ دلار درآمدزايى‌ کند.
* زمانى‌ که‌ تيم‌ملى‌ را گرفتيم‌ هيچ‌ کس‌ جز ما چند نفر شجاعت‌ هدايت‌ تيم‌ملى‌ را نداشت، ما ريسک‌ کرديم‌ و با علم‌ به‌ اينکه‌ همه‌ منتظر غرق‌ شدن‌ ما هستند تيم‌ملى‌ را به‌ جام‌جهانى‌ رسانديم. حالا که‌ به‌ جام‌جهانى‌ صعود کرديم‌ صدها مالک‌ براى‌ تيم‌ پيدا شده‌ و هر کدام‌ سهمى‌ در هدايت‌ تيم‌ملى‌ مى‌خواهند تا يک‌ سرى‌ بازيکنانشان‌ در تيم‌ملى‌ بازى‌ کنند. دادکان‌ بهتر از هر کسى‌ به‌ اين‌ قضيه‌ واقف‌ است. اين‌ موضوع‌ باورکردنى‌ نيست‌ که‌ شش‌ ماه‌ تمام‌ در مورد مشکلات‌ بگويند در حالى‌ که‌ هيچ‌ مشکلى‌ نيست.
* بازيکنان‌ انسان‌ هستند با نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ مشخص. هيچ‌ بازيکنى‌ در سراسر سال‌ در فرم‌ عالى‌ نيست. شما بارسلونا را در نظر بگيريد افت‌ آنها در ابتداى‌ فصل‌ به‌ اين‌ موضوع‌ برمى‌گردد.
* قبل‌ از بوسان‌ و قبل‌ از جام‌ ملت‌هاى‌ چين‌ شش‌ هفته‌ تمرين‌ مشترک‌ داشتيم. طبق‌ نظر کارشناسان‌ بازى‌ ما با کره‌جنوبى‌ بهترين‌ بازى‌ دوران‌هاى‌ اخير جام‌ ملت‌ها لقب‌ گرفت.
* وقتى‌ جام‌جهانى‌ گذشته‌ را در ذهن‌ مرور مى‌کنم‌ به‌ سختى‌ به‌ ياد مى‌آورم‌ که‌ برزيل‌ در کدام‌ بازى‌ زيبا بازى‌ کرده. آنها در فينال‌ بدترين‌ بازى‌ را انجام‌ دادند و به‌ لطف‌ دو اشتباه‌ اوليور کان‌ قهرمان‌ شدند.
* من‌ نمى‌دانم‌ چرا مى‌گويند که‌ بازيکنان‌ سرخورده‌ به‌ باشگاه‌ها بازمى‌گردند. بازيکنان‌ در تيم‌ملى‌ بسيار با انگيزه‌ هستند، همه‌ دوست‌ دارند در تيم‌ملى‌ باشند، طبق‌ قوانين‌ ما در هر بازى‌ دوستانه‌ فقط‌ 6 تعويض‌ مى‌توانيم‌ داشته‌ باشيم‌ که‌ در دو بازى‌ مى‌شود 12 تعويض‌ پس‌ نمى‌شود همه‌ را تست‌ کرد.
* نمى‌دانم‌ کدام‌ تيم‌ در دنيا توانسته‌ تاکنون‌ چنين‌ نتايجى‌ را به‌ دست‌ آورد. بدون‌ شش‌ ملى‌پوش‌ در خاک‌ ژاپن‌ بازى‌ کرديم، هيچ‌ کس‌ در اين‌باره‌ چيزى‌ ننوشت‌ در برابر کره‌ هم‌ بسيار خوب‌ بوديم، شانه‌ به‌ شانه‌ آنها حرکت‌ کرديم‌ شانسهاى‌ کره‌ کمتر از ما بود و کسى‌ اين‌ موضوع‌ را نديد. زمانى‌ مى‌توان‌ گفت‌ ضعيفيم‌ که‌ مثل‌ صربستان‌ توپ‌ها به‌ وسط‌ زمين‌ نمى‌رسيد. نه‌ آن‌ که‌ 4 شانس‌ بيشتر از کره‌ داشته‌ باشيم‌ آن‌ هم‌ در برابر هشتاد هزار تماشاگر حريف.
* مهدى‌ مهدوى‌کيا و على‌ کريمى‌ وقتى‌ به‌ تهران‌ رسيدند سرشان‌ خيس‌ بود چرا که‌ بلافاصله‌ بعد از بازى‌ در بوندس‌ليگا خودشان‌ را به‌ هواپيما رساندند و به‌ تهران‌ و براى‌ تيم‌ملى‌ آمدند، آنها هم‌ حق‌ دارند گاهى‌ ضعيف‌ ظاهر شوند.
* بايد هرچه‌ سريعتر تيم‌ را هماهنگ‌ کرد، آن‌ هم‌ با دو بازى‌ تدارکاتى‌ ديگر. پس‌ نمى‌توان‌ ارنج‌ را عوض‌ کرد، تيم‌ دارد به‌ سمت‌ تيم‌ شدن‌ پيش‌ مى‌رود.
* الان‌ در تيم‌ ملى‌ جنگ‌ است، فقط‌ 20 بازيکن‌ به‌ جام‌جهانى‌ مى‌روند، شما مى‌گوئيد من‌ مهدوى‌کيا و کريمى‌ را صدا بزنم‌ و بگويم‌ روى‌ نيمکت‌ بنشينند، مى‌دانيد مربى‌ هاشميان‌ پيش‌ از ديدار برابر کره‌ جنوبى‌ التماس‌ مى‌کرد تا او را براى‌ دو جلسه‌ تمرين‌ و يک‌ تست‌ ديگر بگذارم‌ در آلمان‌ بماند، آن‌ وقت‌ شما مى‌گوييد لژيونرهاى‌ بى‌انگيزه‌ را دعوت‌ نکن!
* در ايران‌ همه‌ چيز امکان‌پذير است‌ چون‌ طبق‌ منطق‌ شما مربى‌ که‌ به‌ جام‌جهانى‌ راه‌ پيدا کرده، نبايد در جام‌جهانى‌ روى‌ نيمکت‌ بنشيند، تاکنون‌ مربى‌ تيم‌هاى‌ انگلستان، کرواسي، هلند، صربستان، آرژانتين‌ و آلمان‌ باخته‌اند.
* فدراسيون‌ فوتبال‌ بحرين‌ به‌ خاطر نرفتن‌ به‌ جام‌جهانى‌ پاداش‌ مى‌گيرد، اما در ايران‌ براى‌ يک‌ باخت‌ در ديدارهاى‌ تدارکاتى‌ مى‌خواهند سرمربى‌ را عوض‌ کنند.
* من‌ شاد هستم‌ که‌ شادى‌ را به‌ مردم‌ ايران‌ هديه‌ کرده‌ام، چهار سال‌ دور از خانواده‌ بهترين‌ نتايج‌ را کسب‌ کرده‌ام، اما به‌ جاى‌ آنکه‌ از من‌ بخواهند قراردادم‌ را تمديد کنم‌ از برکنارى‌ برانکو صحبت‌ مى‌کنند.
 

هاشميان: خيلى‌ زود موقعيت‌هاى‌ ايوانکوويچ‌ را فراموش‌ کرديم ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 - وحيد بازيکن‌ بسيار حرفه‌اى‌ است، او بى‌دليل‌ از مربى‌ دفاع‌ نمى‌کند. هاشميان‌ در بدترين‌ شرايط‌ به‌ «لينن» مربى‌ سابق‌ هانوفر حمله‌ مى‌کرد و او را به‌ باد انتقاد مى‌گرفت، اما او اکنون‌ تنها حامى‌ برانکو در بين‌ بازيکنان‌ تيم‌ملى‌ است‌ و حمايت‌ همه‌ جانبه‌اى‌ از او مى‌کند.
نوع‌ رفتارت‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ زياد انتقادپذير نيستي؟
چطور به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيديد، هر کس‌ که‌ انتقاد را نپذيرد مشکل‌ دارد و من‌ هم‌ مثل‌ ساير بازيکنان‌ نقطه‌ ضعف‌هايى‌ دارم. در مدتى‌ که‌ بازى‌ مى‌کنم‌ انتقادات‌ زياد شنيده‌ام‌ و هيچ‌ وقت‌ از انتقاد فرار نکرده‌ام. ولى‌ بعضى‌ها انتقاد نمى‌کنند بلکه‌ با غرض‌ورزى‌ به‌ دنبال‌ اهدافى‌ خاص‌ هستند.
فکر مى‌کنى‌ چرا لينن‌ اخراج‌ شد؟
قبل‌ از بازى‌ با کلن، زمزمه‌هاى‌ جدايى‌ او شنيده‌ مى‌شد اما تفکرات‌ او با تفکرات‌ مديريت‌ منطبق‌ نبود. اين‌ فصل‌ هانوفر هزينه‌ زيادى‌ کرده‌ است‌ اما سيستم‌ دفاعى‌ تيم‌ برنامه‌هاى‌ ما را به‌ هم‌ زد. او در اين‌ مورد با خود من‌ صحبت‌ کرده‌ است‌ و منظور او اين‌ است‌ که‌ من‌ بيرون‌ زمين‌ زياد با خبرنگاران‌ ارتباط‌ ندارم‌ و اهل‌ گفت‌وگو و حاشيه‌سازى‌ نيستم‌ اما در داخل‌ زمين‌ خصوصيات‌ مثبتى‌ از من‌ ديد که‌ مرا به‌ بايرن‌ آورد.
حالا اين‌ را قبول‌ دارى‌ که‌ افت‌ کرده‌اي؟
نه، چون‌ من‌ همانطور که‌ در بوخوم‌ بازى‌ مى‌کردم‌ در هانوفر هم‌ بازى‌ مى‌کنم‌ ولى‌ چون‌ تيم‌ خوب‌ بازى‌ نمى‌کند کار من‌ نيز به‌ چشم‌ نمى‌آيد و همه‌ تيم‌ زير سئوال‌ هستند.
چرا نتوانستى‌ گلى‌ را در اين‌ فصل‌ بزني؟
سيستم‌ تيم‌ ما دفاعى‌ است. مربى‌ تيم‌ از من‌ مى‌خواست‌ تا زمين‌ خودمان‌ عقب‌ بيايم‌ و به‌ خط‌ دفاع‌ تيم‌ کمک‌ کنم‌ و به‌ همين‌ دليل‌ من‌ تا هجده‌ قدم‌ خودمان‌ هم‌ عقب‌ مى‌آمدم.
حالا با آمدن‌ نوى‌روور بايد احساس‌ خوبى‌ داشته‌ باشي؟
مطمئن‌ باشيد با حضور او، موقعيت‌ من‌ در هانوفر بهتر شده‌ است. او شناخت‌ خوبى‌ از من‌ دارد و آمدن‌ نوى‌روور کار مرا سخت‌تر مى‌کند زيرا بايد براى‌ موفقيت‌ بهترين‌ مربى‌ام‌ تلاش‌ کنم. جايگاه‌ هانوفر در اينجاى‌ جدول‌ نيست‌ و با نوى‌روور بايد به‌ اوج‌ بازگرديم. آمدن‌ به‌ ايران‌ و حضور در بازى‌هاى‌ ملى‌ موقعيت‌ تو را در هانوفر متزلزل‌ نکرده‌ است؟ بايد به‌ ايران‌ بيايم‌ چون‌ بازيکن‌ ملى‌ هستم‌ و وظيفه‌ خطيرى‌ در قبال‌ تيم‌ملى‌ کشورم‌ دارم. در بازى‌ با کره‌ جنوبى‌ 25 ساعت‌ در راه‌ بودم‌ و طى‌ اين‌ مسير طولانى‌ باعث‌ شد تا خسته‌ شوم‌ و در بازگشت‌ به‌ آلمان‌ مربى‌ مرا در ترکيب‌ هانوفر قرار نداد.
تيم‌ملى‌ در بازيهاى‌ تدارکاتى‌ نتايج‌ خوبى‌ کسب‌ نکرده‌ است. آيا اين‌ امر ما را براى‌ حضور در جام‌ جهانى‌ نگران‌ نمى‌کند؟
خود شما مى‌گوييد مسابقات‌ تدارکاتى‌ و اين‌ بازى‌ها براى‌ شناخت‌ نقاط‌ ضعف‌ و قوت‌ تيم‌ است. در دنياى‌ حرفه‌اى‌ چندان‌ به‌ نتايج‌ بازيهاى‌ دوستانه‌ اهميت‌ نمى‌دهند اما در ايران‌ کمتر کسى‌ به‌ بازيها به‌ عنوان‌ ديدارهاى‌ تدارکاتى‌ نگاه‌ مى‌کند اين‌ مسائل‌ سبب‌ شده‌ است‌ که‌ تيم‌ را تحت‌ فشار قرار دهند.
اين‌ فشارها چقدر در روند تيم‌ تأثير دارد؟
خيلى‌ زياد، وقتى‌ انسانى‌ تحت‌ فشار باشد کارآيى‌ خود را از دست‌ مى‌دهد و نمى‌تواند وظيفه‌اش‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ دهد ما از اين‌ همه‌ فشار لطمه‌ سختى‌ خواهيم‌ خورد زيرا اين‌ نوع‌ رفتارها در فوتبال‌ ما در حال‌ اپيدمى‌ شدن‌ است. کار ما از يک‌ ماه‌ قبل‌ از جام‌ جهانى‌ آغاز خواهد شد و فکر نمى‌کنم‌ اين‌ انتقادات‌ در اين‌ مقطع‌ منطقى‌ باشد.
در مورد برانکو چه‌ نظرى‌ داري؟
برانکو مربى‌ بزرگى‌ است‌ و توانسته‌ ايران‌ را به‌ جام‌ جهانى‌ ببرد، گويا همه‌ در ايران‌ کارهاى‌ خوب‌ برانکو را فراموش‌ کرده‌اند طورى‌ با او برخورد مى‌کنند که‌ بدترين‌ نتايج‌ تاريخ‌ فوتبال‌ ايران‌ را گرفته‌ است. ايوانکوويچ‌ کمک‌ زيادى‌ به‌ فوتبال‌ ايران‌ کرده‌ است‌ خيلى‌ زود اين‌ موقعيت‌ها را فراموش‌ نکنيد! اگر به‌ آمار هم‌ نگاه‌ کنيد او بهترين‌ نتايج‌ را براى‌ فوتبال‌ ايران‌ کسب‌ کرده‌ است‌ و چندين‌ قهرمانى‌ براى‌ ايران‌ آورده‌ و از همه‌ مهم‌تر ايران‌ را به‌ جام‌ جهانى‌ برده‌ است، پس‌ اگر من‌ از او حمايت‌ مى‌کنم‌ به‌ دليل‌ کارنامه‌ موفق اوست.


معرفي به دوستان

نوشته شده در پنج شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:34 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 
 

مهدوي‌كيا: شرايط فعلي به ضرر فوتبال است ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 
«چنين انتقاداتي از برانكو بي‌انصافي است»
«آرزو دارم در جام جهاني در AOL بازي كنم»


مهدي مهدوي‌كيا پس از پشت سر گذاشتن دوران دشوار ابتداي فصل در هامبورگ اكنون به بازيكني با تجربه، محكم و بسيار آماده تبديل شده است.

بي‌مهري ابتداي فصل سران هامبورگ به «كيا»ي دوست داشتني ورزشگاه AOL او را وادار كرد براي ماندن مبارزه كند و اكنون كه با نزديك شدن بازار نقل و انتقالات ژانويه نه تنها نام مهدي در فهرست فروش باشگاه سرشناس آلماني نيست بلكه يكي از اميدهاي توماس دال براي رقابت‌هاي نيم فصل دوم و رقابت‌هاي جام يوفا است.

اين تجربه مرد سخت‌كوش ايراني بيشتر از خودش به سود تيم ملي است كه تا چند ماه ديگر در رقابت‌هاي جام جهاني آلمان به ميدان مي‌رود. مهدوي‌كيا از نظر روحي هم يك قهرمان است.
مهدي مهدوي‌كيا دوران سختي را در هامبورگ گذراند اما گذشت زمان نشان داد كه او بهترين تصميم را در آن دوران گرفته است. با سابقه‌ترين بازيكن هامبورگ مي‌گويد:« در مدت حضورم در فوتبال كمتر با مساله‌اي مشابه اين اتفاق روبه‌رو شده بودم. اما براي من تجربه خيلي خوبي بود و به من ثابت كرد كه براي هر كس اگر مشكلي پيش بيايد بايد به توانايي‌هاي خودش برگردد و تشخيص دهد كه در آن برهه بهترين گزينه چه چيزي مي‌تواند باشد. در تمام آن روزهاي سخت من به راه‌هايي فكر مي‌كردم كه مي‌توانست آن شرايط را تغيير دهد و بر روي آن راه‌ها تمركز كردم و از شانس‌هاي كوچكي كه به من داده شد سعي كردم استفاده كنم.»

وي ادامه داد:

« شرايط واقعا سختي به لحاظ روحي داشتم اما هم اكنون به دليل تجربه‌ي بسيار خوبي كه كسب كردم بسيار راضي هستم. بايد همواره با مشكلات جنگيد و نبايد هيچ گاه ساده‌ترين راه را برگزيد و من به همين دليل در آن دوران سخت‌ترين راه را برگزيدم.»

اما آن دوران سخت، به لحاظ فني سودي را براي مهدوي‌كيا به همراه داشته است. او مي‌گويد:« از نظر بعد فني براي من بسيار پربار بود چرا كه در آن دوران متوجه شدم كه مي‌توان به جز بازي در لب خط، در ميانه‌ي زمين نيز بازي كنم و اين چيزي بود كه مربي تيم از من مي‌خواست. ضمن آنكه او از من مي‌خواست تا در كارهاي دفاعي شركت كرده و بيشتر از عمق حمله كنم و اين موجب شد كه هم اكنون تجربه‌ي بسيار بزرگي را به دست بياورم كه بتواند در تيم ملي نيز به من كمك كند.»

مهدوي‌كيا افزود:«اكنون تيم ملي نيز با سيستمي كه در هامبورگ بازي مي‌كنيم، بازي مي‌كند و حضور در مركز زمين به جاي گوش راست كلاسيك در هامبورگ، در تيم ملي نيز به من كمك بزرگي كرده است. هم اكنون نيز با توجه به شرايط خوب بدني كه داشتم به توماس دال پيشنهاد دادم كه در دفاع بازي كنم و توانستم رضايت مربي تيم را جلب كنم. او در تمام مصاحبه‌هايي كه انجام داده از عملكردم رضايت داشته است.»

** مرد محبوب هامبورگ به جدايي نمي‌انديشد

شماره‌ي هفت HSV درباره‌ي اينكه آيا پيشنهاد قرارداد جديد بشود قبول مي‌كند؟ مي‌گويد:« در حال حاضر به اين مساله فكر نمي‌كنم چرا كه هدف بزرگ من بازگشت به شرايط گذشته بود كه به آن دست پيدا كردم. من تا سال 2007 با هامبورگ قرارداد دارم و امكان تمديد آن وجود دارد، البته نمي‌توانم بگويم كه اين تيم آخرين تيمي است كه من در آن بازي خواهم كرد. در حال حاضر به اين فكر نمي‌كنم كه از هامبورگ جدا شوم چرا كه شرايط به قدري براي من در اين تيم خوب بوده كه نمي‌توانم به جدا شدن از آن بينديشم. هم اكنون تنها به اين فكر مي‌كنم كه امسال بتوانم نتايج خوبي را با اين تيم كسب كنم چرا كه اين شانس را داريم كه در هر سه جام (حذفي، يوفا، بوندس‌ليگا) موفق شويم. البته ما در جام حذفي با قرعه‌ي خيلي بدي مواجه شديم اما تمام هدفم اين است كه به تيم كمك كنم چون احساسم اين است كه زماني كه به تيم كمك مي‌كنم خيلي راضي هستم.»

** علت پافشاري براي ماندن در هامبورگ؟

زماني كه شرايط براي مهدوي‌كيا در هامبورگ سخت شد هيچ كس شك نداشت كه بهترين راه براي رهايي از اين شرايط، جدا شدن مهدي از HSV است اما او ماند و تلاش كرد. مهدوي‌كيا مي‌گويد:« علت اين پافشاري به دليل دوران خوبي بود كه با هامبورگ داشتم. به عنوان يك ايراني خوشحالم كه محبوبيتي را بين تماشاگران هامبورگ كسب كرده بودم كه هيچ كدام از بازيكناني كه تاكنون در اين تيم بوده‌اند، نداشتند. نمي‌خواهم اين را عنوان كنم اما اگر يك نفر به ورزشگاه AOL بيايد مشاهده مي‌كند كه وقتي پا به توپ مي‌شوم چه جوي ايجاد مي‌شود. من نمي‌خواستم اين محبوبيت و افتخاري را كه از هامبورگ با سعي و تلاش طي پنج شش سال به دست آورده بودم را به صورت سرد و كسل كننده از دست بدهم. همواره دوست داشتم زماني كه در دوران اوج بودم از هامبورگ جدا شوم. به همين دليل بر روي ماندن در هامبورگ پافشاري كردم و منتظر شانس ماندم كه مربي به من خواهد داد و هم اكنون از تصميمي كه گرفتم بسيار خوشحالم.»

وي ادامه داد:« اگر به تيم ديگري مي‌رفتم و در آنجا درخشش داشتم هيچ گاه لذتي كه اين ماندن داشت را براي من به همراه نداشت. ماندم، تلاش كردم و توانايي‌هاي خود را اثبات كردم و هم اكنون شرايط بسيار خوبي براي من در باشگاه ايجاد شده است.»

** كاپيتاني در هامبورگ، چرا تو نه؟

هشت سال حضور در هامبورگ اما كاپيتان نبودن، آيا دليل خاصي دارد؟ مهدوي‌كيا مي‌گويد:« در فوتبال آلمان كاپيتان يا از سوي مربي انتخاب مي‌شود يا مجموعه‌ي تيم كاپيتان را مشخص مي‌كند. در سال اولي كه به هامبورگ رفته بودم جلسه‌اي در باشگاه تشكيل شد و از بازيكنان خواسته شد كه نام پنج نفر از بازيكناني كه فكر مي‌كنند مي‌توانند كاپيتان باشند را يادداشت كنند و من و وحيد هاشميان اسم پنج نفر از بازيكناني كه سن بيشتري نسبت به سايرين داشتند را انتخاب كرديم اما در آخر يكي از بازيكنان جوان تيم، به عنوان كاپيتان تيم انتخاب شد و ما متوجه شديم كه در آلمان، مسايلي نظير قديمي بودن و پيشكسوت بودن ملاكي براي تعيين كاپيتان نيست. ضمن آن كه من به دنبال كاپيتاني نبوده‌ام و اعتقادم كمك به تيم است.»

** تيم ملي، جام جهاني، چه راهي را پيموديم؟

مهدوي‌كيا درباره‌ي انگيزه‌ي صعود به جام جهاني 2006 معتقد است:« بعد از ناكامي براي راهيابي به جام جهاني 2002، هدف بزرگمان صعود به دوره‌ي بعدي اين رقابت‌ها بود و راه خيلي سختي را براي رسيدن به اين هدف طي كرديم. مجبور بوديم اردن و قطر را در خانه‌شان شكست دهيم و موفق شديم به اين مهم دست پيدا كنيم. خيلي‌ها معتقد بودند كه تيم ملي زيبا بازي نمي‌كند و اين چنين نيز بود چرا كه هدف ما چيز ديگري بود. زيبا بازي كردن براي ما اصل نبود. در دوره‌ي گذشته برابر بحرين بسيار زيبا بازي كرديم و موقعيت‌هاي فراواني داشتيم اما در نهايت باختيم اما اين بار زيبا بازي نكرديم اما با هوشياري امتياز كسب كرديم كه در روز آخر به ما كمك فراواني كرد.»

** ديدارهاي تداركاتي و انتقاد از تيم ملي

مهدوي‌كيا درباره‌ي انتقاد از تيم ملي مي‌گويد:« بسياري انتقاد مي‌كنند كه تيم ملي خوب بازي نمي‌كند و اين كه مربي تيم در بازي‌هاي تداركاتي ترسو عمل مي‌كند. به نظر من چيزي كه مي تواند در اين دوران به ما كمك كند اين است كه از تيم ملي حمايت كنيم و شرايط را به گونه‌اي نكنيم كه فدراسيون براي برگزاري ديدارهاي دوستانه ترس داشته باشد. پس از بازي تيم ملي برابر ژاپن، كره‌ي جنوبي و ديدارهاي دوستانه در انگليس، به قدري از تيم ملي انتقاد شد كه احساس كردم مسوولان فدراسيون از انجام ديدارهاي تداركاتي با تيم‌هاي بزرگ واهمه دارند. اين به ضرر فوتبال ماست. اگر تيم ملي در ديدارهاي دوستانه با تيم‌هاي بزرگ بازي كند و ببازد، هيچ ايرادي ندارد اما اگر در جام جهاني نتايجي مانند نتايج عربستان را در جام جهاني كسب كنيم، افتضاحي است كه براي هميشه باقي مي‌ماند. بازي‌هاي تداركاتي را براي محك زدن تيم و شناخت نقاط ضعف و قوت انجام مي‌دهند اما متاسفانه جوي ايجاد شده كه مطبوعات تيم ملي را براي كسب نتايج ضعيف در بازي‌هاي دوستانه زير فشار مي‌گذارند. تنها خواهشي كه هست اينكه از تيم ملي حمايت بيشتري شود و بستري به وجود بيايد كه موجب رشد فوتبال كشور شود.»

مهدوي‌كيا ادامه داد:« هر كسي نظر خودش را دارد و نظر هر فردي قابل احترام است اما فكر مي‌كنم اگر همه‌ي اين نظرها به يك سمت و سو برود و آن هم حمايت از تيم ملي باشد، مي‌تواند مفيد باشد. اميدوارم شرايط به صورتي فراهم شود كه پيش از جام جهاني چند بازي تداركاتي با تيم‌هاي بزرگ انجام دهيم تا با پيش زمينه‌ي خوب به جام جهاني برويم. ايران تيمي جوان است و بازيكنان ما براي ريختن ترسشان نياز به انجام ديدارهاي دوستانه با تيم‌هاي بزرگ دارند.»

** آيا نبايد در شرايط فعلي از تيم ملي انتقاد كرد؟

مهدوي‌كيا مي‌گويد:« به نظر من بايد هميشه از تجارب ديگران استفاده كرد و نظرم اين نيست كه همه از تيم ملي تعريف كرده و كوركورانه حمايت كنند، صد در صد به انتقاد اعتقاد دارم اما انتقادي كه با انصاف همراه باشد. بايد پذيرفت كه سرمربي در نهايت تصميم نهايي را اتخاذ مي‌كند و برانكو نيز به عنوان سرمربي تيم ملي ايران همين وظيفه را دارد. ما اگر شخصي را سرمربي انتخاب مي‌كنيم، بايد نظراتش را چه خوب و چه بد بپذيريم.»

** آينده‌ي روشن تيم ملي

مهدوي‌كيا آينده‌ي روشني را براي فوتبال ملي ايران متصور است. او مي‌گويد:« فوتبال ايران در سطح آسيا همواره نشان داده كه از قدرت‌هاي قاره است و تجربه نشان داده كه با تيم‌هايي كه مقابل ما خوب بازي مي‌كنند با قدرت بازي مي‌كنيم. هم اكنون وزنه تجربه در تيم ملي بسيار بالا رفته است و حضور بازيكنان در تيم‌هاي خارجي نيز موجب شده كه تيم ملي با قدرت بازي كند. آينده قابل پيش بيني نيست اما فوتبال ما توانايي اين را دارد كه با انجام چند بازي تداركاتي با تيم‌هاي بزرگ دنيا در جام جهاني نيز موفق شود.»

** حضور بازيكنان ايراني در آلمان

مرد مياني تيم ملي درباره‌ي تاثير حضور چند تن از بازيكنان تيم ملي ايران در آلمان، مي‌گويد:«اين يك امتياز بزرگ است كه بيشتر بازيكنان ايراني كه در خارج بازي مي‌كنند، در آلمان حضور دارند و اين مي‌تواند براي تيم ملي مثمرثمر باشد. اين بازيكنان با شرايط ورزشگاه‌هاي آلمان آشنا هستند و اين مساله مي‌تواند در طول مسابقات جام جهاني به تيم ملي كمك فراواني كند.»

** آرزوي مهدوي‌كيا

مهدوي‌كيا آرزوهاي زيادي در ذهن خود دارد اما آرزوي فعلي او چيست. مرد سابق فوتبال آسيا مي‌گويد:« بازي با تيم ملي در ورزشگاه AOL يكي از آرزوهاي بزرگ من است. اطمينان دارم كه اگر يك بازي ايران در جام جهاني در هامبورگ برگزار شود از حمايت ايراني‌هاي مقيم هامبورگ و هواداران هامبورگ برخوردار خواهيم بود. اين آرزوي من است و مي‌تواند تجربه‌ي خيلي خوبي باشد.»

وي تصريح كرد:« در قرعه‌كشي جام جهاني به طور قطع با يكي از تيم‌هايي نظير برزيل، آرژانتين، ايتاليا هم گروه خواهيم بود. اما اميدوارم در گروهي باشيم كه شانس بيشتري براي صعود به مرحله‌ي بعد داشته باشيم، هر چند كه كار مشكلي است اما تمام تلاش خود را خواهيم كرد.»

** تغيير برانكو ايوانكوويچ

مهدوي‌كيا به رغم جواني‌اش، با مربيان بزرگي كار كرده است. او درباره‌ي برانكو و انتقادي كه از وي مي‌شود، مي‌گويد:« من به عنوان يك بازيكن نمي‌توانم در كار فدراسيون فوتبال دخالت كنم و اين طور مسايل از وظايف فدراسيون است. اما نتايجي كه تيم ملي با برانكو به دست آورده، نتايجي است كه كمتر مربي با تيم ملي موفق به كسب آن شده است. اين بي‌انصافي است كه بعد از نتايجي كه برانكو با تيم ملي به دست آورده چنين انتقادهاي تندي از وي شود. نمي‌توانم بگويم كه كادر فني هيچ گونه ضعفي ندارد و كاملا تكميل است اما نتايج نشان مي‌دهد كه كادر فني عالي كار كرده است.»

** بازيكنان ايراني مقيم آلمان، بيايند يا نيايند؟

مهدوي‌كيا درباره‌ي بازيكنان ايراني كه در فوتبال آلمان و ديگر كشورهاي اروپايي حضور دارند مي‌گويد:«هفت نفر از تركيب اصلي تيم ملي تركيه در آلمان بزرگ شده‌اند اما به دليل تعصب به فوتبال خودشان به تركيه برگشته‌اند و در تيم ملي اين كشور بازي مي‌كنند. اين مساله پس از حضور فريدون زندي مي‌توانست در مورد چند بازيكن ايراني ديگر اتفاق بيفتد. به هيچ وجه اعتقاد ندارم كه آنها حتما بايد براي تيم ملي بازي كنند بلكه معتقدم كه بايد آنها را محك زد، چرا كه ما براي حضور قدرتمندانه در جام جهاني بايد از تمام ابزارهاي خود استفاده كنيم. ضمن آن كه حضور بازيكنان قدرتمند در تمرينات تيم ملي، انگيزه‌ي بازيكنان داخلي را نيز بالا مي‌برد و اين مساله در نهايت به سود تيم ملي خواهد بود.»

** ‌كيا و پرسپوليس

چهار سال حضور در پرسپوليس، موجب شده كه مهدوي‌كيا نتواند بدون اظهار نظري درباره‌ي اين تيم، گفت‌وگوي خود را با ما به پايان برساند. او درباره‌ي مشكلات اين باشگاه مي‌گويد:« عوامل بسيار زيادي مي‌تواند ايجاد كننده مشكلات اين باشگاه باشد اما من به دليل دوري از بطن كار آن، نمي‌توانم اظهار نظر دقيقي داشته باشم اما نكته‌اي كه مشخص است مشكلات زياد اين باشگاه موجب عدم نتيجه‌گيري شده است. من عضو اين تيم بوده و به آن شديدا علاقه‌ دارم و دوست دارم مانند ميليون‌ها هوادار اين تيم، آن را هميشه در اوج ببينم. اين يك درد است كه پرسپوليس بعد از چندين سال هنوز زمين تمريني ندارد. بسياري از تيم‌هاي بزرگ آرزوي چنين هواداراني را دارند اما متاسفانه در تيم‌هاي استقلال و پرسپوليس همه چيز در حد حرف و شعار است. متاسفانه بايد بگويم از زماني كه در پرسپوليس بودم تاكنون اتفاق خاصي در اين تيم رخ نداده و هيچ چيز بهتر كه نشده بلكه در برخي از ابعاد بدتر نيز شده است. با پتانسيلي كه تيم‌هاي پرسپوليس و استقلال دارند مي‌توانيم مردم را به ورزشگاه‌ها بكشانيم و جامعه را سالم‌تر نگاه داريم.»

حضور خانوادگي مهدوي‌كيا در پرسپوليس با حضور هادي برادر و مصطفي خواهرزاده ‌اش در اين تيم ادامه پيدا كرد، مهدوي‌كيا در اين باره مي‌گويد:« من علاقه‌ي قلبي به پرسپوليس دارم. هادي نيز با جان و دل براي پرسپوليس بازي كرد اما متاسفانه زماني كه مصدوم شد، هيچ حمايتي از او نشد اما اين مساله‌ي تازه‌اي نيست و همواره در فوتبال ايران وجود داشته است. موقعي كه مصطفي قصد حضور در پرسپوليس را داشت به او گفتم حضور در پرسپوليس به شرطي مي‌تواند مفيد باشد كه با بازي تو در اين تيم همراه باشد. او نيز از حضور در پرسپوليس خوشحال بود و من نيز خوشحال بودم. اما متاسفانه تا كنون فرصتي به او داده نشده كه بتواند توانايي‌هاي خود را ارايه كند. اميدوارم كه شرايطي فراهم شود تا بازيكنان جوان نيز در پرسپوليس فرصت حضور داشته باشند.»


معرفي به دوستان

نوشته شده در سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:22 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نيکبخت: به‌ خاطر يک‌ تصميم‌ بچگانه‌ به‌ اسپانيا نرفتم‌ ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 عليرضا نيکبخت‌واحدى‌ هافبک‌ چپ‌پاى‌ تيم‌ استقلال‌ براى‌ شرکت‌ در تورنمنت‌ چهارجانبه‌ تهران‌ به‌ اردوى‌ تيم‌ملى‌ دعوت‌ نشد. در حالى‌ که‌ بسيارى‌ از کارشناسان‌ معتقدند برانکو بايد از يک‌ بازيکن‌ چپ‌پا در دفاع‌ چپ‌ استفاده‌ کند، ولى‌ کماکان‌ سرمربى‌ ايران‌ عقايد خاص‌ خود را دارد تا نفراتى‌ چون‌ نيکبخت‌ و منيعى‌ از تيم‌ملى‌ دور باشند. با عليرضا نيکبخت‌واحدى‌ گفتگويى‌ انجام‌ داديم‌ که‌ در ذيل‌ مى‌خوانيد:
چرا برانکو در دفاع‌ چپ‌ از يک‌ بازيکن‌ چپ‌پا استفاده‌ نمى‌کند؟
نظر خاصى‌ ندارم. مربيان‌ سليقه‌هاى‌ متفاوتى‌ دارند و برانکو هم‌ از بازيکنان‌ مورد نظر خود استفاده‌ مى‌کند، اين‌ يک‌ موضوع‌ طبيعى‌ در فوتبال‌ به‌ شمار مى‌رود.
خيلى‌ها معتقدند که‌ تو بايد به‌ تيم‌ملى‌ دعوت‌ مى‌شدي، اما نشدي، به‌ نظر خودت‌ آيا دوباره‌ به‌ تيم‌ملى‌ دعوت‌ مى‌شوي؟
نمى‌دانم‌ چرا اين‌ سئوال‌ها را مى‌پرسيد. برانکو در اين‌ بازى‌ها مى‌خواهد چند بازيکن‌ جديد را محک‌ بزند ومطمئن‌ باشيد در اردوهاى‌ بعدى‌ عضو تيم‌ملى‌ خواهم‌ بود. ضمن‌ اينکه‌ چرا نبايد ديگر به‌ تيم‌ملى‌ دعوت‌ شوم؟
شايعه‌ شده‌ بود، از قصد خودت‌ را به‌ مصدوميت‌ زدى‌ تا تيم‌ملى‌ را در سفر طولانى‌ به‌ کره‌جنوبى‌ همراهى‌ نکني. آيا اين‌ موضوع‌ صحت‌ دارد؟
واقعاً‌ خنده‌دار است، چرا من‌ بايد چنين‌ کارى‌ را بکنم، آن‌ هم‌ پس‌ از 5 سال‌ حضور در تيم‌ملي. من‌ واقعاً‌ مصدوم‌ بودم‌ و بنا به‌ نظر پزشک‌ تيم‌ به‌ کره‌ نرفتم. تمامى‌ مدارک‌ پزشکى‌ام‌ هم‌ موجود است‌ و حتى‌ مى‌توانيد با پزشکان‌ تيم‌ملى‌ صحبت‌ کنيد. من‌ واقعاً‌ نمى‌دانم‌ اين‌ حرفها را چه‌ کسانى‌ درست‌ مى‌کنند.
به‌ دست‌ آوردن‌ جايگاه‌ اصلى‌ات‌ در تيم‌ملى‌ کار سختى‌ است. از عهده‌ اين‌ کار برمى‌آيي؟
هرگز از رقابت‌ سالم‌ هراس‌ نداشته‌ام‌ و مطمئنم‌ که‌ دوباره‌ پيراهن‌ تيم‌ملى‌ را بر تن‌ خواهم‌ کرد. اگر قبل‌ از شروع‌ فصل‌ عاقلانه‌تر تصميم‌ مى‌گرفتم‌ حالا وضعيت‌ بهترى‌ داشتم.
منظورت‌ چيست؟
من‌ ابتداى‌ فصل‌ از اسپانيا پيشنهاد داشتم، ولى‌ به‌ خاطر يک‌ تصميم‌ بچگانه‌ به‌ اسپانيا نرفتم. چون‌ بر سر مسائل‌ مالى‌ با استقلال‌ کمى‌ اختلاف‌ نظر داشتم. به‌ هر حال‌ احساس‌ مى‌کنم‌ اشتباه‌ کردم‌ که‌ به‌ اسپانيا نرفتم. البته‌ هنوز دير نيست، جام‌ جهانى‌ فرصت‌ مناسبى‌ است‌ تا دوباره‌ لژيونر شوم.
قضيه‌ درگيرى‌ با حسين‌ کاظمى‌ چه‌ بود؟
کدام‌ درگيري؟ ما اصلاً‌ درگيرى‌ نداشتيم. اين‌ موضوعات‌ کذب‌ است‌ که‌ مى‌خواهند برايم‌ حاشيه‌ درست‌ کنند. در فوتبال‌ تمريني، درگيرى‌ فوتبالى‌ پيدا کرديم‌ که‌ امير قلعه‌نوعى‌ نيز به‌ عنوان‌ داور مرا از زمين‌ اخراج‌ کرد. متأسفانه‌ اين‌ موضوع‌ را خيلى‌ بد و عليه‌ من‌ انعکاس‌ دادند.
و در آخر نظرت‌ پيرامون‌ مصاف‌ اين‌ هفته‌ تيمت‌ مقابل‌ شموشک‌ چيست؟
شموشک، پرسپوليس‌ و پاس‌ را در نوشهر شکست‌ داد و با ذوب‌آهن‌ در اصفهان‌ مساوى‌ کرد. مطمئناً‌ بازى‌ سختى‌ را در پيش‌ خواهيم‌ داشت.

معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:34 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

دکو:"الکلاسیکو؟! 3-1 می بریم" ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 
"می بریم چون ما نه تنها بهتریم بلکه بهترین هستیم"

"از فصل قبل بسیار با تجربه تر شده ایم و این تجربه ما مطمئنا این الکلاسیکو را متفاوت تر از گذشته می کند"

درست در همان زمان که بیشترین نیاز به او احساس می شود توانست از بند مصدومیت خود را رها کند.پیش از بازی با اوساسونا بود که این مصدومیت لعنتی به سراغش آمد و اما حالا او با تلاش بسیار سعی می کند تا دوباره به همان دکوی دوست داشتنی تبدیل شود.تا همین چند روز پیش پزشکان از رسیدن او به الکلاسیکو مطمئن نبودند اما او با سخت کوشی مثال زدنی خود توانست در دقایق پایانی برابر ختافه بازی کند تا روحیه هلندی اش را به رخ همگان بکشد.مصدومیت بومل نیز مزید بر علت شد تا اکنون از بازی کردن خود در برنابئو اطمینان داشته باشد جایی که فصل قبل به علت مصدومیت نتوانست در آن به میدان برود.

*مادرید-بارسا رو چگونه می بینی؟

الکلاسیکو همیشه پیچیده و دشوار به نظر می آید.اینکه شما در طول نود دقیقه بسیار بهتر از رقیب عمل کنید کار دشواری نیست ولی مساله اینجاست که این بهتر عمل کردن پیروزی را تضمین نمی کند.رئال این برتری را دارد که در خانه خود بازی می کند ولی اگر ما بتوانیم همانی که همیشه هستیم باشیم مطمئنا کار دشواری را پیش رو خواهند داشت.

*برای تو مهم است که در این بازی حضور داشته باشی؟

نه...البته بدم نمی آید که بازی کنم ولی برای من پیروزی مهم تر است.

*نزدیک الکلاسیکو سایت های شرط بندی بر روی این بازی فعالیت زیادی می کنند.اگر بخواهی که روی این بازی شرط ببندی نتیجه رو چی پیش بینی می کنی؟

با 3-1 به نفع بارسا شرط می بندم...اممم نتیجه خوبه!

*خوب...پس فکر می کنی که بازی پر گلی باید باشد.

بله...اگر به کیفیت بازیکنان دو تیم توجه کنید و به افکار مربیان دو تیم روجوع کنید می بینید که به هیچ وجه دو تیم در پی دفاع نخواهند بود.من  قول می دهم که اگر 3-1 نشد 0-0 هم نتیجه پایانی نخواهد بود...به این اطمینان دارم.

*تو هم معتقدی این بازی سه امتیاز دارد یا اینکه...

اگر بخواهیم با دید ریاضی به بازی نگاه کنیم بله...تنها سه امتیاز دارد.ولی الکلاسیکو بازی است که غرور مردم بارسلونا و بازیکنان این تیم از آن متاثر می شود و ما نباید باعث شکسته شدن این غرور بشویم.الکلاسیکو یادآور بخشی از تاریخ مردم کاتالونیا بوده و هست.

*حق با توست.مردم در این بازی بیشتر از هر زمان دیگری انتظار پیروزی دارند، درسته؟!

بدون شک...این یک ضیافت ویژه است و ما بازیکنان بارسا باید این را به خاطر داشته باشیم و بهترین بازی هایمان را به نمایش بگذاریم.

*از آمار و ارقام اگر بپرسیم به ما شهادت می دهند که بارسا خیلی بهتر از رئال است.نظر شما چیست؟

بله، در تک تک خطوط، چون ما قهرمان لالیگا هستیم و ما بهترین بازیکنان جهان را در اختیار داریم.اما ما می دانیم که مادرید هم بازیکنان بسیار مستعدی دارد، مثل رونالدو و زیزو.

*نتایج اخیر دو تیم و نحوه بازی کردنشان را که می بینیم مطمئن می شویم که بارسا پیروز خواهد بود.آیا اینگونه محاسبات می تواند تضمینی برای برد باشد؟

به عقیده من ما دنبال ثابت کردن چیزی نیستیم.مردم می گویند که هنوز نتوانسته ایم مثل فصل قبل رویایی بازی کنیم.ما به این حرف ها فکر نمی کنیم و فقط می خواهیم هرچه زودتر به مادرید برویم، بازی کنیم و سعی کنیم برنده بیرون بیاییم و اگر موفق به انجام این کار شویم هیچ چیز تغییر نمی کند هنوز خیلی تا پایان لیگ مانده است و تمام تیم ها شانس قهرمانی دارند مهم این است که از این به بعد هم خوب عمل کنیم و بازی های این یازده هفته نخست نمی تواند تاثیر زیادی در آینده ما بگذارد.

*فصل قبل 4-2 در برنابئو مغلوب رئال شدید و با همین نتیجه هم در استامفورد بریچ بازی را واگذار کردید.در حالی که در طول فصل بهترین بودید اما آن دو بازی که باختید هر یک اهمیت خاص خود را داشت.در یکی الکلاسیکو را واگذار کردید و در دیگری جام قهرمانی اروپا را از دست دادید.نمی ترسی مجددا گرفتار اینگونه حوادث شوید؟

نه،این چیزی را ثابت نمی کند ما با تیم فصل قبل خیلی تفاوت کردیم.درست است که بازیکنان همان بازیکنان هستند و تنها وان بومل و سانتی ازکوئرو به ما اضافه شدند اما تیم ما عملکرد بهتری خصوصا در دفاع به نمایش گذاشته است.به نظر من تو خیلی عجله می کنی...بهتر است که چند روز صبر کنی و باور کنی که ما همچنان قوی ترین هستیم.

*کدام بازیکن را موثر تر از سایرین در داربی می دانی؟

همه بازیکنان.رونالدینیو،اتوئو،لئو (مسی)،... بله همه تیم موثر هستند.ما یک مجموعه ویژه هستیم.

*اتوئو بهتر است یا رونالدو؟

رونالدو بازیکن بسیار توانایی است و شاید روزی خیلی بهتر از اتوئو بازی می کرده اما زمان زمان اتوئو است.در حال حاضر سامی خیلی بهتر عمل می کند.

*لئو مسی جوان را چگونه می بینی؟

فوق العاده است!فقط همین را می توانم بگویم.تاکنون ندیدم جوانی به سن او تا این اندازه درک بالایی از فوتبال داشته باشد.به همین خاطر گاهی که با او شوخی می کنم می گویم:"هی لئو تو چند سالته؟ سی سال؟"

*بارسا از چه نظر از مادرید بهتر است؟!

در کار گروهی ما خیلی بهتریم.

*...و رئال از چه نظر بهتر از بارسا است؟!

آنها بازیکنان بزرگی دارند که هر یک به افتخارات بسیاری نیز دست پیدا کرده اند اما من مطمئن نیستم که آیا این یک امتیاز مثبت است یا نه!

*با مصدومیت رقیبت اکنون مجددا امیدوار به بازگشت به میدان هستی.

بله، بومل بسیار عالی عمل می کرد و خیلی خوب با تیم جفت شده بود.او همیشه در حال پیشرفت است و البته از نظر شخصیتی هم بسیار دوست خوبی برای من است.

*شنیدم که وقتی قبل از بازی با اوساسونا مصدوم شدی گریه کردی، درست است؟

آره، گاهی پیش می آد.اون روز گریه کردم چون واقعا احساس می کردم زمین و زمان بر علیه من بسیج شده اند.

*اگر گل بزنی آن را به شخص خاصی اهدا می کنی؟

در جهان انسان های بد هم وجود دارند اما باید اعتراف کنم که تمامی افرادی که پیرامون من را گرفته اند از بهترین ها هستند و همواره کمک حال من بوده اند.از بین "برایت" برادرم و "رونی" پسر عمویم و همینطور پدرم که همواره مرا حمایت کرده باید یکی را انتخاب کنم که گلم را به او اهدا کنم...شایدم به هر سه تقدیم کردم!

*...و در آخر یک سوال حاشیه ای...برای تو سخت نیست به کرایفی که مدام از تو انتقاد می کند عمیقا احترام می گذاری؟تا به حال نشنیده ام که راجع به او بد صحبت کرده باشی و همواره او را تایید کرده ای.

علاقه ای ندارم راجع به این موضوع صحبت کنم.انتقاد را هموراه چراغ پیشرفت دانسته ام و انتقاد های کرایف همیشه باعث شده تا در تمرینات جدی تر شرکت کنم.


معرفي به دوستان

نوشته شده در شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:37 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نيکبخت: من‌ سرباز اين‌ وطنم‌ با کاظمى‌ هيچ‌ مشکلى‌ ندارم‌ ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 دلش‌ زلال‌ است، مثل‌ آب، مثل‌ برکه... و شايد هم‌ به‌ اين‌ دليل‌ دوست‌ دارد کسى‌ را نرنجاند! او عليرضا نيکبخت‌واحدى‌ است‌ همان‌ کسى‌ که‌ حرفهايش‌ را تحريف‌ نمودند و از قولش‌ نوشتند: «من‌ اگر نبودم‌ تيم‌ملى‌ به‌ جام‌جهانى‌ نمى‌رفت! اما او حتى‌ اگر ديگر به‌ تيم‌ملى‌ هم‌ دعوت‌ نشود باز هم‌ خود را سرباز وطن‌ مى‌داند، همان‌ کسى‌ که‌ روسفيدى‌ محبوب‌ سه‌ رنگ‌ را مهمتر از سربلندى‌ خودش‌ مى‌داند.
حرفهاى‌ چند روز پيش‌ تو درباره‌ تيم‌ملى‌ عجيب‌ بود!
باور کنيد حرفهاى‌ من‌ اينگونه‌ نبود يعنى‌ تحريف‌ شده‌ بود من‌ فقط‌ گفتم‌ در امان‌ حماسه‌سازى‌ کردم‌ و مثل‌ خداداد گل‌ مهمى‌ را به‌ ثمر رساندم. گفته‌ بودند نيکبخت‌ ادعا کرده‌ اگر من‌ نبودم‌ تيم‌ملى‌ به‌ جام‌جهانى‌ نمى‌رفت، اما باور کنيد چنين‌ حرفى‌ را نزده‌ام. من‌ اينقدر جرأت‌ دارم‌ که‌ اگر حرفى‌ زدم، آن‌ را تکذيب‌ نکنم.
حرفهاى‌ تو بازتاب‌ زيادى‌ داشت‌ و خيلى‌ها از آن‌ ناراحت‌ شدند؟
اين‌ ناراحتى‌ به‌ خاطر آن‌ حرفهايى‌ است‌ که‌ از قول‌ من‌ به‌ دروغ‌ چاپ‌ شده‌ است‌ وگرنه‌ من‌ سرباز اين‌ مملکت‌ هستم‌ و اگر تا به‌ حال‌ هر کارى‌ هم‌ براى‌ تيم‌ملى‌ انجام‌ داده‌ام‌ وظيفه‌ام‌ بوده‌ است‌ و ادعايى‌ ندارم.
آرزوى‌ هر بازيکن‌ ايرانى‌ است‌ که‌ پيراهن‌ مقدس‌ تيم‌ملى‌ کشورش‌ را برتن‌ کند و من‌ نيز از اين‌ قاعده‌ مستثنى‌ نيستم.
از برانکو که‌ تو را دعوت‌ نکرده‌ شاکى‌ نيستي؟
خير، او سرمربى‌ تيم‌ملى‌ است‌ و هر تصميمى‌ که‌ بگيرد بايد به‌ آن‌ احترام‌ گذاشت، حالا بايد تلاش‌ کنم‌ تا دوباره‌ نظر ايشان‌ را براى‌ پوشيدن‌ پيراهن‌ تيم‌ملى‌ جلب‌ کنم.
فکر مى‌کنى‌ يکى‌ از بازيکنان‌ اعزامى‌ به‌ آلمان‌ باشي؟
حضور در بزرگترين‌ رويداد ورزشى‌ دنيا نهايت‌ خواسته‌ هر بازيکنى‌ است‌ براى‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ تمام‌ تلاشم‌ را به‌ کار خواهم‌ بست.
و فکر مى‌کنى‌ فيکس‌ باشي!
اين‌ بستگى‌ به‌ نظر برانکو دارد، اما اگر دعوت‌ شدم‌ و در تمرينات‌ خوب‌ باشم‌ برانکو حتماً‌ از من‌ استفاده‌ مى‌کند.
ديروز در تمرين‌ استقلال‌ با حسين‌ کاظمى‌ درگير شدي!
اتفاق‌ خاصى‌ نيفتاد در هر تيمى‌ چنين‌ اتفاقهايى‌ مى‌افتد يک‌ جر و بحث‌ ساده‌ بود که‌ خيلى‌ زود تمام‌ شد. من‌ با حسين‌ رفيقم‌ بعد از تمرين‌ هم‌ بلافاصله‌ با او تماس‌ گرفتم‌ و با هم‌ صحبت‌ کرديم. در دل‌ من‌ چيزى‌ نيست‌ و خودت‌ اين‌ را بهتر از همه‌ مى‌داني. يک‌ لحظه‌ عصبانى‌ شدم. در اين‌ چند وقت‌ اخير اتفاقاتى‌ برايم‌ افتاده‌ است‌ که‌ سخت‌ و ناراحت‌ کننده‌ بوده‌ است‌ اما درست‌ است‌ اشتباه‌ کردم‌ و سعى‌ مى‌کنم‌ ديگر از اين‌ اتفاقات‌ برايم‌ نيفتد.
مى‌گويند بعد از اين‌ اتفاق‌ امير قلعه‌نوعى‌ تو را اخراج‌ کرد.
نه‌ بابا... اتفاق‌ خاصى‌ نبود و همانطور که‌ گفتم‌ تمام‌ شد. خودتان‌ مى‌توانيد از قلعه‌نوعى‌ سئوال‌ کنيد.
مقابل‌ شموشک‌ سه‌ اخطاره‌ هستي!
بازى‌ سختى‌ است‌ خصوصاً‌ اينکه‌ در نوشهر انجام‌ مى‌شود اما ما آنقدر پتانسيل‌ داريم‌ که‌ سه‌ امتياز را به‌ دست‌ آوريم. حرفى‌ ديگر!
ممنون‌ از اينکه‌ زنگ‌ زديد

معرفي به دوستان

نوشته شده در شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:23 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رحمان رضايي: نبايد هيچ حريفي را دست كم بگيريم ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 
«اميدوارم در فصل نقل و انتقالات مشكل مسينا حل شود»

مدافع تيم ملي فوتبال كشورمان و بازيكن تيم مسينا ايتاليا گفت: تيم‌هاي حاضر در تورنمنت تهران ممكن است حريفان ما در جام جهاني باشند.

رحمان رضايي تصريح كرد: در هر صورت بازي هر يك از تيم‌هاي حاضر در جام جهاني مي‌تواند محك مناسبي باشد، حال مي‌خواهد اين تيم اروگوئه يا پاراگوئه باشد يا انگليس و فرانسه، چرا كه ممكن است همين تيم‌ها در جام جهاني آلمان مقابل ما قرار گيرند.

وي افزود:

در صورتي كه با تيم‌هايي كه سطح فوتبالشان بالاتر است بازي كنيم بهتر خواهد بود. اما با توجه به نبود امكانات بايد به همين تيم‌ها بسنده كنيم. البته تيم ملي پاراگوئه با اكثر نفرات اصلي‌اش آمده.

وي در مورد ديدار با تيم ملي مقدونيه نيز گفت: فوتبال غير قابل پيش بيني است و نمي‌توان گفت كه چه تيمي در پايان پيروز مي‌شود. تيم‌هاي خيلي ضعيف حريفان قدرتمند را شكست مي‌دهند. ما نبايد هيچ حريفي را دست كم بگيريم.

رحمان رضايي در ادامه در مورد وضعيت تيم مسينا ايتاليا تصريح كرد: تيم ما در امر گلزني مشكل دارد و از فرصت‌هايش استفاده نمي‌كند. تصور مي‌كنم با به خدمت گرفتن بازيكناني كه در فصل نقل و انتقالات به تيم اضافه مي‌شوند بتوانيم اين مشكل را برطرف كن


معرفي به دوستان

نوشته شده در پنج شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 19:51 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نيکبخت‌واحدي: مى‌خواهيد مرا ضايع‌ کنيد! ¦ مصاحبه و گفتگو
 
معرفي به دوستان

نوشته شده در چهار شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:10 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 در شماره‌ ديروز مطلبى‌ با عنوان‌ «دليل‌ خط‌ خوردن‌ نيکبخت‌ از تيم‌ملى‌ فاش‌ شد» به‌ چاپ‌ رسيد که‌ برخلاف‌ نظر خود عليرضاست.
گفتگوى‌ ما را با اين‌ بازيکن‌ دوست‌داشتنى‌ بخوانيد:
عليرضا، مطلب‌ مذکور را خوانده‌اي؟
بله‌ و به‌ نظر من‌ حقيقت‌ ندارد، ناخواسته‌ مى‌خواهيد مرا ضايع‌ کنيد اين‌ حرفها درست‌ نيست. من‌ مصدوم‌ بودم‌ و با تيم‌ملى‌ به‌ کره‌جنوبى‌ نرفتم‌ و در اين‌ زمينه‌ کادر فنى‌ تيم‌ملى‌ به‌ همه‌ مسائل‌ اشراف‌ دارند. آن‌ روز با دو پزشک‌ تيم‌ملى‌ نزد متخصص‌ رفتيم‌ و تمام‌ پزشکان‌ مرا از بازى‌ کردن‌ منع‌ کردند و...
الان‌ چي! مصدوم‌ هستي؟
نه.
پس‌ چرا دعوت‌ نشدي؟
سليقه‌ مربيان‌ است.
در چند سال‌ اخير به‌ سليقه‌ همه‌ مربيان‌ تيم‌ملى‌ خورده‌اى‌ و مدتها هم‌ يکى‌ از ارکان‌ اصلى‌ تيم‌ برانکو بوده‌اي، افت‌ فنى‌ هم‌ نداشته‌اى‌ پس‌ چرا سليقه‌اش‌ عوض‌ شده‌ است؟
نمى‌دانم‌ اما آن‌ مطلب‌ صحت‌ ندارد. براى‌ چه‌ بايد از مسافرتها فرارى‌ باشم. اتفاقاً‌ از همراهى‌ تيم‌ملى‌ در مسافرتها خيلى‌ هم‌ لذت‌ مى‌برم. کدام‌ جوان‌ از مسافرت‌ دسته‌جمعى‌ با هم‌سن‌ و سال‌هايش‌ و درحالى‌که‌ لباس‌ تيم‌ملى‌ کشورش‌ را برتن‌ دارد بدش‌ مى‌آيد که‌ من‌ دومى‌اش‌ باشم. آن‌ هم‌ با اين‌ خلق‌ و خويى‌ که‌ خودتان‌ هم‌ مى‌دانيد از مسافرت‌ و گردش‌ خيلى‌ خوشم‌ مى‌آيد.
اين‌ خبر را يکى‌ از اعضاى‌ کادر فنى‌ تيم‌ملى‌ به‌صورت‌ خصوصى‌ در اختيار ما گذاشته‌ است.
باورم‌ نمى‌شود!
نيازى‌ نيست‌ که‌ دروغ‌ بگويم.
همه‌ چيز را به‌ خدا واگذار مى‌کنم.
خودت‌ فکر مى‌کنى‌ چرا دعوت‌ نشدي، درحالى‌که‌ به‌ جاى‌ تو معدنچى‌ دعوت‌ شد آن‌ هم‌ با آن‌ اشتباهى‌ که‌ در بازى‌ شنبه‌ مقابل‌ استقلال‌ مرتکب‌ شد.
يک‌ اشتباه‌ داشت‌ ولى‌ مقصر به‌ ثمر رسيدن‌ گل‌ نبود. خداوکيلى‌ به‌ نظر من‌ که‌ توى‌ زمين‌ بودم‌ معدنچى‌ بهترين‌ بازيکن‌ پرسپوليس‌ بود و از تمام‌ همبازيانش‌ يک‌ سروگردن‌ بهتر بازى‌ مى‌کرد اما از شانسش‌ آن‌ توپى‌ که‌ توى‌ زمين‌ ما لو داد گل‌ شد و دعوت‌ به‌ تيم‌ملى‌ حقش‌ بود. در مورد خودم‌ هم‌ کادر فنى‌ تيم‌ملى‌ تصميم‌گيرنده‌ است‌ و من‌ به‌ نظرشان‌ احترام‌ مى‌گذارم.
اما خداداد به‌ خاطر عدم‌ دعوت‌ تو به‌ برانکو اعتراض‌ کرد.
خداداد الگوى‌ من‌ است‌ و ممنونش‌ هستم.
به‌هرحال‌ ما تو را دوست‌ داريم‌ و انصافاً‌ از لحاظ‌ فنى‌ تو را در حد تيم‌ملى‌ مى‌دانيم‌ و فکر نکن‌ کسى‌ دنبال‌ ضايع‌کردنت‌ بوده‌ است.
ممنون‌ هستم‌ ولى‌ آن‌ مطلب‌ باعث‌ مى‌شود خيلى‌ها فکر کنند خبرى‌ بوده‌ است‌ و براى‌ اطمينان‌ خاطر برويد و از مربيان‌ تيم‌ملى‌ بپرسيد که‌ آيا مصدوم‌ بوده‌ام
 

اميرآبادي: بايد وضعيت ايده‌آلم راتا جام جهاني حفظ كنم ¦ مصاحبه و گفتگو
 

  «تورنمنت تهران بهترين فرصت براي بازيكنان جديد است»

هافبك ملي‌پوش كشورمان در آستانه‌ي مسابقات چهار جانبه‌ي تهران گفت: بايد باانجام تمرينات بيشتر تا زمان شروع جام جهاني وضعيت ايده‌آل خود را همچنان حفظ كنم.

مهدي اميرآبادي اظهار كرد: مسابقات تهران بهترين فرصت براي بازيكنان جديد است تا توانايي‌هاي خود را به مربيان تيم ملي نشان دهند. بايد با انجام تمرينات بيشتر در فرصت باقي مانده تا شروع مسابقات جهاني وضعيت ايده آل خود را حفظ كرده و در ليست نهايي تيم ملي قرار داشته باشم.

وي ادامه داد: خوشحالم كه پس از مدتي دوري از اردوي تيم ملي دوباره به اين جمع دعوت شدم و قصد دارم تا با تمرينات منظمي كه در اردوي تيم ملي انجام مي‌دهم نظر مثبت مربيان را جلب كنم.

اميرآبادي با اشاره به تعطيلي ليگ برتر افزود:

پس از تعطيلي ليگ برتر فقط بر روي بازي‌هاي تيم ملي تمركز كرده‌ام و در حال حاضر شرايط خوبي دارم تا در دو بازي تورنمنت تهران موفق باشم.

وي در مورد تيم‌هاي حاضر در اين مسابقات گفت: تيم توگو شگفتي‌ساز مقدماتي جام جهاني محسوب مي‌شود ، اين تيم موفق به شكست تيم‌هاي مطرح آفريقا شده است. پاراگوئه نيز در مسابقات مقدماتي جام جهاني با تيم‌هاي بزرگ آمريكاي جنوبي بازي كرده و تيم بسيار قدرتمندي محسوب مي شود. بازي با اين دو تيم مي‌تواند تجربه‌ي بسيار خوبي براي تيم ملي باشد. چرا كه اين دو تيم دو سبك مختلف فوتبال را ارايه مي‌كنند و شرايط جديدي را پيش روي بازيكنان و مربيان ايران خواهند گذاشت.

اميرآبادي در پايان ابراز اميدواري كرد كه با اثبات شايستگي‌هايش در اردوي تيم ملي در جام جهاني نيز حضور داشته و براي كشورمان افتخارآفريني كند


معرفي به دوستان

نوشته شده در سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 22:17 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برانکو: کريمى‌ بهترين‌ بازيکن‌ آسياست‌ ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 تورنمنت‌LG تهران‌ لغو شد! مسابقاتى‌ که‌ پيش‌ از اين‌ از نگاه‌ برانکو بهترين‌ تورنمنتى‌ بود که‌ در تهران‌ برگزار مى‌شد. البته‌ احتمالات‌ ديگرى‌ وجود دارد و هنوز برگزارى‌ اين‌ مسابقات‌ به‌ طور کامل‌ منتفى‌ نيست، بهتر است‌ به‌ سراغ‌ برانکو برويم‌ و نظرات‌ او را بشنويم. برانکو اميد دارد که‌ برنامه‌هايش‌ لطمه‌ نخورد و تيم‌ملى‌ ايران‌ در روز بازيهاى‌ ملى‌ بازيهاى‌ دوستانه‌ خود را انجام‌ دهد. بنابراين‌ اين‌ مصاحبه‌ با فرض‌ برگزارى‌ مسابقات‌ صورت‌ گرفته‌ است. فرضى‌ که‌ نزديک‌ به‌ يقين‌ است. هر چند که‌ اگر اين‌ مسابقات‌ زير نظر ايرانول‌ هم‌ برگزار شود، باز هم‌ براى‌ تيم‌ملى‌ مى‌تواند مفيد واقع‌ شود.
آقاى‌ برانکو از اوضاع‌ تيم‌ملى‌ بگويد؟
تيم‌ تکميل‌ شده، على‌ کريمى‌ از ظهر امروز (دوشنبه) به‌ تيم‌ملى‌ اضافه‌ شده، وحيد هاشميان‌ در تهران‌ است‌ اما به‌ دليل‌ مشکلات‌ شخصى‌ از ما اجازه‌ گرفت‌ تا از سه‌شنبه‌ در تمرينات‌ حاضر شود، محرم‌ نويدکيا، رحمان‌ رضايى‌ و فريدون‌ زندى‌ هم‌ از روز چهارشنبه‌ در تمرينات‌ شرکت‌ مى‌کنند.
شرايط‌ بدنى‌ بازيکنان‌ در چه‌ سطحى‌ است؟
از بازيکنان‌ حاضر در ليگهاى‌ اروپايى‌ مطمئن‌ هستم، آنها با توجه‌ به‌ شرايط‌ در شرايط‌ جسمانى‌ خوبى‌ به‌ سر مى‌برند و نياز نيست‌ با آنها کلنجار رفت، بازيکنان‌ داخلى‌ هم‌ در تمرين‌ امروز نشان‌ دادند که‌ ليگ‌ آنها را آماده‌ کرده‌ است.
سطح‌ کيفى‌ مسابقات‌ را چگونه‌ ارزيابى‌ مى‌کنيد؟
سه‌ تيم‌ حاضر در اين‌ مسابقات‌ در ميان‌ تيم‌هاى‌ راه‌يافته‌ به‌ جام‌جهانى‌ هستند و در تاريخ‌ چنين‌ تورنمنتى‌ با اين‌ سطح‌ بالا در ايران‌ برگزار نشده‌ است. چهار تيم‌ با چهار شيوه‌ مختلف‌ فوتبال‌ بازى‌ مى‌کنند که‌ اين‌ مى‌تواند محک‌ و آزمايش‌ خوبى‌ براى‌ ما باشد. تماشاگران‌ مى‌توانند از اين‌ مسابقات‌ لذت‌ ببرند.
فکر نمى‌کنيد بازى‌ کردن‌ با دو تيم‌ پاراگوئه‌ و توگو بيشتر به‌ کار فوتبال‌ ايران‌ مى‌آمد تا بازى‌ با مقدونيه؟
مقدونيه‌ جانشين‌ رومانى‌ شد، برنامه‌ ما اين‌ بود که‌ با رومانى‌ بازى‌ کنيم، تيمى‌ که‌ همه‌ از قدرت‌ آن‌ آگاه‌ هستند اما رومانى‌ نيامد، من‌ چه‌ کار کنم؟ من‌ هم‌ دوست‌ دارم‌ با تيم‌هايى‌ نظير انگليس‌ و فرانسه‌ بازى‌ کنيم‌ اما وقتى‌ شرايط‌ مهيا نيست‌ بايد با تيم‌ مقدونيه‌ بازى‌ کنيم‌ و از آنها نهايت‌ استفاده‌ را ببريم.
از مقدونيه‌ چه‌ استفاده‌اى‌ مى‌توانيم‌ ببريم؟
ما با مقدونيه‌ بازى‌ مى‌کنيم‌ تا تاکتيک‌ خود را در تيم‌ جا بيندازيم. مقدونيه‌ يک‌ تيم‌ اروپايى‌ است‌ و حريف‌ خوبى‌ محسوب‌ مى‌شود.
به‌ ليست‌ تيم‌ملى‌ نگاه‌ مى‌اندازيم، انتقادهاى‌ فراوانى‌ در مورد آن‌ شنيده‌ مى‌شود؟
رقابت‌ در تيم‌ملى‌ بسيار شديد است‌ و راه‌ يافتن‌ به‌ اين‌ تيم‌ کار بسيار دشوارى‌ است. در بعضى‌ پست‌ها چند بازيکن‌ بسيار بزرگ‌ داريم، شانس‌ براى‌ همه‌ بازيکنان‌ يکسان‌ است، توانايى‌ آنها در هنگام‌ مسابقه‌ مشخص‌ مى‌شود. اما به‌ عنوان‌ مثال‌ خيلى‌ها از دعوت‌ نشدن‌ ايمان‌ مبعلى‌ مى‌پرسند...
من‌ عادت‌ ندارم‌ در مورد بازيکن‌ خاصى‌ صحبت‌ کنم‌ اما ايمان‌ بايد راه‌ ورود به‌ تيم‌ملى‌ را دوباره‌ پيدا کند. مبعلى‌ نياز به‌ انگيزه‌ بيشترى‌ دارد. او در بازى‌ با ژاپن‌ و اردوى‌ انگلستان‌ افت‌ محسوسى‌ داشت، او انگيزه‌ لازم‌ را نداشت‌ اگر بازيکنى‌ خود به‌ دنبال‌ پيشرفت‌ نباشد بازيکن‌ ديگرى‌ جاى‌ او را خواهد گرفت.
مهرزاد معدنچى‌ هم‌ شرايط‌ مطلوبى‌ ندارد، پس‌ چرا او را در ليست‌ مى‌بينيم؟
معدنچى‌ در پنج‌ مسابقه‌ اخير پرسپوليس‌ بهترين‌ بازيکن‌ اين‌ تيم‌ بود، او بسيار آينده‌دار و با استعداد است‌ که‌ مى‌تواند براى‌ تيم‌ملى‌ مفيدباشد. معدنچى‌ دو سال‌ در برنامه‌هاى‌ تيم‌ملى‌ حضور داشته‌ و نمى‌توان‌ به‌ دليل‌ يک‌ اشتباه‌ شايستگى‌هاى‌ او را ناديده‌ گرفت، پرسپوليس‌ در بازى‌ با استقلال‌ دو بازيکن‌ شاخص‌ داشت: جواد کاظميان‌ و مهرزاد معدنچي.
آيا حامد کاويانپور در اندازه‌ اين‌ دو ظاهر نشد؟
کاويانپور قبل‌ از مصدوميت‌ بازيکن‌ بسيار توانايى‌ بود اما هنوز نتوانسته‌ است‌ به‌ شرايط‌ گذشته‌ خود بازگردد. او انگيزه‌ بسيار بالايى‌ دارد و مى‌تواند شايستگى‌هاى‌ خود را به‌ اثبات‌ برساند.
دليل‌ بازگشت‌ رضا عنايتى‌ چه‌ بود؟
وقتى‌ او را دعوت‌ نمى‌کنم‌ مى‌پرسيد چرا، حالا هم‌ دوباره‌ اين‌ سئوال‌ را تکرار مى‌کنيد، رضا بايد در ميان‌ مهاجمان‌ تيم‌ملى‌ خود را جا کند و بايد سعى‌ کند که‌ همواره‌ در سطحى‌ بازى‌ کند که‌ على‌ دايى‌ و هاشميان‌ قرار دارند.
گفته‌ مى‌شود تورنمنت‌ تهران‌ لغو مى‌شود، درست‌ است؟
اگر بازيها لغو شود خيلى‌ بد است، اميدوارم‌ که‌ اينگونه‌ نشود. اين‌ مسأله‌ به‌ برنامه‌هاى‌ ما ضربه‌ مى‌زند.
نظرتان‌ در مورد انتخاب‌ على‌ کريمى‌ و جواد نکونام‌ به‌ عنوان‌ نامزدهاى‌ توپ‌ طلا چيست؟
حضور جواد در ليست‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ او بازيکن‌ بسيار بزرگى‌ در قاره‌ آسياست، به‌ نظر من‌ على‌ کريمى‌ بهترين‌ بازيکن‌ آسياست، درست‌ است‌ که‌ پارک‌ سال‌ گذشته‌ و امسال‌ بسيار خوب‌ کار کرده، اما کريمى‌ هم‌ عالى‌ بود، مربيان‌ بايرن‌مونيخ‌ با کسى‌ تعارف‌ ندارند و به‌ راحتى‌ از بازيکنان‌ خود انتقاد مى‌کنند اما على‌ آنها را وادار کرده‌ که‌ از او تعريف

معرفي به دوستان

نوشته شده در سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:26 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رضا عنايتي: ديگر پيراهن تيم ملي را از دست نمي‌دهم ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 - مهاجم تيم فوتبال استقلال تهران كه به اردوي آمادگي تيم ملي فوتبال ايران دعوت شده‌است ، گفت ديگر پيراهن تيم ملي را از دست نخواهم داد. "رضا عنايتي" با اشاره به دعوت شدنش به تيم ملي افزود: خوشبختانه تلاش‌هايم در هفته‌هاي گذشته نتيجه داد و مربيان تيم ملي متقاعد شدند كه من نيز مي‌توانم براي اين تيم موثر باشم. وي افزود: هر بازيكني آرزو دارد كه پيراهن تيم ملي را بر تن كند و من نيز بسان ديگران آرزو داشته و دارم كه با پوشيدن پيراهن تيم ملي به كشورم خدمت كنم. به همين علت با افزايش تمريناتم ديگر اجازه نمي‌دهم كه فرصت خدمت به كشورم را از دست بدهم. اين مهاجم تيم استقلال با رد شايعات مربوط به اختلافش با كادر فني تيم ملي اظهارداشت : هيچ اختلافي ميان من و كادر فني تيم ملي از جمله ايوانكوويچ وجود ندارد. عنايني در ادامه تصريح كرد هر گاه ايووانكوويچ از من براي شركت در اردو دعوت كرده‌است ، با دل و جان براي خدمت به تيم ملي آماده بودم كه اين امر نشان مي‌دهد كه اختلافي بين من و سرمربي تيم ملي وجود ندارد.اگر ما اختلافي با هم داشتيم من نيز بايد مانند برخي از بازيكنان از حضور در تيم ملي سر باز مي‌زدم


معرفي به دوستان

نوشته شده در سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 13:14 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 
 

ديك ادووكات: ايران تيم قدرتمندي است ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 

كره‌ي جنوبي با ديك ادوكات و پيم وربيك دستيارش هدف بزرگي درجام جهاني 2006 آلمان دارد.

كره‌ي جنوبي پديده جام جهاني گذشته بود. اين تيم در خانه تا مرحله‌ي نيمه نهايي بالا آمد. اين بار در اروپا شرايط دشوارتر است. اما، هدف و انتظار كره‌اي‌ها تغيير نكرده است. وربيك كه دستيار گاس هدينك سرمربي پيشين كره در جام جهاني 2002 بود در گفت‌وگو با Ohmy news در اين باره و ديدارهاي تداركاتي با تيم‌هاي بزرگ مانند ايران سخن گفت.

در زير گزيده‌اي از اين گفت‌وگو آمده است:

- كره‌ي جنوبي چه تغييراتي كرده است؟

* 2001 كه اين جا آمدم همه چيز مانند مردم، امكانات، شيوه‌ بازي فوتبال تازگي داشت. پس از بازگشتم، احساس كردم كه به خانه آمدم. شايد فكر كنيد ديوانه‌ام. اما، حقيقت اين است. بسياري از مسوولان اتحاديه فوتبال كره‌ را مي‌شناسم و تيم براي من بسيار آشنا است. نام‌ها را مي‌شناسم. سئول هم ديگر شهر غريبه‌اي نيست.


- فوتبال چه تغييري كرده است؟

به عنوان نمونه در K ليگ (ليگ كره‌ي جنوبي) بزرگ‌ترين تغيير ورزشگاه‌ها هستند. هر جا كه مي‌روي ورزشگاه زيبايي را مي‌بيني. البته آنها بيش از اندازه بزرگ هستند و تنها با ده هزار نفر نمي‌توان جو آنچناني داشت. پيشتر بيشتر ورزشگاه‌ها قديمي بودند و پيست دووميداني داشتند ديدن بازي در اين شرايط كه از صحنه‌ها دور بودي دشوار بود. اكنون احساس مي‌كنيم در ليگ واقعي هستي.

- رويارويي با ايران، نخستين بازي شما بود. پيش بيني‌تان از اين ديدار چه بود؟

* حتي براي دو هفته اينجا نبوديم. اتحاديه فوتبال كره‌ي جنوبي بيست DVD از بازي‌هاي گذشته را براي ما فرستاد، پس پيش زمينه‌اي داشتم اما بهتر اين است كه با بازيكنان تمرين كني. اردوي تمريني خوبي داشتيم هر روز دو بار تمرين مي‌كرديم. از آمادگي بازيكنان سر از پا نمي‌شناختيم. ورزشگاه تقريبا نيمه‌پر بود و گل زود هنگام بهترين حالت ممكن براي شروع بازي بود. براي تماشاگران و بازيكنان زمان آرماني بود. ايران تيم قدرتمندي است و نيمه دوم مي‌توانستند بازي را به تساوي بكشانند. اما ما دوباره گل زديم و دو بر صفر پيروز شديم.

- ادوكات بيشتر از هيدينك، كره‌اي است. اينطور نيست؟

* بله! با اين موضوع موافقم. او آموخته است كه كار كردن اينجا با اروپا متفاوت است و اين بسيار خوب است. اين جا فرهنگ متفاوتي وجود دارد. شيوه‌اي كه اين جا مربيان با بازيكنان ارتباط برقرار مي‌كنند با الان اسكاتلند يا هلند متفاوت است.

- هدف حقيقي شما براي جام جهاني چيست؟

* فكر مي‌كنم تمام مربيان براي پيروزي مي‌آيند. ما هم چنين هدفي داريم. نمي‌توانيم بگوييم كه هدف ما رسيدن به مرحله‌ي دوم رقابت‌ها است. بايد به بهترين نتايج ممكن را به چنگ بياوريم. البته اگر با برزيل و فرانسه در مرحله‌ي نخست هم گروه شويم كارمان دشوارتر خواهد شد. اما، هر چيزي در فوتبال ممكن است. نمي‌توانيم بگوييم كه بار ديگر تيم چهارم جهان خواهيم شد. بايد همان خوش شانسي جام جهاني 2002 را داشته باشيم اما، بازيكنان همه بايد به طور كامل آماده باشند.



- اين روزها داشتن بازيكنان بيشتر در ليگ‌هاي اروپايي امتياز بزرگي است. همان بازيكناني كه كمتر آنها زير نظر شما هستند.

* براي من اين امتياز است، با آنها آشنا هستم. اما، ادوكات به زمان بيشتري نياز دارد تا آنها را بشناسد. بازيكناني مانند آن يونگ شايد هوآن، چادوري و سئول كي هيسون بهتر از چهار سال گذشته شده باشند چرا كه سه، چهار سال در اروپا بازي كرده‌اند. براي تاتنهام، ولور همپتون يا تيم‌هاي آلماني و فرانسوي بازي كردن هنوز امتياز بزرگي است.

- انتقادي كه اين روزها اتحاديه فوتبال كره‌ي جنوبي را نشانه رفته تعداد كم بازي‌هاي دوستانه خارج از خانه است. در اين باره چه نظري داريد؟

* بله. در جام جهاني ما خارج از كره به ميدان خواهيم رفت و اين نسبت به جام جهاني 2002 بسيار متفاوت است. اگرچه فكر مي‌كنم جنبه مالي اين موضوع را هم بايد در نظر گرفت. شما از بازي‌هاي خانگي كه شصت هزار نفر به ورزشگاه مي‌آيند درآمد بيشتري به دست مي‌آوريد. اين بهتر است چرا كه مي‌توانيم بازيكنان را در كنارمان داشته باشيم و تمرين كنيم. اگر خارج از خانه برويم، زمان زيادي را از دست مي‌دهيم مي‌خواهيم از تمام ساعت‌هاي ممكن را براي تيم صرف كنيم. البته ژانويه و فوريه بازي‌هاي ديگري خواهيم داشت.

- چه تيمي قهرمان جام جهاني خواهد شد؟ البته اگر كره‌ي جنوبي به اين عنوان نرسد.

* هميشه نام تيم‌هاي تكراري را به زبان مي‌آوريم. از برزيل در جام كنفدراسيون‌ها عالي بود. آرژانتين هم خوب بود. فرانسه هم مانند ايتاليا به اوج بازمي‌گردد. در مورد آلمان هم هرگز نمي‌توان پيش بيني كرد. البته 2002 آلمان را اينجا در كره‌ي جنوبي ديدم و از آنها انتقادهاي فراواني مي‌شد اما، به ديدار پاياني رسيدند. كشورهاي آسيايي هميشه خواهان پيروزي تيم‌هايشان هستند. ادوكات هم باور دارد پيروزي مهم است اما، اكنون پيدا كردن بازيكن و چيدمان مناسب مهم است.





معرفي به دوستان

نوشته شده در سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 05:17 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رييس فدراسيون فوتبال: همان هستم كه بودم! ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 

گفت و گويي 3 ساعته با دادكان

«اعلام كرده‌ام تنها روزنامه‌هايي را خريداري كنند كه ارزش خواندن داشته باشد»
«سعي مي‌كنم صفحه اول هيچ روزنامه‌اي را نخوانم تا قضاوت عجولانه نکنم!»
«حاضرم از هر كلمه‌اي كه بر روي سايت قرار مي‌گيرد، دفاع كنم»
«هميشه تيغ انتقادات بر گلوي من بود»
«اهل مديريتم ، نه رياست»
«منبع رفع هزينه‌هاي فدراسيون رمز و راز است»
«200 مانع بزرگ براي اداره اين فدراسيون، بر سر راه ما قرار دارد»
«حتما برانكو تا پايان جام جهاني سرمربي ماست»
 

* امروز قريب به 50 سوال داريم كه احتمالا به پاسخ بسياري از آنها نمي رسيم.

- من پاسخگو هستم. بپرسيد

٭ آقاي دادكان، شما اصلا روزنامه مطالعه مي‌كنيد؟

- خيلي كم روزنامه مي‌خوانم. خواندن روزنامه را به همان‌ بريده جرايدي كه از طرف روابط عمومي آورده مي‌شود، خلاصه كرده‌ام. ضمن آنكه اعلام كرده‌ام تنها روزنامه‌هايي را خريداري كنند كه ارزش خواندن داشته باشد.

* اما ما مي دانيم كه كيهان ورزشي را شخصا خريداري مي كنيد

- نه ، گفتم كه خودم دنبال مطبوعات نيستم . روابط عمومي آّنها را در اختيارم مي گذارد.

٭ از روزنامه‌هايي كه خريداري مي‌شود، كدام را كامل مطالعه مي‌كنيد؟

- هيچ كدام از روزنامه‌ها را به صورت كامل نمي‌خوانم. بستگي به گزينش روابط عمومي دارد كه كدام بريده روزنامه را به دفتر من بياورند. ضمن اينكه با شناختي كه از مطبوعات دارم، سعي مي‌كنم صفحه اول هيچ روزنامه‌اي را نخوانم! متأسفانه جايگاه رسانه‌ها در كشور معلوم نيست و حد و حدود روزنامه‌ها مشخص نشده است.شنيدم كه حتي برخي رسانه‌ها، فدراسيون فوتبال را تحريم كرده‌اند. عزت و ذلت دست خداست. مگر با تحريم رسانه‌ها ما زمين خورديم؟ برخوردهاي قهري روزنامه‌ها هيچ تأثيري در روند حركتي ما نگذاشت.

٭ اما شما به محض ورود به فدراسيون مرزبندي تان با رسانه ها را عيان كرديد ، مصاحبه معروف تان با ايران ورزشي را كه به خاطر داريد . براي اولين بار با چه مطلبي، از روزنامه‌نگاران دلخور شديد و تصميم به برخورد با آنها گرفتيد؟

- من بارها گفته‌ام ناحقي‌هاي شخصي را گذشت مي‌كنم، اما روزنامه‌ها در حق فوتبال كشور ناحقي كردند. وقتي مشاهده كردم كه به چه راحتي با شخصيت بزرگان و پيشكسوتان ورزش بازي مي‌شود، با روزنامه‌ها به چالش برخورد كردم. يادم هست خبرنگار روزنامه ايران تماس گرفت و گفت: آقاي پروين گفته‌اند كه هيأت مديره كارآمد نيست. من هم جواب دادم چرا سعي مي‌كنيد اعضاي هيأت مديره و كادر تيم را روبروي هم قرار دهيد؟ اين مشكل داخلي پرسپوليس است و به شما ربطي ندارد! حتي به خاطر مي‌آورم كه آن خبرنگار باجسارت خاص خودش گفت: آقاي دادكان صداي شما در حال ضبط شدن است! من هم گفتم مهم نيست چون خرج من را شما نمي‌دهيد! و خوشحالم از اينكه آقاي وصال مسؤول همين روزنامه بعد از 3 سال در نامه‌اي ضمن عذرخواهي اعلام كرد كه روزنامه 3 سال به فدراسيون جفا كرده است و به دنبال خير و مصلحت فوتبال كشور نبوده است.

٭ در اوج درگيري ها قرار بود روزنامه اي با مديريت خودتان منتشر كنيد. به كجا رسيد؟

- خوب به دليل مشغله‌هاي فراوان فعلاً قادر به انتشار آن نيستم. ضمن اينكه مجوز هفته نامه خودم را هم هنوز به روزنامه تغيير نداده‌ام.

٭ به ياد داريم كه در يك گفت و گوي خصوصي، هدف از راه‌اندازي سايت فدراسيون را هم مقابله با عملكرد خبرگزاري‌ها اعلام كرده بوديد. آيا همچنان اين هدف را دنبال مي‌كنيد؟

- هدف اصلي ما از راه‌اندازي سايت، ارتباط با كل دنيا از طريق ارائه اخبارمان بود.اما من نمي خواستم با خبرگزاري ها درگير شوم ، اتفاقا به خاطر دارم كه به خود شما تلفني گفتم كه شما اگر در رسانه‌تان مطلبي بنويسيد، ما هم در سايت جواب تان را خواهيم داد. سايت را راه انداختيم تا پاسخ رسانه‌ها را در آن منتشر كنيم. هنوز هم مي گويم كه اگر كسي مطلبي به گزافه راجع به فدراسيون بگويد، جوابش را مي‌دهيم.

٭ پس نقطه هدف شما در سايت، رسانه‌ها هستند؟

- خير، هدف ما افكار عمومي است. ضمن آنكه سايت ما هم اكنون بسيار فعال شده و استقبال خوبي هم از آن صورت گرفته است.

٭ برخي مطالب سايت اگر در روزنامه‌ تان به چاپ برسد، قطعاً پيگرد قانوني را در پي خواهد داشت. با اين لحن روزنامه تان حتما توقيف مي شد . ظاهرا خوشحاليد از اينكه در قانون مربوط به سايت‌هاي اينترنتي اين تبعات كمتر است؟

- اگر در سايت فدراسيون درخصوص فرد يا افرادي صحبت شده است، به طور قطع غير واقع نبوده است. حاضرم از هر كلمه‌اي كه بر روي سايت قرار مي‌گيرد، دفاع كنم ضمن آنكه اگر واقعيات، بي احترامي به شمار مي‌رود، اين مشكل مربوط به فدراسيون نيست!

٭ آقاي دادكان، نظر ما اين است كه حتي برخي از منتقدان اصلي فدراسيون هم قابليت گفت و گو و حتي تعامل را دارند. آيا تلاشي در جهت جذب مخالفان و ايجاد رابطه تعاملي با آنها انجام داده‌ايد؟

- برخي روزنامه‌ها بناي ناسازگاري دارند و در شأن ما نيست كه با اين گونه افراد رابطه تعاملي برقرار كنيم. اين گونه تفكرات قابل هدايت نيست، چون در مورد هيچ كدام از صحبت‌ها و اظهارات خودشان، تفحص و تحقيق نمي‌كنند. از زمان حضورم در رأس فدراسيون، بسياري از حواشي و مشكلات به من ربطي نداشت، اما به نام من تمام شد و تهمت‌ها و نارواها را به من زدند! بسياري از حاشيه‌ها هم ناخودآگاه پيش مي‌آمد ولي باز تيغ انتقادات بر گلوي من بود.
يك بار هنگام پرواز به يكي از استان‌ها، خلبان از عملكرد فدراسيون انتقاد كرد و خواهان رسيدگي به اين موضوع شد. به خلبان گفتم: ما ايراني هستيم و خدا را شكر همه چيزمان به هم مي‌آيد. تا به حال نبوده كه من سوار هواپيما شوم و خلبان از نقص فني، كثيفي سالن و يا تأخير در پرواز از مسافران عذرخواهي نكند. پس انتظار نداشته باشيد كه كارهاي ما هماهنگ و دقيق انجام شود.

* اين كه دليل نمي شود !

ببينيد ، من به مطبوعات و رسانه‌هاي سالم احترام مي‌گذارم، حتي رسانه‌هايي كه با آنها ارتباط نداريم. واقعيت موجود اين است كه در حال حاضر مطبوعات نقش چنداني را براي پيشرفت ورزش ايفا نمي‌كنند و در امور محدودي هم كه وارد شده‌اند، نقش بسيار ناچيزي دارند. اگر رسانه‌ها منطقي بودند، ادله ما را مي‌پذيرفتند، همانطور كه هفته گذشته با يك ساعت نشست، مجلس را در خصوص مسئله صنعت نفت قانع كرديم. جنجال صنعت نفت يكي از نمونه‌هاي غرض ورزي مطبوعات نسبت به من بود. به ما چه ارتباطي دارد كه يك بازيكن به نام شاكر در تيم راه‌آهن شناسنامه‌اش را عوض كرده؟ مگر كميته مسابقات فدراسيون در هر مسابقه‌اي بايد شناسنامه‌ها را با سازمان ثبت احوال هماهنگ كند؟

*اما بسياري از كساني كه شما مي گوييد از دوستان و همكاران چند ساله من هستند ، ما به حرفه اي بودن آنها اعتقاد داريم. شايد در موضوعاتي با فدراسيون برخورد داشته باشند اما اهل استدلال هم هستند.

- مثلا چه كساني؟

* مثلا آقايان احمدپور

- من مثل شما فكر نمي كنم . وقتي آنقدر سطح نقد را پايين مي آورند كه به حركت صورت نگرفته يك ملي پوش در هواپيما استناد كرده و من را كه اتفاقا در آن پرواز نبوده ام را زير سوال مي برند ديگر انگيزه مثبت فكر كردن در مورد استدلال هاي به قول شما فني شان را هم ندارم.

٭ فكر مي‌كنيد نگراني‌هاي مطبوعات براي حضور يك سرمربي پرقدرت در رأس تيم ملي، غرض‌ورزي با فدراسيون است؟

- مدارك و اسنادي داريم كه تا همين 3 سال پيش برخي نويسنده‌هاي ورزشي براي دعوت از برانكو به عنوان سرمربي خودكشي مي‌كردند. اين افراد برانكو را فرشته نجات تيم ملي مي‌دانستند و عدم ثبت قرارداد با برانكو را خيانت ما به كشور مي‌خواندند. همين افراد حالا در مقاله و تحليل‌هاي مختلف، بي لياقتي و ناكارآمدي برانكو را متذكر مي‌شوند و معتقدند، وي حتي لايق نشستن بر روي نيمكت تيم ملي هم نيست! 3 سال پيش در دفاع از برانكو، من را كوبيدند، حالا در تضاد با سياست‌هاي برانكو، باز هم من را مي‌كوبند.اين مدارك را به زودي به اطلاع مردم مي رسانيم.

(شهرام وزيري در ميان اظهارات دادكان گفت: مخالفت با برانكو يعني پاك كردن واقعيات فوتبال. مطبوعات ما متأسفانه برانكو را ترور شخصيتي مي‌كنند.)

٭ بگذاريد موضوع را عوض كنيم. شما اصلا رفيق هم داريد؟

- بله كه دارم. ما يك مجموعه‌اي از دوستان هستيم كه همگي فارغ‌التحصيل دبيرستان جعفري بوديم. از آن دوران تا به حال همچنان ارتباط خودمان را حفظ كرديم و گهگاهي جلسات مشتركي را برگزار مي‌كنيم.

* شاخصه رفقاي محمد دادكان چيست؟

- خوب ما قريب به 40 سال با هم بوده ايم . آنها همه راستگو هستند . ظاهر سازي نمي كنند.
٭ رفقاي چهل ساله ؟ با حضور در فدراسيون، دوستانتان بيشتر شدند يا كمتر؟

- تغيير خاصي نبود. ولي دوستان واقعي ام گله‌مندتر شدند. وقتم كم شد و همين امر باعث دلخوري دوستانم شد.

٭ دوستاني كه در فوتبال بدست آورديد، كدامها بودند؟

- با حضورم در فدراسيون، دوستان بسيار صميمي مثل تيمسار نوآموز، پهلوان،زمان آبادي، نبي، زادمهر،وزيري، معيني و خداداد داشتم كه حالا هم با هم هستيم.

٭ آقاي دادكان! وقت مي‌كنيد به باغتان در دماوند هم برويد؟

- (با خنده) آدرس رو اشتباه گفتيد تا از قيمت باغچه كم كنيد؟ من يك باغچه در رودهن دارم كه هر وقت زماني داشته باشم، سري به آن مي‌زنم.

٭ كوه رفتن را بيشتر دوست داريد يا به دريا علاقمنديد؟

- كوه را بيشتر مي‌پسندم.


٭ يك ويژگي در بچه‌هاي تهران است، همگي به نوعي رفيق بازند – البته فقط رفقاي قديم و عاشق مادرشان؟

- بله، بچه تهران با عشق مادرش زندگي مي‌كند.

* مثل پروين حرف مي زنيد!

- خوب عزيزترين فرد در زندگي من، مادرم است . اگر بخواهيد كلمه‌اي پيدا كنيد كه بتواند مادر را توصيف كند، قادر نيستيد. مادر ايجاد روحيه و انگيزه براي ادامه زندگي است.

٭ مديريت را دوست داريد يا رياست؟

- با تعاريف مرسوم، مديريت را دوست دارم و معتقدم مدير خوبي هم بوده‌ام، چون توانسته‌ام فدراسيون را اداره كنم. به كار تشكيلاتي – سازماني هم اعتقاد دارم.

* يعني به تشكيلات اعتقاد داريد؟

- اعتقاد دارم.

*اهل مشورت هم هستيد

- هستم

* در حوزه اختيارات رييس فدراسيون هم مشورت مي گيريد؟

- نمي گيرم. آنجا كه قانون به خودم اختيار داده تعارف نمي كنم. خودم تصميم مي گيرم. مشخصا در برخي تصميمات فردي رئيس فدراسيون، خودرأي هستم.

* پس اهل مشورت در جايي هستيد كه قانون معين كرده

- اين برداشت شماست

٭ با نايب رئيس، دبير، هيأت رئيسه و سازمان ليگ چند وقت يك بار نشست داريد؟

- با نايب رئيس و دبير، هر روز. با هيأت رئيسه هر ماه و با سازمان ليگ هم هر 15 روز يك بار جلسه داريم.

٭ عملكرد هيأت رئيسه فدراسيون را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

- كمك‌هاي فكري، اجتماعي، سياسي و حتي اجرايي بسياري از سوي هيأت رئيسه به من شده. هميشه يار ما بودند و هدفشان خدمت‌رساني به فدراسيون بوده است. در ارتباطات برون مرزي و مشكلات داخلي و خارجي هم هرگونه كمكي مي‌توانستند، به ما كرده‌اند. هيأت رئيسه يار ما بوده است نه بار ما. آقايان يعقوبي، شريعتمداري،آصفي و ...

٭ آقاي دادكان، آيا اصلا خودتان را موظف به پاسخگويي به كسي مي‌دانيد؟

- ما فوق من سازمان ورزش است و هميشه خودم را پاسخگو به آنها دانسته‌ام. از هر جا هم كه حمايت شوم و هر كسي هم كه سفارش من را كرده باشد، باز هم خودم را به سازمان تربيت بدني پاسخگو مي‌دانم.

٭ ظاهرا 120 نفر كارمند هم داريد . كارمندان فدراسيون شما را دوست دارند؟

- از خودشان بپرسيد. من نمي‌توانم پاسخگو باشم.

٭ اما شنيده‌ها حاكي از آن است كه با خريد زمين براي كارمندان فدراسيون،و پروژه پونك خيلي زياد محبوب آنها شده‌ايد؟

- بله، زمين‌هاي ويلايي مناسبي را در آبسرد دماوند براي كارمندان فدراسيون خريده‌ايم كه قرار است در كنار آن هم كمپ تيم‌هاي ملي را داير كنيم. كارمندان فدراسيون مشغله‌هاي كاري فراواني را در اينجا دارند. سعي كرديم تا با خريد زمين، سرمايه‌اي براي آينده‌شان فراهم كنيم.اما پروژه پونك از آن شايعه هاست كه فقط خودتان مي دانيد . اصلا ما در پونك كاري نداريم.

٭ هزينه‌هاي فدراسيون سرسام آور است. چگونه از عهده آن برآمديد؟

- (با خنده) منبع رفع هزينه‌هاي فدراسيون رمز و راز است.حتما به «شما» نمي گويم. فقط بدانيد ما هر چه داريم از خودمان است. ما با دقت كار خودمان را از روز اول انجام داده‌ايم. به جرأت مي‌توانم بگويم كه موفق‌ترين فدراسيون كشور هستيم. حتي فرانس بكن‌بائر با حضور در فدراسيون فوتبال از امكانات گسترده و وسيع فوتبال ايران تعجب كرد. از درآمدهاي فدراسيون فراي استقلال و پرسپوليس ساختمان هم خريديم، كه البته رسانه‌ها به جاي تشويق اين كار، تيترهاي ضد فدراسيون و مربي تيم ملي زدند. نتيجه آن را هم مي‌بينيد. تيراژ اين روزنامه‌ها آنقدر پايين است كه حتي هزينه‌هاي چاپ آن را نيز جبران نمي‌كند.

٭ مشكلات فدراسيون را تا آغاز جام جهاني، چه مي‌دانيد؟

- هيچ كشوري به اندازه ايران موانع براي رسيدن به موفقيت ندارد. گفتند هر هفته در ژاپن كارناوال شادي جام جهاني برگزار مي‌شود و البته من هم جواب دادم: ما هم در ايران سه سال است كه هر روز به دادگاه مي‌رويم.از كسي هم نمي ترسم. سه سال و سه ماه است كه رئيس فدراسيون هستم و در اين مدت حدود 200 مانع بزرگ براي اداره اين فدراسيون، بر سر راه ما قرار دارد.
در يك ديدار، هفت تماشاگر فوت مي‌كند، من بايد به دادگاه بروم. در مسابقات برون مرزي در كنار زمين تبليغات شركت آبجوسازي قرار مي‌دهند، من بايد به دادگاه بروم. صنعت نفت و راه‌آهن به مشكل مي‌خورند، باز هم من به دادگاه مي‌روم. مجلس اعلام مي‌كند كه به چه دليل اردوي تيم ملي را در انگليس تشكيل داديد، كم مانده كه آتش‌سوزي جنگل‌هاي مالزي در هنگام سفر ما به آن كشور هم به ما نسبت داده شود. مثلاً بگويند؛ چرا بادهاي اندونزي را به سمت مالزي هدايت كردند؟
يك نكته جالب آنكه در همين گير و دار، تحليل يكي از روزنامه‌ها اين بود كه چرا پيش‌بيني باد را نكرده بوديد! ولي همين دوستان به اين قضيه توجه نمي‌كنند كه براي حضور در مالزي هتل شش ستاره، هزينه پرواز و غذا بر عهده كشور عربستان بود.

٭ روياي شما در جام جهاني چيست؟

- اميد تنها صحنه‌اي است كه خزان ندارد. ما با اميد زندگي مي‌كنيم و به همين دليل اميدواريم كه با قرعه خوبي رروبرو شده و در مرحله بعد از گروه خود نيز صعود كنيم.

٭ در جام جهاني هم كنار نيمكت، ايستاده بازي را تماشا مي‌كنيد؟

- نه آنجا ديگر نمي شود، در جام جهاني به دليل رعايت كردن مسائل مديريتي نمي‌توانم در كنار بازيكنان مسابقه را تماشا كنم.هرچند هنگام حضور آقاي خاتمي در ورزشگاه هم بيش از 40 دقيقه در جايگاه دوان نياوردم . گفتم حاج آقا من دارم سكته مي كنم بگذاريد بروم سر تيمم.ايشان هم گفتند برو.

٭ در كدام ديدار بيشترين استرس را احساس كرديد؟

- ايران و ژاپن در تهران. زيرا يقين داشتم با پيروزي در مقابل ژاپن به جام جهاني صعود مي‌كنيم.

٭ آقاي دادكان، شما مدرك دكترا داريد، تيم ملي ما را به جام جهاني برده‌ايد و از رئيس جمهور نيز مدال لياقت دريافت كرده‌ايد. آيا با اين تفاسير، خدا را بيشتر شاكريد يا مشغله‌هاي زندگي، فرصت شكرگذاري را از شما هم گرفته است؟

- هميشه شاكر خدا هستم، اما متأسفم كه بگويم به دليل همين مشغله‌ها، از ارتباطم كاسته شده است. نمي توانم كه دروغ بگويم.

٭ به بزرگترين آرزوي زندگيتان رسيده‌ايد؟

- بزرگترين آرزوي من، خانواده خوب، تحصيلات عالي، خدمت به نظام و حضور در جام جهاني فوتبال بود، كه فكر مي‌كنم به همه آنها رسيده‌ايم.

٭ آيا به فرود هم فكر كرده‌ايد؟ هر صعودي يك فرود دارد.

- هميشه به فرود فكر مي‌كنم و آمادگي آن را هم دارم. موقعيت اجتماعي روزي مي‌آيد و روزي هم بايد منتظر رفتنش باشيم. من منتظر آن هستم.

٭ تا چه حد با ورود به فوتبال دچار سياست شده ايد؟

- در همه دنيا، فوتبال جذابيت‌هاي سياسي را هم به دنبال دارد. در زمان انتخابات مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد نمايندگي مجلس به من شد كه قبول نكردم. در خصوص راست و چپ، معتقدم هر كسي كه راست بگويد، راست است و هر كسي كه دروغ بگويد، نه راست است نه چپ.



٭ خودتان را لايق پست رياست سازمان ورزش مي‌دانيد؟

- هيچگاه به سازمان فكر نمي‌كنم. (با خنده) كسي بايد به سازمان تربيت بدني برود كه لياقت آن را داشته باشد. شما هم كه علاقمندي تان مشخص است!

٭ شما در زمان رياست 3 رئيس گذشته سازمان ورزش، مسئوليت داشته‌ايد. از ميان هاشمي‌طباء، مهرعليزاده و علي‌آبادي كداميك را بهتر ديديد؟

- معتقدم همه مديران اين سازمان با قصد خدمت به سازمان آمدندو هر كدام به نوبه خود تلاش‌هاي زيادي كردند و اثرات مطلوبي را بر جاي گذاشته و مي‌گذارند. اميدوارم با رفتن آنها ياد و اثر آنها حفظ شود.


٭ از اقدامات جديد و در حال انجام فدراسيون، البته به جز تيم ملي، چه خبر؟

- زمين شماره 7 آزادي گرفته شده و آرزو دارم با تلاش‌هاي صورت گرفته يك هتل درجه 1 در اين منطقه جهت آسايش ملي‌پوشان بسازيم. هزينه ساخت اين هتل، پنج ميليارد ريال برآورد شده است. ضمن آنكه منابع بودجه‌اي آن تأمين شده است. همچنين ساخت و ساز اماكن ورزشي در بم كه آن هم با بودجه‌اي معادل پنج ميليارد ريال در حال انجام است تا مراحل پاياني خود را طي مي‌كند. در يك اقدام جالب و اساسي، براي 30 استان هيأت‌هاي فوتبال با يك شكل و يك متراژ مي‌سازيم. ما سيزده تيم فوتبال را مثل نوجوانان، جوانان، اميد، فوتسال، بزرگسالان،
بانوان و ... را همزمان در اردو داريم كه جالب است بگويم تنها هزينه تغذيه اين تيم‌ها، ماهيانه 10 ميليون تومان است. در زمينه جذب اسپانسر نيز به تازگي به جز ايرانول، با شركت پوما نيز قراردادي را منعقد كرده‌ايم. جالب است بدانيد هفته گذشته در ديدار با مدير عامل ايرانول، تقاضا كردم به جز آرم ايرانول كه بر روي پيراهن نقش مي‌بندد، آرم يك شير را نيز بر روي سينه‌هاي بازيكنان حك كنيم. مهندس بوساري در پاسخ به اين درخواست گفت:‌اين شير به چه معناست؟ گفتم نماد بزرگي، اقتدار و عزت است. گفت آيا نوشته‌اي هم دارد؟ گفتم: نه. و بدين ترتيب اجازه استفاده از تبليغات پوما را از مدير عامل ايرانول گرفتيم!البته ايشان متوجه موضوع بودند.



٭ يك سؤال كليشه‌اي كه احتمالاً جوابتان را حدس مي‌زنيم. مربي تيم ملي در جام جهاني كيست؟

- جواب ما همان جواب هميشگي است. فدراسيون در اين زمينه تصميم گيرنده نهايي است.
ضمن احترام به نقادان واقعي، برانكو تا پايان جام جهاني سرمربي ماست و تا مسابقات آسيايي قطر نيز با ما قرارداد دارد. از عملكرد وي نيز رضايت كامل داريم.

٭ پرسپوليس چه شد؟

- پرسپوليس از ابتداي فصل تيم خوبي را آماده نكرد و به همين دليل به مشكل برخورد. اين تيم نياز به يك تحول جدي در تيم فني خود دارد. ضمن آنكه معتقدم آنهايي كه دايه‌هاي بهتر از مادر شده‌اند، به دنبال جايگاه براي خودشان هستند. در خصوص هيأت مديره اين تيم، شنيده‌ام كه چند عضو شوراي شهر و همچنين اعضاي سابق كابينه، به جاي اين تركيب به باشگاه مي‌روند.اما تاكيد دارم كه حرمت پروين بايد حفظ شود.

* ماه رمضان بود و ما خوشبختانه فقط از هواي فدراسيون استفاده كرديم.

- (با خنده) بله لااقل بياييد با اين لوح ها و تقديرنامه ها از شما پذيرايي كنم. شايد كمي اهل انصاف شويد.




معرفي به دوستان

نوشته شده در سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 05:10 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

مصاحبه با قلعه نويي: ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 خدارا شكر يك مرد پيدا شد!
بعد از انقلاب هيچ تيمي مانند استقلال زيبا بازي نكرده است!
به خدا واگذارشان كرديم!
براي ما فجر با پرسپوليس فرقي ندارد.

پس از پايان بازي استقلال - فجر سپاسي، اكثريت فوتبالدوستان مي دانستند كه حق استقلال در اين بازي عجيب ناحق شد. استقلال در اين بازي و مخصوصا در نيمه اول موفق شد يك بازي زيبا و پر از هيجان را به نمايش بگذارد. ساعاتي پس از بازي با امير قلعه نويي مربي جوان استقلال تهران تماس گرفتيم. گرچه فكرش را نمي كرديم در آن ساعت شب، ژنرال گوشي موبايلش روشن باشد!

- امير خان بعد از چند روز كه استرس و حواشي بازي با فجر فروكش كرده مي خواهيم بپرسيم كه به نظر شما  بازي چطور بود؟

بازي خوبي بود. از نظر نتيجه راضي نيستم، اما از نظر نوع بازي، فكر نمي كنم بعد از انقلاب هيچ تيمي اينقدر قشنگ و روان مثل استقلال اين فصل بازي كرده باشد! بچه هاي تيم را ستايش مي كنم كه از جان مايه گذاشتند.



- در شرايطي كه همه مي دانيم افشاريان بابت اشتباهاتي كه در داوري اين ديدار داشت محروم شده است مي خواهيم باز هم نظرتان راجع به داوري را از زبان خودتان بشنويم؟

(خنده) پس از بازي آقاي غياثي آمد و گفت كه شرمنده ام هر دو گل شما صحيح بود ! باز خداراشكر يك مرد پيدا شد تا اعتراف كند كه حق استقلال خورده شده است! هر دو گل ما صحيح بود كه خب خودتان مي دانيد چه شد؟

-گویا  آقاي افشاريان پس از بازي به خود شما هم  گفته بودند  قبول دارم كه اشتباه كردم و عذرخواهي كردنه بودند!

(خنده) براي ما عذرخواهي كه 2 امتياز باقي مانده را بر نمي گرداند. ما واگذار كرديم به خدا.

- فجر سپاسي را چطور ديديد؟

به آقاي پيرواني، اين مرد زحمت كش فوتبال ايران تبريك مي گويم كه با 4 تا جوان آمد و پا به پاي ما بازي كرد. فجر سپاسي آينده درخشاني دارد.

- اين درست كه حق استقلال مساوي نبود اما اين باعث نمي شود كه بپرسيم چرا استقلال در نيمه دوم افت كرد؟

بچه ها به دلايل همان مشكلات نيمه اول، از نظر روحي تضعيف شده بودند. شما ديديد كه كاظمي توپ را از روي خط دروازه حريف به بيرون زد! ما بين دو نيمه خيلي صحبت كرديم، اما خب قسمت نبود به گل برسيم. باز هم مي گويم از بازي بچه ها بسيار راضي ام و از همه آنها قدر داني مي كنم.

- دو هفته ديگر با پرسپوليس بازي خواهيد كرد. نظرتان چيست؟

در حال حاضر فقط و فقط به بازي با سايپا فكر مي كنيم. به بچه ها هم مي گوييم كه هر تيمي بايد حرفش را در داخل زمين بزند. فقط مي دانم بازي قشنگي خواهد شد. انشاءلله پس از بازي با سايپا بيشتر در مورد بازي با پرسپوليس صحبت خواهيم كرد. ما از روز اول هم به بچه ها گفتيم، هر هفته براي ما حكم يك فينال را دارد. براي ما فجر با پرسپوليس فرقي ندارد. مهم 3 امتياز است كه مي خواهيم! 



- آقاي قلعه نويي ممنون از اينكه اين موقع شب و با وجود خستگي جواب ما را داديد!

خواهش مي كنم. به همكاران سلام من را برسانيد.




معرفي به دوستان

نوشته شده در سه شنبه ۰۳ آبان ۱۳۸۴ و ساعت 06:08 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آقاي پروين! التماس هم كردند، برنگرد ¦ مصاحبه و گفتگو
 

ناصر حجازي، سناريوي حذف اسطوره‌‏ها از فوتبال ايران را در مراحل پاياني دانست وتوهين به پروين و جايگاه وي را اهانت به يك عمر تلاش و كسب افتخار براي مملكت خواند.


ناصر حجازي، دروازه بان پيشين تيم هاي ملي فوتبال و استقلال تهران، در خصوص اتفاقات اخير رخ داده براي علي پروين همتاي محبوب خود در تيم پرسپوليس، جدايي احتمالي خود از استقلال اهواز و تشكيل تيم پيشكسوتان اظهار نظر كرد.
متن كامل اظهارات ناصر حجازي به شرح زير است:
***سناريوي حذف اسطوره‌‏ها چند سال پيش نوشته شد
سناريوي خانه نشين كردن حجازي و پروين چندين سال پيش تهيه شد و در مقطعي در خصوص من به اجرا گذاشته شد تا از مملكت خودم به بنگلادش بروم و هفت سال در كشوري فعاليت كنم كه مردم آن به حالم گريستند؛ هيچ كس باور نمي كرد كه دروازه بان تيم ملي فوتبال ايران در كشورش جايي ندارد و بايد در بنگلادش فعاليت كند، اين سناريو مدتي مرا از گردونه فوتبال كشورم حذف كرد، اما من به واسطه علاقه اي كه براي فعاليت در فوتبال كشورم داشتم به شهرستان ها رفتم و در تيم هاي مختلف مشغول به كار شدم، اما پروين دوست نداشت از پرسپوليس جدا شده و در تيم ديگري فعاليت كند به همين خاطر در اين تيم ماند و مدتي پيش طبق همان سناريو در مقطعي چهار ، پنج ساله از پرسپوليس كنار رفت.
*** مي خواهند رابطه اسطوره‌‏ها و هواداران را خراب كنند
آنهايي كه قصد حذف نام پروين از فوتبال و شكستن جايگاه او را داشتند به عده اي كه محتاج نان شب‌‏ هستند و فرق بين نام پروين ، حجازي و غيره را نمي دانند را با پول خريده و آنها را در استاديوم وادار به اهانت و فحاشي به پروين كردند تا به اهدافشان برسند.
چرا هيچ يك از مقامات مسئول در اين خصوص موضع گيري نكرد؟چرا هيچ كدام از اعضاي فدراسيون فوتبال درباره توهين و پرتاب اشياي مختلف به پروين اقدام به تحقيق و تفحص براي يافتن عوامل اصلي اين كار نكرد؟ اگر قرار بود اسطوره پرور باشند و از اسطوره هايشان به نحو احسن استفاده كنند؛ حداقل براي پروين و حجازي يك بازي خداحافظي برگزار مي كردند، اما ديديم كه هرگز اين گونه نشد. اين چه معني مي تواند داشته باشد؟ جز اين كه برخي از محبوبيت من و پروين متضرر مي شوند و مي خواهند به هر نحوي اين حس زيباي ميان ما و هوادران استقلال و پرسپوليس را از بين ببرند.
*** در دنيا به اسطوره ها لقب "سِر" مي دهند، در ايران فحش!
در آلمان، بكن باوئر را به عنوان سفير فوتبال اين كشور براي خوش آمدگويي به كشورهاي راه يافته به جام جهاني به نقاط مختلف جهان مي فرستند و به اين طريق از اسطوره فوتبال خود قدرداني و آن را به ديگر كشورها معرفي مي كنند، اما در ايران همواره يك غير فوتبالي يا غير ورزشي بر ورزشي و فوتبالي ارجح دانسته شده و ما كه خود را محق به برخورداري از چنين امتيازاتي مي دانيم بايد در حسرت حضور در يك دوره مسابقات المپيك آسيايي به عنوان نماد ورزش ايران، بسوزيم.
الگو سازي به اين طريق را فقط در ايران مي توان يافت و در هيچ كجاي دنيا شبيه آن نيست در انگليس به چارلتون لقب "سِر" مي دهند كه يكي از القاب برجسته مملكتي است اما اينجا و در ايران به حجازي و پروين پيش چشم ميليون ها بيننده داخلي و خارجي فحاشي مي‌‏كنند!
***اسطوره كشي را باب كرده ايم و با تيشه به ريشه خود مي زنيم
يك نمونه واضح اتفاقات اخير تيم پرسپوليس را مي توان در باشگاه منچستر يونايتد مثال زد؛ آلكس فرگوسن در اين تيم پس از 12 سال حضور و كسب افتخارات متعدد براي منچستري ها و هوادارانش يكي دو فصل است كه نتايج مطلوب را كسب نمي كند آيا منچستري ها به او فحاشي مي كنند؟‌‏آيا به سوي او حبه قند و بطري آب مي اندازند؟ اين مرد سال ها باعث افتخار اين باشگاه بوده است و حالا در مقطعي نتوانسته آن گونه كه بايد و شايد نتيجه بگيرد، اما مردم منچستر و هواداران اين تيم يك شبه تمام زحمات و افتخار آفريني هاي او را به باد فراموشي نمي سپارند، آنها قدر ورزشي ها ، سياسي ها و هنرمندان خود را مي دانند و از اسطوره‌‏هايشان مجسمه مي سازند، اما ما در قيد حيات آنها اسطوره كشي را باب كرده ايم و نمي دانيم با تيشه به ريشه خود مي زنيم!
*** به پروين توصيه مي كنم هيچ وقت برنگردد
من توصيه مي كنم پروين برنگردد، اگر دنبالش هم رفتند باز هم برنگردد. بهتر است مردم متوجه شوند كه پروين و حجازي يك روز و يك شبه اسطوره نشده اند. در هر مملكتي سال ها زمان لازم است تا اسطوره اي از ميان ميليون ها انسان سر برآورد.
مردم آرژانتين سال ها انتظار كشيده اند تا مارادونا در كشورشان به اسطوره تبديل شد و حالا او مايه افتخارشان است؛ يا در كشور برزيل با آن همه ستاره "پله" وجود دارد و بس.
جايگاه ميشل پلاتيني در فرانسه آنجاست كه او را در راس يكي از كميته هاي فوتبال قرار مي دهند، اما اينجا كسي نيست كه اين مسايل را درك كند و كسي هم نيست جلوي اين رفتارها را بگيرد، كسي نيست تا حداقل مانع شكسته شدن جايگاه اسطوره ها شود.
*** فقط من مي دانم در دل پروين چه گذشت
وقتي چشمان پروين را كه كاسه خون شده بود ديدم، او را درك كردم، شايد هيچ‌‏كس در ايران نتواند حس و حال او را به خوبي من درك كند.
در آن لحظاتي كه سرگرم پايين رفتن از پله هاي تونل دور زمين بود؛ من مي دانستم توي دل پروين چه مي گذرد! به اعتقاد من پروين تنها زماني بايد به فوتبال برگردد كه همه آنهايي كه به او توهين كرده اند از او عذرخواهي كنند، البته اين كار هم غير ممكن است چرا كه هرگز نمي توان آنهايي كه او را تحقير كردند به اسم شناخت. انگار قدر ما را در خارج از ايران بيشتر مي دانند،همين چند وقت پيش بود كه گروهي براي مصاحبه تلويزيوني با من از هلند به ايران آمده بودند.آخر من و پروين كه عمر نوح نداريم تا به اميد آينده، آينده وآينده چشم بر درشتي مردم نسبت به خودمان ببنديم و درانديشه مشاهده روزهاي خوش قدر شناسي در سال هاي بعد بنشينيم.
*** علي دايي هم يك اسطوره تحقير شده است
سناريوي محو اسطوره ها تنها شامل حال من و پروين نمي شود، وقتي علي دايي با طحال پاره براي كشورش بازي مي‌‏كند و ميان چهار، سر به هوا بلند شده و ضربه سر مي زند و در استاديوم پيش چشم خودش در ميانه زمين به او فحاشي مي كنند؛ چه توقعي مي توان داشت كه نسبت به ما برخوردي غير از اين نشود؟ به اعتقاد من او هم اسطوره فوتبال اين مملكت است كسب عنوان آقاي گلي جهان باعث افتخار است و او اين كار را براي كشورش كرده است كشوري كه" اين مردم" در آن زندگي مي كنند، او اين فرصت را داشت كه به خارج از ايران رفته و نام ايران را در دنيا بلند آوازه كند، اما ما نداشتيم يعني اين فرصت در اختيارمان قرار داده نشد، اما به هر شكل حرمت او هم بايد حفظ شود.
***اهوازي ها از خدايشان است من برنگردم
در مورد بازگشت يا عدم بازگشتم به استقلال اهواز بايد بگويم اين طور كه از برخورد مسئولان اين تيم مشاهده كرده ايم، گويي كه هيچ كدام از آنها از رفتن من ناراحت نيستند و بر عكس جشن گرفتند كه من به استقلال اهواز برنمي گردم حال اگر شفيع زاده مي گويد ما منتظر حجازي هستيم اين انتظار يعني چه؟
هيچكدام از اعضاي اين تيم اعم از كادر مديريتي يا فني حتي يك تلفن خشك و خالي به من نكرد كه حالم را بپرسد آن وقت چطور مي گويند ما منتظرش هستيم، منتظر چه چيزي هستيد؟ اينكه من برگردم و با اين طرز برخورد التماستان را بكنم، خير.مگر من حسنعلي بقال هستم؟
سه ماه پيش و در صحبت هايم با شفيع زاده گفتم كه مشكل دارم و شايد به واسطه آن چنين مسايلي پيش بيايد، اما با اين وجود هيچكس حالي از من نمي پرسد با اين شرايط من هم به اهواز باز نمي گردم حتي اگر مشكلاتم در تهران كه هنوز هم پا برجاست به پايان برسد.
*** در تيم پيشكسوتان خاطرات زنده مي شود
هنوز با تيم فوتبال پيشكسوتان تمرين نكرده ام، اما به اين دليل كه به غير از دو "سانتي متر شكم"، هنوزاضافه وزن ندارم.
در اولين فرصت در تمرينات اين تيم شركت خواهم كرد تا ضمن ديدار با دوستان قديمي ام در مسابقات مختلف هم شركت كنيم، حضور در بانكوك كه من 5 بار در مسابقات مختلف درون دروازه تيم ملي در اين شهر به ميدان رفته ام بدون شك ياد آور خاطرات خوش گذشته و افتخارات پيشين خواهد بود.


معرفي به دوستان

نوشته شده در شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۴ و ساعت 05:19 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

مصاحبه ي كوتاه با افشين قطبي پس از شکست ایران از کره ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 

كاوه محجوب: يك سايت فوتبال ايرانى در بخش نظرسنجى خود از كاربران اينترنتى پرسيده بود كه آيا اصولاً رفتن افشين قطبى به تيم كره كار درستى بوده يا نه؟ پاسخ دهندگان نظر متفاوتى داشتند، اما نكته قابل توجه تاسف همگى از اين نكته بود كه او با تيم ايران نيست. با افشين ، دستيار گاس هيدينگ در جام جهانى ۲۰۰۲ كه دوباره به كره برگشته پس از بازى چهارشنبه گفت وگو كرديم.

•آقاى قطبى بازى را چگونه ديديد؟
توانايى هاى تكنيكى بازيكنان ايران مرا شگفت زده كرد. در نيمه اول كره بهتر بازى كرد و شانس هاى بيشترى براى گلزنى داشت اما در نيمه دوم ايران بازى را در اختيار گرفت و فرصت هايى نيز براى گلزنى به دست آورد. با اين حال كره مجدداً و اين بار روى يك ضدحمله گل دوم را هم به ثمر رساند.

•نظرتان در مورد گل هاى بازى چيست؟ يك گل به خودى و يك گل هم از ضعف مفرط مدافعان.
در اينگونه موقعيت ها نمى توان مدافعان را مقصر دانست. در صحنه گل اول توپ بايد به راحتى دفع مى شد اما از روى بدشانسى ايران وارد دروازه شد.

•كار تيمى و برنامه هاى ايران را در اين ديدار چگونه ديديد؟
بازيكنان ايران بسيار فيزيكى و قدرتمند هستند. از نظر فردى نيز هر كدام از آنها خطرى بالقوه به شمار مى آيند. بازيكنان ايران در زمان دفاع خيلى خوب ميانه زمين را مى بستند و اما در هنگام حمله هاشميان تنها بود و كسى نبود كه پاس خوبى به او برساند. زمانى كه برهانى به بازى آمد كار تهاجمى ايران بهتر شد و هاشميان هم ديگر تنها نبود. غيبت مهدوى كيا نيز در اين بازى كاملاً مشهود بود. تيم ايران با گل زودهنگامى كه دريافت كرد كارش كمى دشوار شد و از موقعيت هاى به دست آمده نيز نتوانست به خوبى استفاده كند. در فوتبال زمانى كه نمى توانيد از فرصت هاى گلزنى خود استفاده كنيد مطمئناً گل هاى بيشترى دريافت خواهيد كرد. بايد بگويم تيم ايران زمانى كه يك بر صفر عقب افتاد به خصوص در نيمه دوم بازى بسيار خوبى به نمايش گذاشت.

•اين پيروزى براى كره جنوبى بسيار باارزش بود آن هم با بازيكنانى بسيار جوان.
بله درست است. كره بازيكنان جوان زيادى در تركيب خود داشت كه تنها يك هفته در كنار هم و با كادر مربيگرى جديد تمرين كرده بودند. با اين حال توانستند ايران را شكست دهند. ما در خط دفاع يك مدافع بيست ساله داشتيم، در خط ميانى نيز چهار هافبك بيست و سه ساله و حتى جوان تر به ميدان فرستاده بوديم. در خط حمله نيز يك مهاجم بيست ساله را به ميدان فرستاده بوديم. در مجموع پنج بازيكن زير بيست و سه سال در تركيب اصلى خود داشتيم.

•نظر ديك ادووكات پس از بازى چه بود؟
ادووكات پيروزى بر ايران را نتيجه اى بسيار خوب قلمداد كرد. با بازى خوبى كه بازيكنان انجام دادند او به آينده اميدوارتر شد. اين شروع خوبى براى مربيان جديد كره است. فراموش نكنيم بازيكنان كره تنها شش روز در كنار هم تمرين كردند و با توجه به پيروزى دو بر صفر مقابل تيمى قدرتمند مثل ايران نمى توان ايرادى به كادر فنى گرفت.

•...و حرف آخر؟
اميدوارم تيم ملى ايران در آلمان نتايج خوبی بگیرد.


معرفي به دوستان

نوشته شده در يكشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۴ و ساعت 05:32 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نشستي با داريوش زهاب پیشکسوت گزارشگری ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 

 بیش از 8 سال است که داریوش زهاب در تلویزیونهای ماهواره ای و رادیو برنامه ی ورزشی تهیّه می کند. فرصتی پیش آمد که این بار داریوش را در صندلی مصاحبه قرار دهیم.

کاوه محجوب(کاوه): آقای زهاب، از فرصتی که به ما دادید تا با هم درباره‌ی ورزش ایران و شخص شما گپی بزنیم متشکّرم. این بار شما درصندلی مصاحبه شونده نشسته اید و با هم مطالب متعدّدی را مورد بحث  قرار خواهیم داد.
داریوش زهاب (داریوش): من از این که این فرصت را در اختیارم گذاشتید تا با خوانندگان ارتباط برقرار کنم متشکّرم.

سالهای اولیّه
کاوه: از خودتان تعریف کنید. متولّد کجای ایران هستید و قدری از گذشته تان بگوئید.
داریوش: متولّد شهر ساری هستم. به خاطر شغل پدرم به شهرهای مختلف سفر می کردم. تحصیلات دبستان و دبیرستان را در همدان گذراندم و پس از اخذ دیپلم به تهران رفتم. در تهران به تحقیق و نوشتن درباره ی ورزش پرداختم و اولّین کار رسمی ورزشی ام ترجمه ی مقالات از انگلیسی به فارسی برای مجله ی "دنیای ورزش" بود. علاقه من به گویندگان در رادیو از آنجا آغاز شد که یک روز در استادیوم امجدیه مدّت کوتاهی نشسته و گزارش بازی برای آقای بِهمنش دادم. او از من خواست تا فردایش به رادیو تلویزیون بروم؛ امّا از آن ملاقات نتیجه ای حاصل نگردید.
از کودکی عاشق کُشتی و فوتبال بودم و حتّی در دبیرستان فنون کُشتی را به هم کلاسهایم درس می دادم. آن روزها کوشیدم تا با قوانین سایر ورزشها آشنا شوم و از طریق تلویزیون انگلیسی زبان تهران با ورزش بسکتبال و لیگ NBA و فوتبال آمریکائی نیز آشنا گشتم.
در تهران تحصیلاتم را در رشته ی حسابداری ادامه داده و لیسانسم را از مؤسّسه ی عالی حسابداری گرفتم. سپس به خدمت سربازی در نیروی هوائی رفتم و در سال 1978 میلادی به آمریکا آمدم تا فوق لیسانسم را بگیرم. در آن موقع ازدواج کرده بودم و به همراه دو فرزند خود به آمریکا آمدیم. در دانشگاه Lewis شیکاگو و Monterey Institute of Foreign Studies مشغول تحصیل شدم، امّا با آغاز جنگ با عراق تصمیم گرفتیم که به ایران بازگردیم و از دانشگاه بیرون آمدم. در نهایت در آمریکا ماندیم و در طّی این سالها در کمپانیهای مختلف در رشته ی حسابداری کار کرده ام.

 

کار در رادیو تلویزیون

کاوه: از آغاز کار ورزشی تان در ایران سخن گفتید. چگونه در آمریکا به کار ورزشی در رادیو تلویزیون پرداختی؟
داریوش: در بین سالهای 1980 تا 1994 , در ایران فوتبال و ورزش نقش کم رنگ تری را ایفا میکرد. در آن سالها من بیشتر به NBA (بسکتبال،) NFL (فوتبال آمریکائی،) بیس بال و بوکس توجّه داشتم. اوایل دهه ی 90 فوتبال در ایران دوباره به رشد پرداخت و با پیشرفت تکنولوژی و پدیده ی اینترنت دسترسی به اخبار ایران راحت تر گشت. در سال 1997 مقالات ورزشی برای چند روزنامه نوشتم و در سال 1999 به رادیوی AM670 در لوس آنچلس پیوستم.

کاوه: اولّین بازی فوتبال را که مستقیم گزارش کردی به یاد داری؟
داریوش: جالب است که بازی تیم ملّی ایران با تیم ملّی (ایالات متحدّه ی ) آمریکا بود. این بار در شهر پاسادینا در 16 ژانویه ی 2000 (میلادی) با حضور جمع کثیری از ایرانیهای مقیم جنوب کالیفرنیا انجام پذیرفت.

کاوه:... و چه جمعیّتی، و من هم در جمع آنها بودم و نزدیک به 50,000 نفر ایران را تشویق می کردیم. بعد چه شد؟
داریوش: با رادیو به همکاری ادامه دادم. در سال 2002 یک فصل کامل بازیهای بسکتال Lakers را بطور مستقیم در رادیو گزارش کردم. ضمن اینکه با چند ایستگاه تلویزیونی نیز همکاری می کردم. در این دوران با دوست خوبم آقای آل صفر نیز کار کردم. برنامه تلویزیونی "ورزش با داریوش" را 16 ماه پیش آغاز کردم و تاکنون بیش از 400 برنامه و 80 مصاحبه انجام داده ام و بدعت گذار برنامه ی شبانه ی ورزشی شدم.

کاوه: الگوی کار شما چه کسی بوده است؟
داریوش: بی شگ عطا بهمنش به عنوان یک استاد کامل و یک ژورنالیست تمام عیار ورزشی الگوی کار من بوده است. بزرگترین و بهترین گزارش کنندگان رادیو و تلویزیون فقط نتایج بازیها و آمار و ارقام را مطرح می کنند. آنها داستان ورزش را نقل کرده و از اتفّاقات پشت پرده سخن می گویند. بهمنش همیشه بهترین و دقیق ترین اطلّاعات را در اختیار شنوندگان و بینندگانش قرار می داد و پارامتر کاری او وسیعتر ازورزش بود و ورزش، به عنوان چاشنی کارش می بود. من هنوز با او در تماس هستم. همچنین آقایان روشن زاده، خدابخشیّان و ادیب در کارشان ماهر بودند.

کاوه: امروز از کار کدام گزارشگر لذّت می بری؟
داریوش: کار فردوسی پور را خیلی می پسندم. از نطر صدا قدری نقص دارد ولی از نقطه نظر اطّلاع رسانی در گزارش ورزشی و دقّت به جزئیّات کارش خیلی خوب است. هنگام مصاحبه آدم شجاعیست و سؤالهای خوبی از مخاطبینش می پرسد.

کاوه: به نظر شما کار اصلی یک گزارشگر ورزشی چیست؟
داریوش: تحقیق و گرد آوری اطلّاعات صحیح و انتقال آن به مردم با در نظر گرفتن سه اصل انتقال خوب مطالب، صداقت کار، و ایجاد هیجان.

کاوه: حال یک سؤال اخلاقی، فرض کُن از یک ماجرائی مطلّع شدی که اگر آن را گزارش کُنی به حیثیّت فوتبال ایران لطمه می زد، امّا ماجرا با اهمیّت بود. چه کار می کردی؟
داریوش: سؤال مشکلی است. ابتدا خبر را نگاه می داشتم و با در نظر گرفتن همه ی جوانب آن، در زمانی که کمترین لطمه را به فوتبال ما بزند منتقل می کردم. ما نباید به عنوان یک ژورنالیست جنجال آفرین باشیم و اگر شعله ای را بینیم هیزم زیرش نهیم. امّا وطیفه ی من به عنوان یک ژورنالیست انتقال اطلّاعات صحیح است.
اگر آدمی در کارش خیانت کُند، مشکلاتش زیاد می شود. قضاوت این که در چه زمان و به چه شکل خبر مطرح شود بسیار مهّم است. این ها همه اصل قضیّه هستند. آدمی باید باشرایط آشنا شود تا تصمیم بگیرد. من همه روزه با اطلّاعات فراوانی برخورد می کنم و آنها را محفوظ می دارم و یا در زمان مناسب مطرح می کنم. هیچ وقت با شتاب خبری را منتقل نکرده و اگر کرده ام اشتباه کرده ام. باید مزّه مزّه کرد و فکر کرد، و بهتر است که خبر کهنه شود تا صدمه نزند. به عنوان مثال قضیّه ی دوپینگ در فوتبال. هنوز فکر نمی کنم این اطلّاعات مستند هستند. بعضیها ممکن است معتقد باشند که افشای احتمالی این ماجرا به تیم ایران در جام جهانی صدمه بزند، ولی من معتقدم که سلامت ورزشی و ورزشکار ایرانی مهّمتر از جام جهانیست.

کاوه: با رادیو ورزشی FOX هم همکاری کردید. جریان آن چه بود؟
داریوش: آن روزها که بازیهای LAKERS را گزارش می کردم رسانه های ایرانی به این مسئله توجّه نکردند، امّا شبکه های ورزشی بزرگی مانند ESPNو FOX و کانالهای محلّی لوس آنجلسی برایشان جالب بود که گزارش فارسی بستکبال پخش می گردد. پس از آن FOX RADIO با من تماس گرفت و خواست که برنامه ی ویژه ی 15 دقیقه ای تحت عنوان "جمعه ی فارسی" به زبان انگلیسی درباره ی بسکتبال و LAKERS تهیّه کنم.

کُشتی
کاوه: از علاقه ات به کُشتی و اهمیّت این ورزش در ایران بگو.
داریوش: در ایران کُشتی فراتر از ورزش است. زمانهای قدیم در بازارچه ها پهلوانان حامی زنها و کودکان بودند. این بهلوان ها خصائل انسانی خاصّی داشته و فروتن بودند. مؤدّب بودندو کمک رسان بودند. خصلت پهلوانی با کُشتی گیری آمیخته است. مردم ما به این ورزش به عنوان یک ورزش مردمی و ریشه ای علاقه مند هستند. من در سالهای دبیرستان به هم کلاسیهایم روی چمن فنون کُشتی یاد می دادم. کُشتی گیران ما بیشتر از قشر پائین ها بودند، ولی با همه ی این سختی ها در میادین بین المللی افتخار آفریده اند و کُشتی پرافتخارترین ررشته ی ورزش ملّت ماست.

کاوه: حالا که از کُشتی گیری حرف زدیم، درباره ی مسابقات اخیر قهرمانی بوداپست بگو.
داریوش: برای این که تابوی حسّ مالکیّت ملّی را در هم بریزیم، بایستی از جائی شروع کنیم. در تاریخ کُشتی وقتی قهرمانی عضو تیم ملّی می شد دیگر در مسابقات انتخاباتی شرکت نمی کرد. کار فعلی فدراسیون کُشتی درست بود. من معتقدم که این تیم در سالهای آینده صد در صد بهتر خواهد شد. حالا بدعتی گذاشته شده که حتّی قهرمان جهان هم احساس خطر می کند وبیشتر در فُرم می ماند. در فَرَنگی دیدیم که سوریان قهرمان جهان چگونه حریفانش را درو کرد. بایستی که به جوانان اعتماد کرد.

:توضیح عکس بالا مربوط به شهریور امسال:ردیف بالا ایستاده از راست به چپ:جعفر نامدار،پرویز کوزه کنانی،محمود بیاتی،کنستانت دیویدخانیان،نادر افشار،افشین قطبی،محمد بیاتینشسته از راست به چپ:مجید زرین نام،احمد ادب خواه،حبیب روشن زاده،داریوش زهاب

توضیح عکس بالا مربوط به شهریور امسال:

ردیف بالا ایستاده از راست به چپ:جعفر نامدار،پرویز کوزه کنانی،محمود بیاتی،کنستانت دیویدخانیان،نادر افشار،افشین قطبی،محمد بیاتی

نشسته از راست به چپ:مجید زرین نام،احمد ادب خواه،حبیب روشن زاده،داریوش زهاب

پرسش و پاسخ
کاوه: به یک سری سؤال وجواب سریالی می رسیم. بهترین فوتبالیست تاریخ ایران کیست؟
داریوش: پرویز قلیچ خانی

کاوه: بهترین کُشتی گیر؟
داریوش: تَختی، حبیبی و موَحِّد

کاوه: بهترین ورزشکار تاریخ ایران؟
داریوش: عبدالله موَحِّد

کاوه: بهترین مربّی فوتبال ایران؟
داریوش: رایکوف که در دهه ی 70 در تاج و تیم ملّی کار کرد.

کاوه: بهترین مربّی ایرانی؟
داریوش: دهداری و مهاجرانی

کاوه: برانکو یا دنیزلی؟
داریوش: دنیزلی

کاوه: جلالی یا دنیزلی؟
داریوش: دنیزلی

کاوه: مصطفوی یا دادکان؟
داریوش: مصطفوی

کاوه: دادکان یا مایلی کُهَن؟
داریوش: مایلی کُهَن

کاوه: بهترین فوتبالیست جوان؟
داریوش: مبعلی و بُرهانی

کاوه: بهترین دروازه بان؟
داریوش: واعظی

کاوه: بهترین تیم فعلی لیگ ایران؟
داریوش: ذوب آهن

کاوه: با نامه ی جلالی به رئیس جمهور موافقی یا مخالف؟
داریوش: با نکاتش موافقم، ولی نامه را باید خطاب به مردم می نوشت.

کاوه: چه کسی بایستی در غیاب دایی کاپیتان تیم باشد؟
داریوش: مهدوی کیا

کاوه: بهترین بازیکن فعلی؟
داریوش: مهدوی کیا

کاوه: بهترین مصاحبه ای که داشتی؟
داریوش: با رایکوف، این اولّین مصاحبه ی یک ایرانی با وی پس از 30 سال بود.

کاوه: از کدام مصاحبه راضی نبودی؟
داریوش: با علی جبّاری. جبّاری به سؤالها خوب پاسخ داد، امّا هنگامیکه دیگران زنگ زدند، کار به جروبحث با یک مربّی سابق تیم ملّی کشید.

کاوه: نقش علی دائی در جام جهانی 2006؟
داریوش: او می بایستی در تیم ملّی باشد. شاید که او دیگر بازیکن 90 دقیقه نباشد، امّا بسیار مؤثر خواهد بود.

کاوه: نَظرَت درباره ی فصل پنجم لیگ برتر ایران چیست؟
داریوش: روند کار نوسان دارد. امیدوار می شوی، و نا ُامید می شوی. فوتبال منفی به خاطر موفقّیت تیم ملّی در گرفتن نتیجه رواج پیدا کرده است. مثلاً این نوع بازی را در بین ابومسلم و برق می بینیم. کمبودهای اساسی همچنان رواج دارد. کمبودهائی چون زمینِ بازی، امکانات باشگاهی، تقویم مرتّب، قراردادها با بازیکنان و متاسفّانه شتاب لازم در حلّ آنها نمی بینیم.

تیم ملّی
کاوه: نظَرَت در باره ی کمکهای برانکو چیست؟
داریوش: به برانکو احترام می گذارم و قبول دارم که بایستی به او این امکان را داد تا کمکهایش را خودش انتخاب کُند. امّا یک نگاه سطحی نشان می دهد که ما مربیّان بسیار بهتری در ایران داریم که می توانند به برانکو کمک کنند.

کاوه: مثلاً چه کسانی؟
داریوش: جلالی، کاظمی، کربکندی، احمدزاده، مایلی کهن، کریمی، حجازی، پورحیدری و طالبی در ایران، و قطبی در خارج از ایران.

کاوه: چرا فکر میکنی برانکو به قطبی برای کمک علاقه نداشت؟
داریوش: دوباره بگویم که این حَقِّ برانکو هست که کمکهایش را خودش انتخاب کند. امّا وقتی او در کنفرانس مطبوعاتی می گوید که از قطبی شناخت ندارد مایه ی تعجُّب است. ما با یک برانکوی تازه روبرو شده ایم که خیلی تغییر کرده است. انتخاب هومن افاضلی را که شناختی از او ندارم به هومن تبریک می گویم و آرزوی موفقّیت او و تیم مّلی کشورم را داردم.

کاوه: این روزها برانکو و هوادارانش بدنبال شکست پاس و دنیزلی در بازارهای باشگاه های آسیا بیشتر و بیشتر از بازی برای نتیجه و بدون زیبائی بازی دفاع می کنند.
داریوش: نُکته ی مهّمیست. ببینید، کجای دنیا سابقه داشته که کمک مربّی یک مربّی که تیمش شکست می خورد سر مربّی تیم می شود. این امر در ایران با برانکو اتفّاق افتاد. من از نظر تکنیکی برانکو را ارزیابی نمی کنم، امّا به عنوان یک تماشاگر و گزارشگر نظرم را بیان می کنم. تیم ما شکل خوبی در زمین ندارد. ما به جام جهانی راه پیدا کرده ایم، امّا اشاره به چند نکته ضروریست. برانکو و دوستدارانش می گویند چون دنیزلی به فُرم بازی توچُّه داشت شکست خورد. این بینش غلط است. تیم دنیزلی درست و منطقی بازی می کرد. تیم وی وقتی جلو بود نیز دفاع می کرد، ولی دفاع دنیزلی با برانکو متفاوت است.
دنیزلی یاد داده بود که با پاس دادن توپ را به جلو برده و دفاع شود، امّا تیم برانکو با زیر توپ زدن دفاع میکند و ما این را در بازیهای متعدّد دیده ایم. دنیزلی به شاگردانش درست بازی کردن را یاد داد و این ادعّا که این دلیل حذف شدن بوده بی انصافیست. ضرر فوتبال برانکو را اکنون در تیمهای باشگاهی می بینیم. ابومسلم مثال خوبیست. سال قبل بازیهای خوبی داشت، ولی امسال... یکی از ایرادات برانکو این است که دایره ی دور خود را محدود کرده است. ما در سالهای قبل روی دانش فنّی او و اینکه داخل زدوبندهای فوتبالمان نمی شود حساب می کردیم. ولی اکنون به نظر می رسد که وارد زد و بند ها شده و حتّی اگر قسّم بخورد که کسی در کارش دخالت نمی کند، کسی باور نخواهد کرد.

کاوه: آیا برانکو کار صحیحی هم کرده است؟
داریوش: مطمئناً، او دیسیپلین و ثبات به تیم آورده است. ممکن است که من با برخی از انتخاباتش و یا نحوه ی بازی اشکال داشته باشم، امّا بازیکنانی که او انتخاب می کند و به آنها وفادار هست به او احترام می گذارند. این خود موفقیّت بزرگ و مهمّی می باشد.

مشکلات تلویزیونّی
کاوه: از مشکلات تهیّه برنامه ی تلویزیونی در خارج از کشور بگو.
داریوش: بزرگترین مشکل ما عدم امکانات برای کار تولیدی است . تلویزیونهای خارج از کشور بیشتر ساعاتشان را به متخصّصین می فروشند تا بقای خود را تضمین نمایند و بهای اندکی به برنامه های ورزشی و تفریحی می دهند. تنگنای کار ما در این است که ما می خواهیم و توانائی آن را داریم که برنامه با کیفیّت بهتر ارائه دهیم، ولی متاسفّانه امکاناتش را نداریم. به همین دلیل تصمیم گرفتم که برنامه ام را تعطیل کنم.

کاوه: ولی دوباره تصمیم گرفتی ادامه دهی.
داریوش: به طور موقّت و به سه دلیل. اوّل اینکه خیلی از بینندگان با من تماس گرفتند گه برنامه را تعطیل نکنیم. دوّم، صاحب تلویزیون در برنامه از من خواست که ادامه دهم تا راه حلّی پیدا کنیم و سوّم برخی بازرگانان تماس گرفته و قول حمایت با دادن آگهی دادند.

کاوه: در برنامه هایت ماجرای قربانیان استادیوم آزادی را زنده نگه داشتی، هدفت چه بود؟
داریوش: یکی از اهداف این برنامه ی ورزشی این بود که به معضلات و بی عدالتیها در ورزش توجّه خاصی کند. دیدید که چگونه از حضور زنان در ورزشگاه آزادی حمایت کردیم؛ با نفس وقوع فاجعه در پس از بازی با ژاپن جدلی ندارم، زیرا حادثه است، ولی اعمال پس از آن غم انگیز است. الان که با شما صحبت می کنم 194 روز از این قضیّه گذشته است. با توجه به سن و سال قربانیان حداقل 5 نفرشان نان آور خانه بودند. فدراسیون تربیت بدنی و ورزشگاه آزادی بایستی به سرعت به شرایط خانواده ها می رسیدند. چهار ماه پس از این ماجرا مجلس 170 میلیون تومان معیّن کرد تا به خانواده ها بدهند، امّا این پول هنوز تقسیم نشده است. گله ی بزرگ من از اعضای تیم ملّی و مربّی تیم است. آنها با فشار مطبوعات توجّه کوچکی به خانواده ها کردند، امّا این توجّه بسیار بسیار دیر و کوچک بود. فرهنگ ما فرهنگ احساسیست. شاید حضور بازیکنان 2 روز پس از این ماجرا می توانست مرهمی باشد. فوتبالیستهای بزرگ ما چون دائی، مهدوی کیا، هاشمیان و کریمی نیز کار خاصّی انجام ندادند. امیدوارم که دادگاه مقصّران را شناسائی و دستگیر کرده و پولها را بین بازماندگان تقسیم کند.

کاوه: با توجّه به این واقعیت که ایران با هیچ تیم آسیائی در جام جهانی هم گروه نخواهد شد، شما در رابطه با بازی ایران و کُره که این هفته انجام میگردد چه نظری دارید؟

داریوش: برای انجام هر بازی دوستانه و تدارکاتی باید دید هدف چیست و چه نتایجی را خواستار هستیم. به این امر واقفیم که در گروه بندی احتمالی جام جهانی ما با هیچ تیم آسیائی هم گروه نخواهیم شد. بنا براین از لحاظ شناخت سبک حریفان احتمالی، بازی با تیم مذکور فاقد ارزش و نتیجه است از سوی دیگر، ضرری که بازی به فوتبالمان می رساند تعطیل دوهفته ای لیگ برتر است، که با در نظر گرفتن تمام جوانب این بازی نهایتاً خیلی ثمربخش نمی باشد.

کاوه: با این همه شما شخصاً نتیچه ی این بازی را چه پیش بینی می نمائید؟

داریوش: کلید اصلی تیم ملّی ایران یعنی مهدوی کیا که مجروح شده، در این بازی شرکت نخواهد کرد. از سوی دیگر نیز از آنجا که بازیکنان تیم کره بایستی خودشان را به مربّیان جدیدشان ارائه دهند، بعلاوه ی آنکه به طریقی جویای انتقام گیری از شکست 4 بر 3 شان که نتیچه ی بازیمان در چین بود می باشند، پس ما فی البداهه می بایستی احتمال پیروزی کُره دراین را بازی در نظر داشته باشیم.

کاوه: متشکّر از این صحبت طولانی و با آرزوی موفقیّت در کارتان !
داریوش: من هم از شما و دوستانتان


معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۴ و ساعت 13:14 توسط : Hossein

نظر ها (13) || [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

مصاحبه اختصاصی با آرش کمانگیر فوتبال ایران ¦ مصاحبه و گفتگو
 

 

 برهانی:

نمی خواهم جام جهانی را از دست بدهم
تا آخر فوتبال قصد ازدواج ندارم
حق مربی است که با کاپیتان مشورت کند اما هیچ گاه ندیده ام که دایی خطی به مربی بدهد!
هیچ گاه قصد حاشیه سازی ندارم!
مطمئن باشید در جام جهانی برانکو مربی تیم ملی خواهد بود!

بعضی از انتقادات واقعااز روی بی منطقی است

تغییر مربی تیم ملی در این زمان بیشترین ضربه را به تیم ملی خواهد زد


از مدت ها قبل قصد داشتیم با آرش برهانی یک مصاحبه، متفاوت تر از همیشه داشته باشیم.با آرش از گذشته ها حرف بزنیم،از محله خواجو کرمان، و از آن کوچه و پس کوچه های خاکی که آرش و بچه محل های او با گذاشتن چهارتا پاره آجر وسط آن برای یک لحظه هم که شده احساس می کردند در یک ورزشگاه پر از تماشاگر توپ می زنند.می خواستیم با برهانی از بازیگوشی های دوران کودکی ، از آن روزهایی که دروازه بان تیم ملی نونهالان بود،از روزهای تنهایی در تهران و از افت و خیزهای فعلی او سخن بگوئیم.گرچه که آرش می توانست با قهرمانی به همراه پاس در لیگ قهرمانان بلیت خود را برای پرواز آلمان به همراه تیم ملی ok کند اما با تمام ناراحتی ها از حذف پاس باز هم می توانیم لبخند بزنیم زمانی که می بینیم شماره 10 پاس بازهم راه اوج را در پیش گرفته است و با به ثمر رساندن گل هایی تماشایی باز هم، همه ایرانیان را به آینده خود و خط حمله تیم ملی امیدوار کرده است.گفتگوی خواندنی ما را با ستاره فعلی ایران و شاید فردای جهان را بخوانید:
پارس فوتبال دات کام- آرش...قصد داشتیم این مصاحبه را متفاوت نسبت به همه گفتگوهای تو  آغاز کنیم اما داغ بازی با العین هنوز سینه ما را می سوزاند.به راستی چه شد که این اتفاق افتاد؟
(با یک آه حسرت بار و نگاهی سرشار از تاسف)چه بگویم...فقط باید قبول کنم که پیش آمده.فوتبال همین است، متاسفانه یکی از بدترین روزهایش نصیب ما شد.خوب...زندگی بعد از حذف ما هنوز ادامه دارد و ما باید خودمان را جمع و جور کنیم تا با قهرمانی در جام های بعد این حذف را فراموش کنیم.قصد ندارم به این بازی دیگر هیچ زمانی فکر کنم.
پارس فوتبال دات کام- شاید دیگر گفتن نداشته باشد ,اما فکر نمی کنی اگر دنیزلی در تعویض هایش کمی بیشتر تامل می کردالان شما در مرحله نیمه نهایی بودید؟
قصد ندارم برای این اتفاق دنبال مقصر باشم.چون تمام تیم مقصر بود.پیرامون کار مربی هم هیچ زمانی به خودم اجازه نمی دهم صحبت کنم.

پارس فوتبال دات کام- اما اگر رزاقی راد جای تو را در زمین می گرفت شاید اوضاع فرق می کرد؟
نه...فکر نمی کنم محسن بد بازی کرده باشد!

پارس فوتبال دات کام- برای اینکه مصاحبه کبود نشود از بحث بازی با العین خارج می شویم.از اولین تیم آرش برهانی شروع می کنیم یعنی تیم میلاد کرمان.تو در آن تیم دروازه بان بودی اما سر از خط حمله در آوردی علت این تغییر180 درجه ای در پستت چه بود؟
البته من در تیم میلاد و منتخب نونهالان کرمان دروازه بان خیلی بدی هم نبودم و در این تیم ها دروازه بان اول بودم که حتی به تیم ملی نونهالان هم دعوت شدم.اما زمانی که به سن نوجوانی رسیدم کم کم حس کردم از این پست زده شده ام تا جائیکه احساس می کردم در قفس هستم!خلاصه در یک بازی تصمیم گرفتم خودم را برای همیشه از پوشیدن دستکش خلاص کنم و پس از دریافت چند گل تابلو!مربی درد من را فهمید و از من پرسید کدام پست را دوست دارم که اینجوری به خط حمله رسیدم.

پارس فوتبال دات کام-چند گل تابلو؟تعریف کن ماجرا چه طور بود؟
من با مربی ترتیب یک بازی شرطی را گذاشتم و شرط کردم اگر در پنالتی هایی که می زند نتوانم حتی یک ضربه را بگیرم دیگر قید دروازه بانی را بزنم و بعد از آن بود که با دریافت عمدی گلها طبق توافقی که کرده بودیم، سر از خط حمله در آوردم.

پارس فوتبال دات کام- تو یکی از کسانی بودی که با بازی در منطقه ای مثل کرمان آن هم بدون هیچ سابقه ای در سطح اول فوتبال کشور به یکی از بزرگترین تیم های کشور رسیدی.تعریف کن که چطور به اینجا رسیدی؟
من بعد از اینکه از تیم میلاد به تیم جوانان شهرداری کرمان منتقل شدم نظر مساعد مربیان تیم بزرگسال را هم جلب کردم و در هر دو تیم مشغول بازی شدم.در سال 80 من تیم ملی جوانان دعوت شدم اما هیچ گاه در تمرینات به من توجهی نشد و من را درتمرینات هم در پست های غیر تخصصی مثل پیستون می گذاشتند و در آخر هم به جایگاه مناسبی در این تیم نرسیدم .اوضاع طوری بود که حس می کردم انگار مرا دعوت کرده اند که فقط اعلام کنند که ازهر استان حداقل یک نماینده در تیم ملی جوانان وجود دارد!اما این اولین تجربه مفید من از سطح اول فوتبال کشور بود که با آن تیم چهارم آسیا شدیم.پس از بازگشت به کرمان آقای حجازی و مایلی کهن چند بازی من در تیم بزرگسالان شهرداری را در جام حذفی دیدند و پیشنهاداتی از باشگاه سایپا و ذوب آهن برای من رسید.تقریبا به یکی از آرزوهای خودم که بازی در یک تیم لیگ برتری تهرانی بود رسیده بودم و با باشگاه سایپا به توافق هم رسیدم اما از آنجایی که سال بعد سرباز می شدم به توصیه برخی از دوستان به پاس منتقل شدم.

پارس فوتبال دات کام- زمانی که در سال 81 به پاس می رفتی از نام هایی مثل عزیزی ،خطیبی، اسماعیلی و بیاتی نیا هراس نداشتی؟
زمانی که با بزرگتر های پاس تمرین می کردم فقط به این فکر بودم تا فرصتی به دست بیاورم تا خودم را نشان دهم.در اولین بازی که برای تیم پاس در دقیقه 64 به میدان رفتم پاس بازی 1 بر 0 برده را به استقلال 3 بر 1 باخت.اگر قرار بود از این نام ها بترسم همان جا فوتبالم تمام می شد. همان سال با دعوت آقای مایلی کهن به تیم امید رفتم ودر همان اولین بازی که ایشان از من در برابر ازبکستان استفاده کرد با دو گلی که در پیروزی سه بر یک به ثمررساندم  بهترین بازیکن میدان شدم و آقای شاهرخی از روی همین ماجرا من رادر دیدار بعدی پاس پس از بازگشت به تهران در ترکیب تیم بزرگسالان پاس گذاشت.در واقع باید بگویم من مدیون آقای مایلی کهن هستم.در فرصت بعد که بدست آوردم دو پاس گل دادم تا دوباره اعتماد مربیان را جلب کنم و نهایتا از آنجاشروعی بود که اسمم در فوتبال سطح اول ایران  شناخته شد.

پارس فوتبال دات کام- زمانی که در تیم میلاد و یا شهرداری بودی دوست داشتی در تیم خاصی در تهران بازی کنی ؟
یک تیم خاص که نام آن را نمی گویم دوست داشتم اما هدفم این نبود که در آن بازی کنم.من قصد داشتم به تهران بیایم و در یک تیم لیگ برتری بازی کنم که خدا را شکر به آن رسیدم.اما این طور نبود که بخواهم در آن تیم که دوست دارم بازی کنم.(ما که فهمیدیم آن تیم کدام یک از دو قطب بود,خیلی ها هم می دانند اما مثلا خودمان را به کوچه علی چپ زدیم که رسم امانت داری حفظ شود)

پارس فوتبال دات کام- اکنون هم آن تیم را دوست داری؟
من باید حرفه ای فکر کنم، عشق علاقه به آن تیم به زمان کودکی برمی گشت.تا زمانی که در پاس بازی می کنم فقط همین تیم را دوست دارم.

پارس فوتبال دات کام- در اروپا چی؟به تیم خاصی فکر می کنی؟
رسیدن به یکی از پنج لیگ برتر اروپا آرزوی هر فوتبالیستی است.من هم دوست دارم به یکی از تیم های خوب اروپایی بروم البته فکر می کنم سبک بازی من بیشتر به فوتبال اسپانیا بخورد به همین خاطرخب طبیعی است که آرزو داشته باشم که از تیمی مثل رئال پیشنهاد داشته باشم!

پارس فوتبال دات کام- یکبار هم قول دادی که هیچ زمان به کشور های عربی نروی.هنوز قولت پا برجاست؟
صددرصد...من همیشه گفته ام فوتبال کشور های عربی جای پیشرفت نیست.اگر قرار بر پیشرفت باشد در لیگ برتر خودمان بیشتر پیشرفت می کنم.

پارس فوتبال دات کام-پس این پیشنهاد جدیدی که از القادسیه برایت آمده بود ماجرایش چه شد؟

اول بار  خبری روی سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا رفت که اشاره کرده بود  به توافق یک میلیون دلاری پاس و القادسیه کویت که  با توجه به تاثیر نامناسبی که اینگونه لیگها بر روی بازی بازیکنان قبلی ایرانی گذاشته  با صحبتهایی که انجام دادیم مساله منتفی شد.بارها گفته ام که لیگ های عربی جای پیشرفت نیست و به همین خاطر نظرم بیشتر با نرفتن به القادسیه بود.

 پارس فوتبال دات کام- قبل از شروع فصل هم چند پیشنهاد از تیم های آلمانی داشتی.
من همین 20 شهریور 23 سالم تمام شد وفکر می کنم هنوز جا برای پیشرفت زیاد داشته باشم اگر قرار بر رفتن به اروپا باشد بهتراست صبر کنم تا آنقدر خودم رادر فوتبال جهان بشناسانم که زمانی که به اروپا رفتم فیکس بازی کنم.خصوصا که جام جهانی هم نزدیک است و بازی مناسب در این مسابقات می تواند روی انتخاب من از سوی باشگاههای معتبر تاثیر مناسبی بگذارد و از آنطرف انتخاب نادرست در این زمان و افت و نیمکت نشینی احنمالی در آن تیم می تواند من را از جام جهان دورکند.

پارس فوتبال دات کام- یعنی خودت  هم امسال برای رفتن رضایت نداشتی؟
البته رضایت باشگاه هم شرط است در شرایط فعلی آن ها هم راضی به رفتن من نبودند.

پارس فوتبال دات کام- فرض کن الان به تیمی مثل بایرن مونیخ رفتی...در بازی های اول چه حس و حالی داری؟تحت تاثیر جو قرار می گیری و با چند تا توپ خراب کردن خودت را می بازی؟
من یک بار شرایط سخت را تجربه کردم.همانطور که اشاره شد زمانی که من از کرمان به پاس آمدم در این تیم 5 مهاجم ملی پوش بازی می کردند.حتی من بازی اول مقابل استقلال را هم همانطور که گفتم اصلا خوب نبودم اما خودم را نباختم.مطمئن باشید آنجا هم وضع همین طور خواهد بود و از کوچکترین فرصت نهایت استفاده را خواهم برد.

پارس فوتبال دات کام- به دوران کودکی آرش برمی گردیم.در خانه چند تا بچه بودید؟

(می خندد) تعدادش را نپرسید.فقط بدانید یک تیم فوتبال بودیم!!

پارس فوتبال دات کام-در این بین مطمئنیم که تو یکی  بچه آرامی نبودی!
اطمینانتان درست است...(خنده)

پارس فوتبال دات کام- همسایه ها هم از دست تو عاصی بودند؟
زمانی که ظهر ها ساعت 2 توی کوچه فوتبال بازی می کردیم و توپ را به در و دیوار می کوبیدیم خیلی شاکی می شدند.

پارس فوتبال دات کام- خانواده هم حتما با فوتبال تو مخالف بود؟
خیلی شدید...خصوصا که آنها فرهنگی بودند و این فوتبال روی تحصیلم اثر بدی گذاشته بود.البته پدرم در ظاهر خیلی مخالفت می کرد اما زمانی که برای من کفش و لباس ورزشی می خرید به نوعی مرا تشویق می کرد. اما بعد از اولین جامی که گرفتم مادرم هم نرم شد.

پارس فوتبال دات کام- روزهای اولی که به تهران آمدی احساس غربت نمی کردی؟
روزهای اول خیلی زیاد...واقعا تنها بودم اما دو تن از برادرانم به تهران آمدند والان با من زندگی می کنند.ضمن اینکه دوستان زیادی را هم در تهران دارم و این ها باعث می شود که دیگر مثل گذشته احساس غربت نکنم.

پارس فوتبال دات کام- اوقات بیکاری را خصوصا در روزهای اول چگونه سر می کردی؟
بعضی روزها بعد از دو نوبت تمرین آنقدر خسته بودم که فقط ترجیح می دادم استراحت کنم اما اگر وقت فراغتی هم باقی می ماند از همان روزها تا به امروز رابطه خوبی با تلویزیون داشته و دارم و فیلم نگاه می کنم.

پارس فوتبال دات کام- با کامپیوتر چه رابطه ای داری؟یادمان می آید که یکجا از قول تو تیتر زده بودند که چت هم می کنی اما بعد از آن شنیدیم که آرش برهانی گفته چت کار آدمهای بیکار است؟!
(خنده)نه...من از اول هم نگفته بودم که چت می کنم امااین طور برداشت شد.با کامپیوتر رابطه خوبی دارم. سایت های ورزشی را زیاد نگاه می کنم و عاشق گالری عکس های آنها هستم اما به چت چندان علاقه ای ندارم...البته الان که با توجه به فشردگی تمرینات کمتر فرصت می کنم.

پارس فوتبال دات کام- این سوال را از آن جهت پرسیدیم که بدانیم هیچ زمانی شده که آرش برهانی برای پیشرفت در بازی اش به دنبال تحقیق و مطالعه روی بازی بازیکنان برتر خارجی باشد؟
شده که مثلا یک مطلب در سایت رئال ببینمم و آن مطلب خیلی نظرم را جلب کرده باشد .قبل از این هم یکبار فیلمی از بازی و تکنیکهای رونالدو را گرفته ام که روی ان کار کرده ام.

پارس فوتبال دات کام-در جای دیگر گفته بودی که پلیس دریکی از خیابان های تهران قصد داشت تو را جریمه کند اما زمانی که تو را شناخت از این کار منصرف شد!؟
(خنده)نه...تکذیب می کنم...چون اصلا اهل خلاف نیستم.

پارس فوتبال دات کام- یعنی تا حالا اصلا جریمه نشده ای؟
حضورا نه....

پارس فوتبال دات کام- خلافی ماشینت را آخرین بار که گرفتی چقدر بود؟
126 هزار تومان!!

پارس فوتبال دات کام- پس خلاف هم می کنی...؟!
(خنده)نه...ماشین هم دست من و هم دست داداشم هست شاید آن زمان بیشتر جریمه می شویم.من اهل خلاف رانندگی نیستم.

پارس فوتبال دات کام- الان از لحاظ رفت و آمد در مکان های عمومی مشکلی نداری؟
نه...البته بعضی ها ممکن است مرا بشناسند اما مشکلی ندارم و خیلی عادی رفت و آمد می کنم.

پارس فوتبال دات کام- آرش قضیه ازدواج تو به کجا رسید؟ قبل از رفتن به امارات برای بازی با العین شایع شده بود که عقد کرده ای؟
نه اصلا...هنوز برنامه ای در این زمینه برای خودم ندارم و تا زمانی که فوتبالم تمام نشود دست به کاری نمی زنم.

پارس فوتبال دات کام-اما خبرنگاران پارس فوتبال در  کرمان خبر داده اند یکی از روزنامه های کرمانی از قول تو تیتر زده بوده  که اگر دختر خوبی باشد در خدمتم؟!
واقعا این را تیتر کردند؟(خنده)....نه قضیه چیز دیگری بود آنجا در مورد ازدواج من سوال کردند و گفتنند دخترهای خوبی آماده ازدواج سراغ دارند که من به شوخی گفتم اگر دختر خوبی دیدید من در خدمتم!اما این کاملا شوخی بود.

پارس فوتبال دات کام- در حال حاضر مطالعه هم داری؟
مطالعه درسی دارم .قصد دارم دیپلم بگیرم و به دانشگاه برسم !

پارس فوتبال دات کام-فقط مطالعه درسی؟

خب قطعا مطالعه غیر درسی هم دارم!

پارس فوتبال دات کام-خب آقای مطالعه!بگو ببینیم آخرین کتابی که خواندی چه بود ؟
شاهنامه!

پارس فوتبال دات کام-یعنی همه اش را خوانده ای؟(خنده)
(خنده)نه همه اش که..

پارس فوتبال دات کام-خب یک رمان که اخیرا خوانده ای را بگو.. 
آخرین کتابی که خواندم 20 کتاب در 1 کتاب بود که واقعا داستان های جالبی داشت.

پارس فوتبال دات کام-خب چند تا سوال درگوشی  و خصوصی!آرش برهانی ادوکلن خاصی استفاده می کند؟
بله!من همیشه Polo را ترجیح می دهم!

پارس فوتبال دات کام-لباس چطور؟دنبال مارک خاصی هستی؟
نه !در مورد پوشاک زیبایی اش و هماهنگ بودن با سلیقه ام اهمیت بیشتری تا نوع مارک و نام تولیدی اش دارد.

پارس فوتبال دات کام-اولین هدیه که گرفتی چه بود؟

یک دوچرخه بود که خب خیلی خوشحالم کرد.

پارس فوتبال دات کام- ...و آن آرش برهانی که آن روز با یک دوچرخه گل از گلش شکفت امروز چه وسیله نقلیه ای دارد؟

تویوتا کمری!

پارس فوتبال دات کام- اولین قراردادت را که با پاس بستی ماشین داشتی؟

اوائل نه!به همین جهت برای رفت و آمد به تمرین مشکل داشتم.اما بعد با پول قراردادم یک ۲۰۶ خریدم که ظرف چند روز برادرم چپش کرد!بعد از آن هم تا این اواخر یک زانتیا داشتم.

پارس فوتبال دات کام-اولین مبلغ پیش پرداخت قراردادت اصلا چقدر بود؟

۸ میلیون تومان بود که علاوه بر آن ماشین خدا بیامرز  یک خانه هم رهن کردم.

پارس فوتبال دات کام- الگوی خودت را در ایران وجهان چه کسانی قرار دادی؟
در جهان تیری آنری و در ایران همه را!

پارس فوتبال دات کام- دقیقا گلهایت که کپیه گلهای آنری به نظر می رسد!اما بین داخلی ها خب یکی را بگو!
همه را قبول دارم!

پارس فوتبال دات کام-یعنی همه مهاجمان ایرانی را به یک اندازه  دوست داری و همه الگوی تو هستند؟
بله همه را دوست دارم و همه الگو هستند!

پارس فوتبال دات کام-همه فهمیدند که داری تعارف می کنی!
(خنده)

پارس فوتبال دات کام-از لحاظ اخلاقی چطور؟کسی الگوی تو هست؟فقط لطفا یکی را بگو..
باز هم همه(خنده)اما به عنوان مثال آقایان گلمحمدی و ترابیان...

پارس فوتبال دات کام- یک گریز به استان خودت کرمان می زنیم و این استان را به عنوان مشت نمونه خروار به میان می آوریم.در استان کرمان هم مثل خیلی از استان های به جوانان بومی دیگر اعتماد ندارند , مثلا در همین تیم مس یا شهرداری اکثرا از غیر بومیهای نا آماده استفاده می کنند.
بله...من هم شنیدم که به بهانه حرفه ای شدن و اینکه دیگر در فوتبال مرز مطرح نیست 70 درصد تیمی مثل مس کرمان را غیر بومی کرده اند.اما به نظر من حرفه ای گری این نیست و اگر مسئولان تا این اندازه کوتاهی نمی کردند و همان جوانان بومی را پرورش می دادند نتیجه بهتری می گرفتند.اما حالا با توجه به این جذب گسترده بازیکنان مناطق دیگر خداکند تیم ها لااقل نتیجه بگیرند تا حداقل اقبال مردم شهرستان ها به فوتبال زیاد شودو تجربه بازیکنان بومی هم بالا برود.

پارس فوتبال دات کام- رسیدیم به سوالی که فقط خود آرش میتواند به آن جواب دهد.برهانی چه زمانی می خواهد ثبات بگیرد و این افت و خیز ها را تمام کند؟
من افت و خیز های خودم را قبول دارم اما این اتفاقی است که برای هر فوتبالیستی آن هم با سن و سال من رخ می دهد و من آن را طبیعی می دانم.

پارس فوتبال دات کام- بعد از بازی های العین هم نشان دادی باز هم راه صعود را در پیش گرفتی .اما نمی توانیم مطمئن باشیم برهانی همین روند را ادامه دهد!
مطمئن باشید دیگر دیگر قصد افت ندارم.

پارس فوتبال دات کام- همینجا می توانی قول هم بدهی؟
قول می دهم...

پارس فوتبال دات کام- به سراغ باشگاه پاس می رویم،تیم خیلی خوبی را داشتید که قهرمان آسیا نشد.
بله...تمام امکانات را برای قهرمانی داشتیم و بچه ها هم انگیزه کافی را برای فتح جام داشتند که متاسفانه آن اتفاقات بازی با العین پیش آمد و دست ما را از جام آسیا کوتاه کرد.اما سعی می کنیم در دو جام حذفی و لیگ برتر دیگر این اشتباهات را تکرار نکنیم تا با فتح آن ها قدرت واقعی خودمان را نشان دهیم.

پارس فوتبال دات کام- اما از کجا معلوم که ماجرای پارسال پاس تکرار نشود؟پاس سال پیش خیلی حاشیه داشت،از اخراج مربی و بازیکن گرفته تا نهایتا ششم شدن تیم قهرمان.
اتفاقات سال پیش برای هر تیمی ممکن بود رخ دهد و من آن ها را حاشیه نمی دانم

پارس فوتبال دات کام -یعنی تا به حال نشده که در این تیم به قول تو بی حاشیه بازیکنی علیه مربی حرفی بزند؟
البته ممکن است چند بازیکن علیه مربی حرف بزنند اما من به شخصه ندیدم که بازیکن خاصی علیه مربی حرفی بزند!اگر هم صحبتی می شود از طرف ذخیره هاست که خب در تمام دنیا اینجور گلایه ها طبیعی است.

پارس فوتبال دات کام-اما پارسال خداداد حرفهایی علیه جلالی زد که جلالی بعد ها آنها را باعث اخراجش دانست!
راجع به این مساله نظری ندارم که این قضیه(اخراج جلالی به واسطه انتقادات خداداد)تا چه حد مستند است ،اما همانطور که گفتم به شخصه تا به امروز با چشمان خود در تمرینات ندیدم که کسی علیه مربی حرفی بزند !آقای خداداد هم این حرفها را در مطبوعات عنوان کرد و در تمرینات چیزی نمی گفت.

پارس فوتبال دات کام- در کنار کدام مهاجم راحت تر بازی می کنی؟
با همه راحتم و سعی می کنم با هرکس که کنارم بازی می کند هماهنگ شوم.

پارس فوتبال دات کام- باز هم که تعارف کردی!خب حالا بگو از بین سه مربی که با تو بیشتر کار کرده اند یعنی برانکو،دینزلی و جلالی با کدام مربی راحت تر بودی؟کدامیک در کلاس بالاتری قرار داشتند؟لابد باز همه!
دقیقا...هر مربی سبک خودش را دارد.با هر سه مربی راحت بودم و همه آن ها در پیشرفت من نقش داشته اند.

پارس فوتبال دات کام- فکر نمی کنی خیلی محافظه کارانه حرف می زنی؟این مصاحبه را که بخوانند همه می فهمند که چقدر تعارف می کنی!
قصد حاشیه سازی ندارم.

پارس فوتبال دات کام- انتقادات اخیر از برانکو را وارد می دانی؟
نه.فکر می کنم تیم در حال حاضر به حمایت بیشتر احتیاج داشته باشد.بعضی از انتقادات واقعااز روی بی منطقی است.

پارس فوتبال دات کام- چقدر احتمال می دهی دینزلی جای برانکو را بر روی نیمکت تیم ملی بگیرد؟
هیچ اندازه.برانکو تا به امروز با تیم عالی نتیجه گرفته است و دلیلی برای تغییرات وجود ندارد.جدای از آن هرگونه تغییر مربی در این فاصله با توجه به اینکه برای بازیکنان ایجاد استرس می کند و مربی جدید زمان زیادی می برد که مثل برانکو با تیم هماهنگ شود فقط به ضرر تیم ما تمام می شود.

پارس فوتبال دات کام- پس مطمئنی برانکو در جام جهانی با ما است؟
بله...مطمئنم.

پارس فوتبال دات کام- تو از اینکه به نوعی لژیونر ها سوگلی برانکو هستند ناراحت نیستی؟
نه...اول اینکه من سوگلی بودن لژیونر ها را قبول ندارم.این یک روند طبیعی در تمام جهان فوتبال است که مربی به بازیکنانی که در باشگاه های بهتر بازی می کنند علاقه بیشتری داشته باشد و کسی نباید از این قضیه دلگیر باشد.

پارس فوتبال دات کام-نگاه کن!الان می خواهیم سوالی بپرسیم که امیدواریم در آن تعارف نکنی!خاطرمان هست یکبار همکارانمان در پارس فوتبال مصاحبه ای با مبعلی  انجام دادند  که ایمان در آن هرگونه خط دادن دایی به مربیان تیم ملی را تکذیب کرده بود اما بعد از قضایای بازی صباباتری و فولاد و آن اخراج ایمان که به جهت خطا روی دایی صورت گرفت به طور غیر مستقیم ازطرف ایمان اعلام شد دایی در تیم ملی به برانکو خط می دهد و بعد از عدم دعوت مبعلی باز این شایعه دهان به دهان پیچید.نظر تو چیست؟باز تاکید می کنیم می خواهیم عین واقعیت را بگویی!اصلا اگر دلت می خواهد مثل آن  قضایایی که گفتی ننویسیم این ضبط صوت را خاموش می کنیم تا تو حد اقل واقعیت را برای ما روشن کنی!
ببینید!اصلا لازم نیست ضبط را خاموش کنید!من عین واقعیت را می گویم!به نظر من برانکو حق دارد از دایی به عنوان کاپیتان تیم مشورت بخواهد.همانطور که مثلا دنیزلی با نکونام یا قطعا ماگات با بالاک مشورت می کند.اصلا کاپیتان در حکم مربی در درون زمین است.خب برانکو هم ممکن است با دایی مشورت کند اما در این چند سال که در تیم ملی بودم ندیدم دایی به کسی خط بدهد که مثلا فلان بازیکن باید باشد یا نباشد!

پارس فوتبال دات کام-یعنی نشده که مثلا فلان بازیکن در تمرین با دایی سفت و سخت بازی کند و احیانا بدجور به پروپایش بپیچد و بعد از آن دیگر اثری از آثارش در تیم نباشد؟
نه به هیچ وجه!

پارس فوتبال دات کام-بازی با کره در پیش است و قرار است تا چند روز دیگر به مصاف کره ای برویم که قطبی را روی نیمکت دارد!نظرت راجع به این بازی چیست؟
فکر می کنم بازی خوبی از کار در بیاید.خصوصا اینکه بازیکنانی که پیش از این شانس زیادی برای حضور ثابت در تیم ملی را نداشتند در این بازی می توا